
طوطی
شعر و آهنگ: صمد نوریان
خواننده: پروا
طوطیجون میخوام برات قصه بگم
قصه از این دل پُر غصه بگم
منم مثل تو به دامی اسیرم
تو باغ آرزو دارم میمیرم
طوطیجون نمیری الهی
دوباره پر بگیری الهی
طوطیجون من تو رو آزاد میکُنم
دل غمگین تو رو شاد میکُنم
پَر بزن برو میونِ جنگلا
اونجا که نرسه دست آدما
طوطیجون نمیری الهی
دوباره پر بگیری الهی
خیلی وقته آدما مهر و محبت ندارن
تا میآیی عادت کُنی زود تو رو تنها میذارن
من که عمری اسیرم تو چرا اسیر بشی
پشتِ میلهی قفس مثل من تو پیر بشی
طوطیجون نمیری الهی
دوباره پر بگیری الهی
♫ LP Cover ♫
* * *

سپید و سیاه
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: عماد رام
خواننده: عماد رام
دنیا مثل زندونه، غصههاش فراوونه
برا هرکه عریونه تا ابد زمستونه
با سپید سیاه دو رنگه
با سیاه سپید به جنگه
دل هرکه مهربون شد
سر راش همیشه سنگه
یه دلی میخوام چو آهن
بدونه هزار و یه فن
که در این دو روز دنیا
بزنه به دوست و دشمن
دومنم ز غصه چاکه چه کُنم
دل من چو چشمه پاکه چه کُنم
به زمونه گر نشونی ز صفاست
دل من واسش هلاکه چه کُنم
پر و بال کفترا که میرن تو آسمون
شده واز که باز بیان به سراغ لونهشون
همه کس اسیر رنگه
همه جا غروب تنگه
افقش چرا سیاهه
اگه آسمون قشنگه
توی هر دلِ شکسته
آرزو جوونه بسته
بوم ناامیدی اما
روی بوم ما نشسته
دومنم ز غصه چاکه چه کنم
دل من چو چشمه پاکه چه کنم
به سرم اگر که مونده هوسی
دل من به زیر خاکه چه کنم
♫ LP Cover ♫
* * *
یک ملودی و آهنگ با دو شعر مختلف (مجموعه ترانهها)
* * *

دریغا دریغا
شعر: رضا جنتیعطایی
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: علیاکبر گلپایگانی
خدایا! خدایا!
چرا از من او را گرفتی که ماتم بگیرم
من این سوی دنیا، تو آن سوی دنیا
چرا دردِ خود کم بگیرم
ز روزی که رفته ز پیشم او، نامه ننوشته
ز خاطر مگر بُرده او از دل یاد بگذشته
دریغا گذشته، گذشته
دریغا گذشته، گذشته
خدایا همه هستیام را گرفتی
همه هستیام را تو یکجا گرفتی
اگر روزی از این قفس پر بگیرم
روَم سر به پایش نَهم تا بمیرم
و یا زندگی را من از سر بگیرم
خدایا! خدایا!
چرا از من او را گرفتی که ماتم بگیرم
من این سوی دنیا، تو آن سوی دنیا
چرا دردِ خود کم بگیرم
ز روزی که رفته ز پیشم او، نامه ننوشته
ز خاطر مگر بُرده او از دل، یاد بگذشته
دریغا گذشته، گذشته
دریغا گذشته، گذشته
♫ LP Cover ♫
* * *

من وجودم مال توست
شعر: ایرج رزمجو
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: رامش
توی دنیا چی میخوای که به پاهات بریزم
همهی هستیمو من به سراپات بریزم
لبِ پُر خنده میخوای، بیا لبهام مال تو
چشم پُر گریه میخوای، هر دو چشمام مال تو
آشیونِ گرم دل همیشه جای تو بود
تو حریر خاطرم نقش سیمای تو بود
تو که مرغ آرزوت روی ابرا میپره
تو رو تا عرش خدا به تماشا میبره
مگه من چی کم دارم که باید تنها باشم
مثل زورقهای پیر گوشهی دریا باشم
اگه رودخونه میخوای، سیل اشکام مال تو
اگه بازیچه میخوای، سر زلفام مال تو
بیا تا برات بگم من غرورم مال توست
بیا تا فدات بشم من وجودم مال توست
اما افسوس که دیگه داره خیلی دیر میشه
زود به داد دل برس چونکه داره پیر میشه
♫ LP Cover ♫
* * *

صنوبر
خواننده: منوچهر سخایی
ای به بالا چون صنوبر، ای به رخ چون میم و ه (مه)
زلف داری همچو عنبر ،لب چو شین و کاف و ر (شکر)
عاشقم من بر جمالت ای نگار نازنین
چون زلیخا بر جمال ی و واو و سین و ف (یوسف)
ای خوشا روزی که گیرم همچو جان اندر برت
تا ستانم از لبانت ب و واو و سین و ه (بوسه)
[ آفتاب عاشقانی، ماهتابِ دلبران
قبلهی آزادگانی ای صنم با ر و خ (رخ)
در میان ر و خ (رخ) اندر کشیده میم و ه (مه)
ای صنم! من دردمندم، تن گرفته ت و ب (تب)
ت و ب (تب) آمد نگار من مرا در عشق تو
داروی دردم تو داری در میان لام و ب (لب)
لام و ب (لب) بر لام و ب (لب) بنهاده باشد تا سحر
میم و ی (می) در پیش باشد بسته باشد دال و ر (در)
ای نگارا! گر تو ما را یک شبی مهمان کُنی
غرق سازم بر لبانت ب و واو و سین و ه (بوسه)
تا بیا خوشحال باشیم آن زمان خواهیم گفت
اندرین دنیا که دیده ب و ه و شین و ت (بهشت)
هر که ما را با تو یکدم شاد نتواند بدید
باد بر جانش همیشه خ و نون و جیم و ر (خنجر)
ای نگارا! گر بخندی قند ریزد از لبت
بشکُفد در ماه بهمن ل الف با لام و ه (لاله)
شاعران بسیار گفتند شعرهای با نمک
کس نگفته شعر همچون سین و عین و دال و ی (سعدی) ]
* * *

شیدا
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
شیدا شدهام، زیبا شدهای، چه بلا شدهای
با اهل صفا بیگانه چرا ز وفا شدهای
دیوانه منم که اسیر بلا شدهام
فرزانه تویی که رها ز وفا شدهای
بهر تو در این دنیا، در همه جا رسوا شدهام
بهر عذابِ دلها عشوهگر دنیا شدهای
خبر نداری ای مَه که چه دلشکنی
چه گویمت که تو آفتِ جانِ منی
دلِ من مشکن که به هر غم من تو شفا شدهای
همراه دلها شدهای
ز فراغت چه کشیدم، ز رقیبان چه شنیدم
آتش غم بر قلب شیدا زدهای
تنها شدهام، رسوا شدهام
وای از غم تنهایی
دور از من چرا با غیر آشنا چون گلها شدهای
* * *

تنها ماندم
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین
تنها ماندم
تنها با دل بر جا ماندم
چون آهی بر لبها ماندم
رازِ خود، به کس نگفتم
عشقت را به دل نهفتم
با یادت شبی که خفتم
چون غنچهی سحر شکفتم
دلِ من ز غمت فغان برآرد
دلِ تو ز دلم خبر ندارد
پس از این نخورم فریب چشمت
شررِ نگهت اگر گذارد
وصلت را ز خدا خواهم
از تو لطف و صفا خواهم
کز مهرت بنوازی جانم
عمر من به غمت شد طی
تو بی من، من و غم تا کی
دردی هست نَبوُد درمانم
* * *

با تو بدرود
شعر: هوشنگ توفیقی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
امشب به یاد رفتهها بر گور دل خواهم گریست
چون آسمان تیرهدل بر بختِ خود خواهم گریست
با نوای سوز سازم نیمهشب در پرتو ماه
نالهها خیزد از این قلبِ حزینم
با دو چشمانِ غمآلود، با دلی آکنده از آه
از خدا خواهم تو را هرگز نبینم
با تو بدورد عشق نافرجام من
بر تو نفرین مرغ شوم بام من
با تو بدورد، با تو بدرود
● بر روی این ملودی، دو ترانه دیگر به نامهای «گریه کن ای قلب من» سروده ایرج جنتیعطایی، با صدای گوگوش (۱۳۴۹) (در اینجا) و «شکوه« سروده رضا شمسا با صدای امیر رسایی (۱۳۴۸) (در اینجا) اجرا شد.
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

دختران سیروس
تار: مرتضیخان [نیداود] / ویلون: موسیخان
آواز: ملوک ضرابی
دختران سیروس تا به کی در افسوس
زیر دست مردان تا به چند محبوس
دختران ساسان
تا به چند خموشی ای زنان ایران
هیچ کس خبر نیست، فکر خیر و شر نیست
ای رجال ایران، زن مگر بشر نیست؟
چند در حجابی؟ تا به کی به خوابی؟
از وجود شیخ است کاین چنین خرابی
مملکت خرابست، ملتش به خواب است
دختران حساس، وقت انقلاب است
دختران ملت تا به چند محنت؟
بیافکنید از سر چادر مذلت؟
یاری که دلم ز بهر او زار شده
خود جای دگر به غم گرفتار شده
من در طلب علاج او میکوشم
چون او که طبیب ماست بیمار شده
● دختران سیروس یا دختران ایران عنوان تصنیفی از سراینده و آهنگسازی ناشناس، با مضمونی در مخالفت با حجاب زنان است که نخستین بار در سال ۱۳۰۶ خورشیدی منتشر شدهاست. سرایندی احتمالی این ترانه محمدعلی امیر جاهد و آهنگساز آن احتمالاً مرتضی نیداود است که به دلیل واهمه از واکنشهای احتمالی متعصبان مذهبی به این ترانه ترجیح دادهاند که اسامی آنان به عنوان خالقان این اثر مخفی بماند. اولین بار قمرالملوک وزیری این تصنیف را خوانده است،اما صفحهای با صدای ملوک ضرابی نیز وجود دارد.
* * *

هوس
شعر: ناصر رستگارنژاد
تنظیم آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۶
باز هم عاشق شدهام، عاشق بر غصه و غم
وای از این دل هوسبازم، بیرون شد از سینه رازم
از این دل کارم شده مشکل، میسوزم و میسازم
گه میگریم، گه میخندم بر این بختِ واژگون
از فرط غم، هر دم ریزم از چشمانم اشکِ خون
وای از این دل، داد از این دل که از نو گشته مایل
بر زیبایی نامهربان کز از حال من باشد غافل
هر کس شیدا نَبوّد، هرگز از ما نَبوّد
عشق و ماه و غم و می یارش شبها نَبوّد
با غصه و غم بودم و هستم شاد و سرمستم از این غم
هرگز در عالم نتوانم باشم بیعشق و بیغم، یکدم
* * *