
غزال
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: چشمه آب حیات (۱۳۳۸)
چون آهوی صحرایُم
که سرگردون و تنهایُم
نمیگیره کسی دستُم
نمیبنده کسی پایُم
میخوام کوله بارمو، یادگارمو
روی مادیون بذارُم
توی یه شب سیه، پشت به خیمهها
سر به بیابون بذارُم
که دَمسازی کنُم پیدا
گُل نازی کنم پیدا
برم گِرد جهون گردُم
همآوازی کنُم پیدا
تا که اسبی هِی کنُم
راهی طی کنُم
توی درهها بخوابُم
پِی گلّهای برُم
شیر بخورُم
پیش برّهها بخوابُم
میخوام راه سفر گیرُم
رَه کوه و کمر گیرُم
بشُم مرغ سفیدبالی
دل از این لونه برگیرُم
میخوام کوله بارمو، یادگارمو
روی مادیون بذارُم
توی یه شب سیاه، پشت به خیمهها
سر به بیابون بذارُم
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *