
رهی معیری را بیشتر با ترانههایی که سروده میشناسند. وقتی میگویی: «رهی معیری»، انگار گفته باشی: «دیدی که رسوا شد دلم» مرضیه، «بهکنارم بنشین» دلکش، «خزان عشق» جواد بدیعزاده و «من از روز ازل دیوانه بودم» غلامحسین بنان.
از «رهی معیری» در این سایت:
«رهی معیری» کاروانسالار ترانهسرایان سبک کلاسیک
«خزان عشق» رهی معیری (مجموعه ترانهها)
امضاء کتاب «سایهٔ عمر» برای «همایون خرم»
امضاء کتاب «سایهٔ عمر» برای «نواب صفا»
خط، صدا و چند ترانه از «رهی معیری»
* * *

امروز (۱۷ آبان ماه) سالگشت درگذشت «صبحی» اولین قصهگوی کودکان در رادیو ایران است.
ادامه خواندن یادی از «برنامه کودک» رادیو ایران (قصههای صبحی)

(تقدیم به لشگری، هنرمند ارجمند ـ الهه)
در سالهای دور رسم بود افراد عکسی همراه با خط و امضاء خود به دوستان و همکاران خود یادگار بدهند. پس به عکاسخانه میرفتند و عکسی به این منظور میگرفتند. نمونهاش عکس بانو الهه که به جواد لشگری آهنگساز برخی از ترانههای او تقدیم شده است.
● ترانهشناسی جواد لشگری (الهه)
* * *
«. . . شب با آقای پرویز یاحقی و نواب صفا منزل خانم الهه مهمان بودیم. . . من از جایم بلند شدم دستم را گذاشتم روی دوش یکی از رفقام ـ یا آقای صفا بود یا پرویز یاحقی ـ گفتم: «مستِ مستم ساقیا، دستم بگیر!» . . . دو روز بعد تو راهرو ادارهی رادیو سینه به سینه به آقای گلپایگانی برخوردم.»
مست مستم ساقیا! دستم بگیر
تا نیفتادم ز پا دستم بگیر
بر در میخانه با زنجیر عشق
بستهای پای مرا، دستم بگیر
دردمندم، عاشقم، افسردهام
ای به دردم آشنا دستم بگیر
اوفتادم سخت در گرداب عشق
این دم آخر بیا دستم بگیر
من که بر این سینهی چون آینه
میزنم سنگ تو را دستم بگیر
* * *
● حکایت ترانه «صبرم عطا کن» به روایت «بیژن ترقی»
● حکایت ترانه «بهار دلنشین» (بنان) به روایت «بیژن ترقی»
● حکایت ترانه «بگو که هستی» (دلکش) به روایت «بیژن ترقی»
● حکایت ترانه «کعبهٔ دلها» (الهه) به روایت «بیژن ترقی» و «الهه»
● حکایت تصنیف «از خون جوانان وطن» (الهه) به روایت «بیژن ترقی»

با چشمها
سروده و صدای: احمد شاملو
موسیقی: فریدون شهبازیان
ادامه خواندن احمد شاملو: با چشمها (صدای شاعر)