
چرا گوشه گرفتی (تنها منشین)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش
آمد، آمد، با دلجویی،
گفتا با من:
تنها منشین!
برخیز و ببین
گلهای خندان صحرایی را؛
از صحرا دریاب این زیبایی را.
با گوشه گرفتن، درمان نشود غم؛
برخیز و به پا کُن شوری تو به عالم.
تو که عُزلت گُزیدهای،
غم دنیا کشیدهای،
ز طبیـعت، چه دیدهای تو.؟
تو که غمگین نشستهای،
ز جهان دل گُسستهای،
به چه مقصد رسیدهای تو.؟
زین همه طراوت از چه رو نهان کُنی؟
شِکوه تا به کِی ز جور این و آن کُنی؟
دلغمین به گوشهای چرا نشستهای؟
جان من مگر تو عُمر جاودان کُنی؟
تا کی تو چنین باشی؟
عمری دلغمین باشی
گُلگشت چمن بهتر
یا گوشهنشین باشی؟
تا کی باید باشی افسرده در بند دنیا؟
خندانرو شو چون گُل، تا بینی لبخند دنیا.
پانویس:
ترانه «چرا گوشه گرفتی» (تنها منشین) را میتوان مکمل یا پیوستی بر ترانهی «گوشهگیر» دانست. آن ترانه نیز اثر مشترک این سه هنرمند است. [در اینجا بشنوید!]
* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

دریای انتظار
شعر: محمدعلی شیرازی | خواننده: گوگوش
بر آهنگ: Harlekin – Siw Malmkvist
شنهای ساحلی، کلبههای گلی
چشمانِ باز صدف، موجی که تن پوشیده با تور کف
هر یک در این دریا چون دلِ عاشقم انتظار تو را دارد
بر لبهای قایقرانانِ نغمهخوان
خاموشی کرده آشیان، بی تو جانا
بازآ، بازآ با طنین آواز خود،
با فسون و با ناز خود
بار دیگر بلرزان قلبِ دریا را
بر روی موج آب، نیلوفر رفته خواب
بر چشمان خوابِ او، بر شام من یک بار دیگر بتاب
بازآ، بازآ، بازآ چون دل عاشقم انتظار تو را دارد
♫ LP Cover ♫
* * *
نمونهٔ فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

نه آفتاب، نه بارون
شعر: رضا جنتیعطایی
آهنگ: بزرگ لشکری
خواننده: مرضیه
دیگه چیزی نمیخوام
نه آفتاب، نه بارون
نه ساحل دریا و نه دشت و بیابون
دیگه فرقی نداره، نه اینجا، نه اونجا
نه توی خونهمو نه اونور دنیا
قدم زدن در زیر بارون
رو ماسهها دراز کشیدن
دویدنای توی ساحل
آب دریا به هم پاشیدن
اینا همه با او صفا داشت
دنیای ما چه جلوهها داشت
اگه ز دست زندگی
دل منِ شکستهپر تو سینه تنگه
ولی باید قبول کنم
که زندگی خوب و قشنگه
حالا که او رفته دیگه این زندگی خالی شده
دل بیچارهی من، راستی چقدر تنها شده
. . .
* * *

نخستین عشق
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: مهستی
ترانه فیلم: شکوه قهرمان
عشق تو چون آتشی در سینهام مانده
با قلب من در رویا افسانهی تو خوانده
آرزو در سینهام بر پا کرده توفان
تنها تو در این دنیا با این مرغ خسته بمان
هر جا باشم پس از این یاد تو بود در خاطر من چون خاطرهها
بر هر جا مینگرم چون خندهی گل بینم بهخدا لبخند تو را
با من باش ای که ز تو روشن شده این ویرانهی دلم
ترکم مکُن که تو را خواهد به جهان دیوانه دلم
در شب تنهایی، در بر آیینه، قصهی دل میخوانم
ای همه شیدایی، من خدا میداند، قدر عشقت میدانم
تا کنارت هستم، چشمهی امیدم، جلوهای از خورشیدم
بیتو بیآرامم، شمع تبآلودم، بیپناهم، نومیدم
هر جا باشم پس از این یاد تو بود در خاطر من چون خاطرهها
بر هر جا مینگرم چون خندهی گل بینم بهخدا لبخند تو را
♫ LP Cover ♫
* * *
یادمان اسفندیار منفردزاده
* * *

حالا باور بکنم یا نکنم!؟
شعر: ذبیح بداغی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: گوگوش
اومدم شبها رو باور نکُنم، غصه نذاشت
اومدم غصه رو باور نکُنم، شب نمیذاشت
حالا باور بکُنم یا که باور نکُنم؛
دردی درمون نمیشه،کاری آسون نمیشه
کوه غصه روی قلبم دیگه ویرون نمیشه
میتونست چشمای تو شبها رو روشن بکُنه
نذاره غم توی دل اینقده شیون بکُنه
توی دل هیچ میدونی غم داره آواز میخونه
اینو من میدونم و این شب تاریک میدونه
دلِ تو، خندهی تو، چشمای تو، دستای تو
میتونستن نذارن شبها رو باور بکُنم
حالا باور بکُنم یا که باور نکُنم
دردی درمون نمیشه، کاری آسون نمیشه
کوه غصه روی قلبم دیگه ویرون نمیشه
میتونست چشمای تو شبها رو روشن بکُنه
نذاره غم توی دل اینقده شیون بکُنه
توی دل هیچ میدونی غم داره آواز میخونه
اینو من میدونم و این شب تاریک میدونه
♫ LP Cover ♫
* * *

وقتی که تو میخندی
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: الهه
خندد جهان بر من، قلبم شود روشن
با آن لبِ جانپرور، وقتی که تو میخندی
دست تو در دستم، چشمت کُند مستم
مستی شود افزونتر، وقتی که تو میخندی
شد تازه روانِ من از معجزهی لبخند
این خندهی روحافزا آخر کُندم پابند
از قلب من گویی رود رنج و غم دنیا، وقتی که تو میخندی
گیتی شود در چشم من زیباتر از رویا، وقی که تو میخندی
وقتی که تو میخندی توفان عشقت کلبهی دلها بههم ریزد
رنج زمانه همچو گردی از میان خیزد
ما را نگاهت درسی از جادو بیاموزد
جان گر بپرهیزد ز عشقت با چه آمیزد؟
* * *

قصهٔ عشق
کلام: کریم فکور | خواننده: الهه
بر آهنگ ترانه: Andy Williams – Love Story
آه من از کجا بیان کُنم این قصه را
که عالمی خبر شود ز عشق ما
من از کُجا بیان کُنم این ماجرا
که دیده را سازد گریان
او نور امید افشانده بر دنیای من
باشد چو ماه روشنگر شبهای من
گر نقش او از پردهی رویای من گردد فنا
دنیای من یابد پایان چون خورشید صبح پاییز
قلب و روحم را سازد لبریز از یک احساس
فریاد از این احساس
دارم آتش در دل پنهان
اشکِ من باشد قصهگوی این عشقِ سوزان
♫ LP Cover ♫
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *

میبرد مرا
(گلهای رنگارنگ ۵۲۰)
شعر: رهی معیری
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: هایده
همراه خود نسیم میبرد مرا
یارب چو بوی گل به کجا میبرد مرا
سوی دیار صبح رود کاروانِ شب
باد فنا به ملک بقا میبرد مرا
با بال شوق ذره به خورشید میرسد
پرواز دل به سوی خدا میبرد مرا
آن را که جفاخوست نمیباید خواست
سنگیندل و بدخوست نمیباید خواست
ما را ز تو غیر از تو تمنایی نیست
از دوست به جز دوست نمیباید خواست
♫ LP Cover ♫
* * *

نفرین به تو ای سرنوشت
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: سرنوشت

ی
اگه دیوونگی عشقه، درسته
ترانه سرا: نظام فاطمی
آهنگساز: پرویز مقصدی
تنظیم کننده: ناصر چشم آذر
خواننده: عارف
ترانه فیلم: قربون هر چی خوشگله
من از دیوونه مردم میگریزم
به اون جایی که دل میگه بهشته
گریزونم من از مردم، همیشه
اینم از بازیهای سرنوشته
دلم میخواد بریم اونجا من و تو
که ما رو چشم نامحرم نبینه
به اون جایی که جز خورشید و مهتاب
کسی دیگه ما رو با هم نبینه
پنهون کُنم از چشم حسودا
تو رو که گوهری گمشده بودی
تو رو که چون پرستوی مسافر
به قهر رفته، به ناز آمده بودی
میخوام از چشم بد دورت کُنم، دور
به اسفند دل و آتش سینه
میخوام پیش دو چشمونت بمیرم
که راه و رسم عاشقی همینه
به من میگن تو رو دیوونه کرده
کسی که چشم او سِحره و جادو
اگه دیوونگی عشقه، درسته
که من دیوونهام، دیوونه او
♫ LP Cover ♫
* * *