
مرد سرگردان
شعر: شهرام [علیرضا طبایی]
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۹
مرد سرگردان این شهرم
همدمی گمگشته را جویَم
قصهها دارد دل تنگم
بشنو امشب، قصه میگویم!
یک شب از شبهای تابستان
ناشناسی از سفر آمد
با نگاه پُرغرور خود
شعلهها بر دشت جانم زد
دور از این دنیای تاریکی
ما دو مرغ نغمهخوان بودیم!
غافل از اندیشهی فردا
روز و شب با هم روان بودیم!
یک شب بارانی پاییز
آسمان، ساز جدایی زد
او سفر کرد از دیار من
پا به عشق و آشنایی زد
ماندهام تنها و سرگردان
او نشان از من نمیگیرد!
رفتهام از یاد او، اما
یاد او در من نمیمیرد!
● متن ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *