رامش: من وجودم مال توست

رامش من وجودم مال توست

من وجودم مال توست
شعر: ایرج رزمجو
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: رامش

توی دنیا چی میخوای که به پاهات بریزم
همه‌ی هستی‌مو من به سراپات بریزم
لبِ پُر خنده می‌خوای، بیا لبهام مال تو
چشم پُر گریه می‌خوای، هر دو چشمام مال تو

آشیونِ گرم دل همیشه جای تو بود
تو حریر خاطرم نقش سیمای تو بود
تو که مرغ آرزوت روی ابرا می‌پره
تو رو تا عرش خدا به تماشا می‌بره

مگه من چی کم دارم که باید تنها باشم
مثل زورقهای پیر گوشه‌ی دریا باشم
اگه رودخونه می‌خوای، سیل اشکام مال تو
اگه بازیچه می‌خوای، سر زلفام مال تو
بیا تا برات بگم من غرورم مال توست
بیا تا فدات بشم من وجودم مال توست
اما افسوس که دیگه داره خیلی دیر می‌شه
زود به داد دل برس چونکه داره پیر می‌شه

♫  LP Cover  ♫

* * *

منوچهر: صنوبر

منوچهر صنوبر

صنوبر
خواننده: منوچهر سخایی

ای به بالا چون صنوبر، ای به رخ چون میم و ه (مه)
زلف داری همچو عنبر ،لب چو شین و کاف و ر (شکر)
عاشقم من بر جمالت ای نگار نازنین
چون زلیخا بر جمال ی و واو و سین و ف (یوسف)
ای خوشا روزی که گیرم همچو جان اندر برت
تا ستانم از لبانت ب و واو و سین و ه (بوسه)
[ آفتاب عاشقانی، ماهتابِ دلبران
قبله‌ی آزادگانی ای صنم با ر و خ (رخ)
در میان ر و خ (رخ) اندر کشیده میم و ه (مه)
ای صنم! من دردمندم، تن گرفته ت و ب (تب)
ت و ب (تب) آمد نگار من مرا در عشق تو
داروی دردم تو داری در میان لام و ب (لب)
لام و ب (لب) بر لام و ب (لب) بنهاده باشد تا سحر
میم و ی (می) در پیش باشد بسته باشد دال و ر (در)
ای نگارا! گر تو ما را یک شبی مهمان کُنی
غرق سازم بر لبانت ب و واو و سین و ه (بوسه)
تا بیا خوشحال باشیم آن زمان خواهیم گفت
اندرین دنیا که دیده ب و ه و شین و ت (بهشت)
هر که ما را با تو یکدم شاد نتواند بدید
باد بر جانش همیشه خ و نون و جیم و ر (خنجر)
ای نگارا! گر بخندی قند ریزد از لبت
بشکُفد در ماه بهمن ل الف با لام و ه (لاله)
شاعران بسیار گفتند شعرهای با نمک
کس نگفته شعر همچون سین و عین و دال و ی (سعدی) ]

* * *

مرضیه:‌ شیدا

مرضیه شیدا

شیدا
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه

شیدا شده‌ام، زیبا شده‌ای، چه بلا شده‌ای
با اهل صفا بیگانه چرا ز وفا شده‌ای
دیوانه منم که اسیر بلا شده‌ام
فرزانه تویی که رها ز وفا شده‌ای
بهر تو در این دنیا، در همه جا رسوا شده‌ام
بهر عذابِ دلها عشوه‌گر دنیا شده‌ای
خبر نداری ای مَه که چه دل‌شکنی
چه گویمت که تو آفتِ جانِ منی
دلِ من مشکن که به هر غم من تو شفا شده‌ای
همراه دلها شده‌ای
ز فراغت چه کشیدم، ز رقیبان چه شنیدم
آتش غم بر قلب شیدا زده‌ای
تنها شده‌ام، رسوا شده‌ام
وای از غم تنهایی
دور از من چرا با غیر آشنا چون گلها شده‌ای

* * *

پروین: تنها ماندم

پروین تنها ماندم

تنها ماندم
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین

تنها ماندم
تنها با دل بر جا ماندم
چون آهی بر لبها ماندم
رازِ خود، به کس نگفتم
عشقت را به دل نهفتم
با یادت شبی که خفتم
چون غنچه‌ی سحر شکفتم

دلِ من ز غمت فغان برآرد
دلِ تو ز دلم خبر ندارد
پس از این نخورم فریب چشمت
شررِ نگهت اگر گذارد
وصلت را ز خدا خواهم
از تو لطف و صفا خواهم
کز مهرت بنوازی جانم
عمر من به غمت شد طی
تو بی من، من و غم تا کی
دردی هست نَبوُد درمانم

* * *

عارف:‌ با تو بدرود

عارف با تو بدرود

با تو بدرود
شعر: هوشنگ توفیقی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف

امشب به یاد رفته‌ها بر گور دل خواهم گریست
چون آسمان تیره‌دل بر بختِ خود خواهم گریست
با نوای سوز سازم نیمه‌شب در پرتو ماه
ناله‌ها خیزد از این قلبِ حزینم
با دو چشمانِ غم‌آلود، با دلی آکنده از آه
از خدا خواهم تو را هرگز نبینم
با تو بدورد عشق نافرجام من
بر تو نفرین مرغ شوم بام من
با تو بدورد، با تو بدرود

● بر روی این ملودی، دو ترانه دیگر به نامهای «گریه کن ای قلب من» سروده ایرج جنتی‌عطایی، با صدای گوگوش (۱۳۴۹) (در اینجا) و «شکوه« سروده رضا شمسا با صدای امیر رسایی (۱۳۴۸) (در اینجا) اجرا شد.

*‌ * *
♫  LP Cover  ♫

* * *

ملوک ضرابی: دختران سیروس

ملوک ضرابی دختران سیروس

دختران سیروس
تار: مرتضی‌خان [نی‌داود] / ویلون: موسی‌خان
آواز: ملوک ضرابی

دختران سیروس تا به کی در افسوس
زیر دست مردان تا به چند محبوس

دختران ساسان
تا به چند خموشی ای زنان ایران

هیچ کس خبر نیست، فکر خیر و شر نیست
ای رجال ایران، زن مگر بشر نیست؟

چند در حجابی؟ تا به کی به خوابی؟
از وجود شیخ است کاین چنین خرابی

مملکت خرابست، ملتش به خواب است
دختران حساس، وقت انقلاب است

دختران ملت تا به چند محنت؟
بیافکنید از سر چادر مذلت؟

یاری که دلم ز بهر او زار شده
خود جای دگر به غم گرفتار شده

من در طلب علاج او می‌کوشم
چون او که طبیب ماست بیمار شده

● دختران سیروس یا دختران ایران عنوان تصنیفی از سراینده و آهنگسازی ناشناس، با مضمونی در مخالفت با حجاب زنان است که نخستین بار در سال ۱۳۰۶ خورشیدی منتشر شده‌است. سرایند‌ی احتمالی این ترانه محمدعلی امیر جاهد و آهنگساز آن احتمالاً مرتضی نی‌داود است که به دلیل واهمه از واکنش‌های احتمالی متعصبان مذهبی به این ترانه ترجیح داده‌اند که اسامی آنان به عنوان خالقان این اثر مخفی بماند. اولین بار قمرالملوک وزیری این تصنیف را خوانده است،اما صفحه‌ای با صدای ملوک ضرابی نیز وجود دارد.

* * *

ویگن: هوس

ویگن هوس

هوس
شعر: ناصر رستگارنژاد
تنظیم آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۶

باز هم عاشق شده‌ام، عاشق بر غصه و غم
وای از این دل هوسبازم، بیرون شد از سینه رازم
از این دل کارم شده مشکل، می‌سوزم و می‌سازم
گه می‌گریم، گه می‌خندم بر این بختِ واژگون
از فرط غم، هر دم ریزم از چشمانم اشکِ خون
وای از این دل، داد از این دل که از نو گشته مایل
بر زیبایی نامهربان کز از حال من باشد غافل
هر کس شیدا نَبوّد، هرگز از ما نَبوّد
عشق و ماه و غم و می یارش شبها نَبوّد
با غصه و غم بودم و هستم شاد و سرمستم از این غم
هرگز در عالم نتوانم باشم بی‌عشق و بی‌غم،‌ یکدم

* * *

منوچهر سخایی: پشیمون برمی‌گردم

منوچهر سخایی پشیمون برمی گردم

پشیمون برمی‌گردم
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: بابک بیات
خواننده: منوچهر سخایی

روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید

* * *

عارف: تاب گیسو

عارف تاب گیسو

تاب گیسو
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: بدیع‌زاده
خواننده: عارف

در موسم گل، در زلف سنبل بوی تو بینم
در نور مهتاب، در چهره‌ی گل روی تو بینم
با تار گیسو، با چشم جادو آخر شکارم کردی
تا در جنونم افسانه سازی افسون به کارم کردی
عاشق شدم من یک دل نه صد دل
بر تو چون ماهی، گیسو سیاهی ای جان فدایت
خواهم که هستی ریزم ز مستی چون موی تو، در پایت

* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید

* * *

رامش: بر بالین او

رامش بر بالین او

بر بالین او
شعر: نظام فاطمی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: رامش
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۴۴ ‌

سوزد ز تب، آن لاله‌رو
من آتشم از سوز او
من به بالینش نشسته
بر دو چشمش دیده بسته
شاید، شاید دیده بگشاید
بر مَهِ رویش فکنده
سایه مژگان بلندش
گشته همچون موج دریا
سینه‌ی همچو پرنده‌ش
می‌رود از دل قرارم
بشنوم چون ناله‌ی او
می‌چکد اشکم چو شبنم
بر رخ چون لاله‌ی او
بچکد اشکم به رویش
بکشم دستی به مویش
ز دلم خیزد دودِ آهی
به دعا می‌خواهم امشب
که رها سازد او را تب
به تنِ من ریزد الهی

* * *