نوذر پرنگ: از «اسب سُم طلا» تا «کلاغ پر سیاه»

نوذر پرنگ ترانه سرا

۲۰ اسفند ۱۳۱۶ ـ ۲۲ مرداد ۱۳۸۵

«نوذر پرنگ» شاید برای بسیاری نام چندان آشنایی نباشد، ولی کمتر کسی است که ترانه‌هایی که شعرش را او سروده نشنیده و یا به‌خاطر نداشته باشد. «اسب سُم‌طلا»، «غروبا که میشه روشن چراغا» و مشهورتر از همهٔ این‌ها، آن چند خط ترانهٔ «تولد، تولدت مبارک».

ادامه خواندن نوذر پرنگ: از «اسب سُم طلا» تا «کلاغ پر سیاه»

ویگن: اسب سم طلا

ویگن اسب سم طلا

«. . .  سالها پیش یکی از آواز خوانها آمد پیش حقیر ـ این مطلب مال سیزده چهارده سال پیش است که به دبیرستان می‌رفتم. ـ ما هم یک تبرزینی دادیم دست یک دهاتی که برود در خانه‌ی خان را بشکند و از حقش دفاع کند؛ و بهش القاء کردیم که از هیچ چیز هم نترسد و طرف را راهی کردیم به‌طرف خانه‌ی خان. یعنی در آن دوره‌ای که تصنیف‌ها همه‌اش پُر بود از ساغرهای می و سه‌تار و تار و رُباب و معشوقه سرش را می‌گذاشت روی دامن حضرتعالی و می‌گریست؛ و یا شما از این‌کارها می‌کردید. بله درست آن‌زمان حقیر آن تصنیف را گفتم که به‌خاطر دارید. البته طرف ـ که همان جوان دهاتی باشد ـ در راه برخورد می‌کند به مسئولین تصنیف‌های رادیو و آنها بهش می‌گویند: «نه! این چه کاریه!؟ همان بروید گل بستانید و سر زلف یارتان وابسانید.»
البته ما به جوان گفته بودیم بعد که در [خانه] را شکست و سرها را خُرد کرد برود این‌کار را بکُند که زندگی، بعد از مبارزه‌، به زیبایی هم نیاز دارد و به فراغتی که راحت را دریافت؛ و همه‌ی مبارزه‌ها هم به‌خاطر همین است. بهرحال حقیر گفته بود: «بعد میرُم گل می‌سونم، سر زلفش وا میسونم» و آنها [مسئولین رادیو] گفتند: «نه! این چه کاریه!؟ نه! میرم گل می‌سونم و . . .»
برگرفته از گفتگو با نوذر پرنگ، مجله‌ی فردوسی، شماره ۱۱۲۶، دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۵۲، صفحه ۳۱

* * *

اسب سم طلا
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
ترانه فیلم:‌ فردا روشن است (۱۳۳۹)

دختر خانو بوسیدُم
خان می‌دونه، منو می‌گیره
چی‌کار کنُم؟ چی‌کار کنُم؟
اسب ابلق زین کنُم
تنگ غروب سوار بشُم
فرار کنُم، فرار کنُم
من کجا فرار کنُم؟ دلُم نمی‌گیره قرار
سر راشونو می‌گیرُم اگه بیاد صدتا سوار

اسب ابلق سُم طلا! آسه برو، میری کجا؟

می‌ترسُم دیونه بشُم
در دست یار، انگشترِ زَر بشکنُم، زَر بشکنُم!
یا تبرزین بردارُم، نیمه‌شبون خونه‌شونو در بشکنُم، در بشکنُم!
ـ نه! چه کاریه؟!
نه! میرُم گل می‌سونُم سر زلفش وامی‌سونُم

اسب ابلق سُم‌طلا! تندتر برو، آسه چرا؟

* * *

ویگن: مرغ سبکبال

ویگن مرغ سبکبال

مرغ سبکبال
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۳

الا مرغ سبکبال، سفید و خوش خط و خال
به بام خانه‌ی او، سحر گشا پَر و بال
بگو نمی‌کٌنی یاد ز یار مهربانت
چه شد که نشنیده‌ام کلامی از لبانت
سخن ز فتنه‌هایت ای گل گفتم؟ نگفتم
از آن همه جفایت ای گل گفتم؟ نگفتم
به آن کمانِ ابرو، به آن دو چشم آهو
نگفتم که: باشد بالای چشمت ابرو
شدی فسانه دیگر به بی‌وفایی
قلم کشیدی آخر به نام اشنایی

● بر روی این ملودی، ترانه‌ای دیگر به نام «آفتاب، مهتاب» با صدای منوچهر سخایی اجرا شده است. (در اینجا بشنوید.)

* * *

مینا: لالایی

مینا لالایی

لالایی
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: مینا

* * *
«لالایی»ها در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

* * *

الهه: کوچ

الهه کوچ

کوچ
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: الهه

* * *
نوذر پرنگ: از «اسب سُم طلا» تا «کلاغ پر سیاه»

* * *

حسین موفق: جوانی

حسین موفق جوانی

جوانی
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: حسین موفق

* * *
نوذر پرنگ ـ از «اسب سُم طلا» تا «کلاغ پر سیاه»

* * *

ویگن: غزال (ترانه فیلم)

ویگن غزال

غزال
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: چشمه آب حیات (۱۳۳۸)

چون آهوی صحرایُم
که سرگردون و تنهایُم
نمی‌گیره کسی دستُم
نمی‌بنده کسی پایُم

می‌خوام کوله بارمو، یادگارمو
روی مادیون بذارُم
توی یه شب سیه، پشت به خیمه‌ها
سر به بیابون بذارُم
که دَمسازی کنُم پیدا
گُل نازی کنم پیدا
برم گِرد جهون گردُم
هم‌آوازی کنُم پیدا
تا که اسبی هِی کنُم
راهی طی کنُم
توی دره‌ها بخوابُم
پِی گلّه‌ای برُم
شیر بخورُم
پیش برّه‌ها بخوابُم

می‌خوام راه سفر گیرُم
رَه کوه و کمر گیرُم
بشُم مرغ سفیدبالی
دل از این لونه برگیرُم
می‌خوام کوله بارمو، یادگارمو
روی مادیون بذارُم
توی یه شب سیاه، پشت به خیمه‌ها
سر به بیابون بذارُم

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *