
چه شورها
شعر: عارف قزوینی
ارکستر: ابراهیم منصوری

چه شورها
شعر: عارف قزوینی
ارکستر: ابراهیم منصوری

شکوههای من
(کُشتی و رفتی)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین
در بر تو گریهکُنان آمدم و «برو، برو» گفتی و رفتی
مرا کُشتی و رفتی
بیخبر از سوز دل خونشدهام، به من برآشفتی و رفتی
مرا کُشتی و رفتی
باورم نمیآمد به این زودی چنین بیوفا شوی
ز عاشق جدا شوی
من هم از خدا خواهم
تو هم روزی شوی عاشق و چو من
به غم مبتلا شوی
در بر تو گریهکُنان آمدم و «برو، برو» گفتی و رفتی
مرا کُشتی و رفتی
بیخبر از سوز دل خونشدهام، به من برآشفتی و رفتی
مرا کُشتی و رفتی
به چشم من قامت چو سرو تو هر لحظه قیامت کُند
چه بعد از این جور فلک تاب من شکستهقامت کند؟
در بر تو گریهکُنان آمدم و «برو، برو» گفتی و رفتی
مرا کُشتی و رفتی
بیخبر از سوز دل خونشدهام، به من برآشفتی و رفتی
مرا کُشتی و رفتی
این آتش دل بیقرارم ای آشنای دردم ندیده رفتی
دردا که عاقبت چون کبوتر از آشیان سردم پریده، رفتی
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

پیک سحر
شعر: کریم فکور
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین
یک نفس ای پیک سحری
بر سر کویش کُن گذری
گو: به فغانم، به فغانم، به فغانم
ای که به عشقت زنده منم
گفتی از عشقت دم نزنم
من نتوانم، نتوانم، نتوانم
من، غرقِ گناهم، تو، عُذرِ گناهی
روز و شبم را تو که مهری، تو که ماهی
چون باده به جوشم، در جوش و خروشم
من سرِ زلفت به دو عالم نفروشم
همه شب بر ماه و پروین نگرم
مگر آید رُخسارت بر نظرم
چه بگویم، چه بگویم، چه بگویم زین راز
من همین بس که مرا کس نبود دمساز
. . .
* * *

تصویری در خیال
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین
عشق من برتر از اندیشه خود
در خیال از تو بتی ساختهام
دادهام پیکر زیبای تو را
آنچنان جلوه که نشناختهام
چون دریا طوفانزا، دو چشمت آفریدم
سیهنقشی از شبها، ز گیسویت کشیدم
به لبهای تو نقشی برتر از افسانه دادم
ز مینا مستی، از گُل، رنگ و بو در آن نهادم
به خیالی که بودهام، بُتِ خود را ستودهام
گر دیدی خستهجان شدم، ناتوان شدم
در پیات به سر، هر طرف دویدم
پیِ آن نقش آرزو، همه جا رو نمودهام
من از جان میپرستم آن، نقشِ جاودان
کز تو در خیال خود آفریدم
* * *
پیکر تراشی و بتشکنی در ترانههای ایرانی
* * *

دل و دل کُشت منو
شعر: رضا گرگینزاده
آهنگ: صدرالدین مهوان
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۵۱
این روزا هر جا میری حرفا همش حرف دله
قصهی ناله و آه و اشکای بیحاصله
این همه قصهی دل را گفتن
این همه گناهِ دل را شستن
کی به آخر میرسه؟ مگه نمیخواد تموم بشه
آخه بابا، بسه دیگه!
یه حرف نو، حرفِ دیگه
دلو دلو دل و دل کُشت منو
دلو دلو دل و دل کُشت منو
تویِ این دورهزمون، توی این شهر جنون
شده دل، وردِ زبونِ اینو اون
دلِ زارِ ناتوون، نمیافته از زبون
شده بازیچهی دستِ اینو اون
وای که دیوونه شدم، به لبم رسیده جون
چی بگم؟ با چه زبون؟
آخه بابا، بسه دیگه!
یه حرف نو، حرفِ دیگه
دلو دلو دل و دل کُشت منو
ابن دلو دلو دل و دل کُشت منو
♫ LP Cover ♫
* * *

به دنبال دل
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: سال ۱۳۴۵
من طالب وصلت نبودم
گر سوی بامت پر گشودم
گفتم مگر جویم تو را در خلوت دل
دنبالِ دل افتادهام منزل به منزل
اُفتان و خیزان میروم صحرا به صحرا
طوفانِ عشقم میکِشد دریا به دریا
کو آن که داند مشکلِ من
این محنتِ بیحاصلِ من
تا کی خداوندا جدایی
وای از من و وای از دلِ من
گفتم مگر جویم تو را در خلوت دل
دنبالِ دل افتادهام منزل به منزل
آن شور تو، آن تابِ من کو
آن خلوتِ مهتابِ من کو
کو دیدهی بیخواب من
کو آن دلِ بیتابِ من
کو، کو، کو
آن حالتِ آشفتهام کو
راز به عالم گفتهام کو
اشکِ چون سیلابِ من
آن دیدهی بیخواب من
کو، کو، کو
. . .
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

دیگر چه خواهی
(گلهای رنگارنگ ۴۱۷)
شعر: رهی معیری
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: حمیرا
انتشار: پاییز سال ۱۳۴۵
وفا با تو ای مه روا نبود
که سنگیندلان را وفا نبود
تا با تو بودم، شادم نکردی
رفتم ز کویت، یادم نکردی
چه شود اگر نگاهی
فکنی به خاک راهی
کُشتی من دلداده را
بر خاک و خون افتاده را
دیگر چه خواهی
تو که یار دیگرانی،
غم و درد من چه دانی
بُردی دلِ حسرتکِشم،
افکندهای در آتشم،
دیگر چه خواهی
به غیر از محبت گناهی ندارم
به جز اشک لرزان گواهی ندارم
یا با اسیران وفا نداری
یا چشم لطفی به ما نداری
کُشتی من دلداده را
بر خاک و خون افتاده را
دیگر چه خواهی
بی رُخت، به شام غم
ندیدهام جلوهی صبح شادی
حاصلی ازین چمن
نچیدهام جز گل نامرادی
ای غافل از افسردهجانان
نامهربان با مهربانان
تا با تو بودم، شادم نکردی
رفتم ز کویت یادم نکردی
کُشتی من دلداده را
بر خاک و خون افتاده را
دیگر چه خواهی
* * *
از «رهی معیری» در این سایت:
«رهی معیری» کاروانسالار ترانهسرایان سبک کلاسیک
«خزان عشق» رهی معیری (مجموعه ترانهها)
امضاء کتاب «سایهٔ عمر» برای «نواب صفا»
خط، صدا و چند ترانه از «رهی معیری»
* * *

پیام آشنا
شعر: کریم فکور
آهنگ: همایون خُرم
خواننده: پروین

آرزو
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش
تو فروغ دلهای بیماری، تو چه شورانگیزی، افسونکاری
ز تو روشن گردد گاهی محفل ما
چو شرابی، مستی بخشی جان مرا
تو فرود آیی، گاه از دنیایی شیرین
به دل زارم، همچون رؤیایی شیرین
تو فروغ دلهای بیماری، تو چه شورانگیزی، افسونکاری
بیداری در دل شب، چون چشم بیدارم
بیداری تا که کُنی، افسونها در کارم
آرزو خندهزنان در دل شب سوی من آیی
شورم در سر فکنی در دل من ار چه نپایی
تو فروغ دلهای بیماری، تو چه شورانگیزی، افسونکاری
گرچه نباشد در تو وفایی
چارهی دردی، عقدهگشایی
تو فروغ دلهای بیماری، تو چه شورانگیزی، افسونکاری
♫ LP Cover ♫
* * *