
افسون لیلی
ترانهسرا: هدایتالله نیرسینا
آهنگساز: واروژان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۹
کنار لاله در دامان صحرا
به یادت روزها بگذشت و شبها
که روزی هم تو ای زیبا بیایی
ببینم لالهی روی تو آنجا!
به سوی کلبهی من در بیابان
نسیم صبح و شب آمد شتابان
شب آمد، ماه آمد، زهره آمد
نشد خورشید سیمای تو تابان
جانم آمد بر لب ز جدایی
لیلا، لیلا جانم تو کجایی؟
شبانگه با غم عشق تو ای ماه
کُنم شبزندهداری تا سحرگاه
مَه و ناهید و مرغ شب گواهم
که چشمم تا سحرگه بوده بر راه
فِکندم ناله در چنگ از دل تنگ
بشُد همراز من مرغ شباهنگ
تو گویی زهره هم بر من دلش سوخت
ز سوز ساز من، دیگر نزد چنگ
جانم آمد بر لب ز جدایی
لیلا، لیلا جانم تو کجایی؟
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

افسونگر
شعر: کریم فکور
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: پوران شاپوری
افسونگر! بشنو دل به عشق تو ندهم دیگر
افسونگر! دور شو! زین دل رمیده بگذر
دل برگیر از من، رو سوی عشق دیگر
افسونگر نغمهی وفا به گوشم خواندی
افتادی بر پایم تا به آتشم نشاندی
دل چون رامت شد سوی حسرتم کشاندی
کِشم از دستت دامن، شوم از چشمت پنهان
ببر از یادم که بیابد قصهی ما پایان
دل من زین افسونها نکند دیگر پروا
که زدم بر صفحهی عشقت مُهر جدایی را
افسونگر! دور شو! زین دل رمیده بگذر
دل برگیر از من، رو سوی عشق دیگر
عشق بیثمر تو شد بلای دل من
شادی آرد زین پس نغمههای دل من
چه خواهی ز جانم، ز جورت پریشانم
یا رب! یا رب! تا کی نالم چون نی
دگر از غم تو آزادم، که به مهر کسی دل دادم
فتنهگری پیشه مکُن! از پای افتادم
* * *

ساغر بلورین
شعر: هدایتالله نیرسینا
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین
تو مگر نفش رویایی که چنین شوخ و زیبایی
چمنآرا چون گلهایی
ثمر ناز و افسونی، شرر عشق مجنونی
اثر حُسنِ لیلایی
چو رُخت، زیبا جهان ما شد
همهجا جشنِ فرح به پا شد
چمن و صحرا فرحفزا شد
همهجا ساز است و رقص و آوا
همهجا نور است و شور و غوغا
تو فِکن نور از فروغ سیما به کلبهی ما
امشب ز فروغت روشن بنما شبِ تاریک من
مشکن دل پُر مهرم، مشکن
دارم دلِ تنگی در بَر، نازک چون بلورین ساغر
پُر از میِ عشقت ای دلبر
چو رُخت، زیبا جهان ما شد
. . .
زین میِ نوشین، سرمستم
مست و خرابم تا هستم
دامنِ مهرت بگرفتم
دامنِ دل رفت از دستم
تا هستم، سرمستم
بر غم عشقت دل دادم
از همه غمها آزادم
محو تو گشتم ای زیبا
هستی خود رفت از یادم
با یادی کُن شادم
* * *

زیبای من
شعر: کریم فکور
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: یاسمین
زیبای من، سیمینتن و شیرین زبانی
در چشم من دلکشتر از جانِ گرانی
ز چشمانِ تو بارد فروغ زندگانی
تویی در دلبری رشکِ پری، بهتر ز جانی
تو را خواهم؛ اگر با من شود دشمن جهانی
ای روی تو شمع و گل و پروانهی من
تنها تو را خواهد دلِ دیوانهی من
چو بلبل نغمهخوان، مانند گل خوشرنگ و بویی
ندارد گفتگو؛ مفهوم عشق و آرزویی
دم از شادی بزن، شو جلوهگر مانند گل با روی خندان
بُوَد روز خوش و وقت طرب؛ بیگانه شو با یأس و حرمان
ندهم، ندهم دل به دست غم؛ نکُنم، نکُنم شکوهها ز عالم
شدم باد سحر تا بگذرم سر کوی تو موی تو بگویم
شدم مرغ چمن ای گل من تا که شادی از روی تو بجویم
ز جام می چه خواهی، می تبه سازد جوانی
نکُن با می پریشان این دو روز زندگانی
* * *

حلقهی زرین
شعر: کریم فکور
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: الهه
ای شمع شب تارم
تا رفتی ز کنارم
به امید تو نشستم که بیایی
که بیایی رخ دلکش بنمایی
عمری در غمت ای گل
سر کردم به تحمل
کُشدم غم، تو کجایی؟ تو کجایی؟
که بسوزی دل زارم ز جدایی
ز چه ای مَه تو برفتی ز کنارم
تو که رفتی که فروزد شبِ تارم
در دستم حلقهی عشق تو دارم
جز نامت کی هرگز به لب آرم
ای شمع شب تارم
تا رفتی ز کنارم
به امید تو نشستم که بیایی
که بیایی رخ دلکش بنمایی
رفتی و دل بر عهد تو بستم
حلقهی زرین مانده به دستم
به امیدت بنشستم، ز تو عهدی نشکستم
دیده به ره بستم
من هر شب در خوابم میبینم
مشتاق و بیتابت میبینم
چه خوش بُوَد آن خوابی که با حقیقت پیوندد
چه خوش بود آن یاری که برمحبت دل بندد
* * *

پیغام من
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه
کو یاری تا به دیارم برساند؟
پیغامم را به نگارم برساند
کو غمخواری که کنارم بنشیند؟
دلدارم را به کنارم برساند
من هم شدم جدا ز آشیانه
من هم دلم شکسته ای زمانه
من هم به نالههای عاشقانه
در این زمانه گشتهام فسانه
بیخبرم ز جای بینشان تو
بر لبِ من رسیده جان به جانِ تو
هجر تو شد نصیبِ من در این میانه
چه شود کز تو رسد به شکستهدلی خبری؟
چه شود گُل فِکند به بد آب و گِلی نظری؟
چو نسیم سحر ز برم بگذر
بگذر که مگر گلی از گِل من بدمد
چو روم به نظر
* * *

چه دارم
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: روسپی
♫ LP Cover ♫
* * *

شاید تو را دیگر نبینم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: عماد رام
خواننده: عماد رام
در کار دل حیران منم، هر لحظه در طوفان منم
ای نازنینم! شاید تو را دیگر نبینم، دیگر نبینم
لیلای بی سامان تویی ، مجنون سرگردان منم
ای نازنینم! شاید تو را دیگر نبینم، دیگر نبینم
اکنون که از هستی، آهی ندارم
جز دوری از چشمت، راهی ندارم
هر کس تو را بیند، افتد به راهت
دارد هزار افسون، شرم نگاهت
چشمان تو هر لحظه رنگی تازه دارد
عاشقکُشی ای نازنین، اندازه دارد
گفتم: وفا، گفتی: خطا کُن
گفتم؛ غمت، گفتی: رها کُن
گفتم: دلم، گفتی: بسوزد
گفتم: خدا، گفتی: صدا کُن
گفتم که: عمر نازنینم را چه گویی؟ گفتی: فدا کُن
گفتم که: در شبهای تاریک جدایی؟ گفتی: دعا کُن
* * *

همه شب
شعر: فریدون اسماعیلی
آهنگ: فریدون اسماعیلی
خواننده: فریدون اسماعیلی