دلکش: دل خونین

دلکش دل خونین

دل خونین
شعر: ایرج تیمورتاش
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: دلکش

داد از غم تنهایی، تا کی تو دور از مایی
به‌خدا شده دل خون
بی‌ تو گلِ خندان بر لب آید جان از درد هجران
به خدا شده دل خون
گذری ز وفا کُن! نظری تو به ما کُن!
عمرم طی شد در امید وصال
باز این قلب من می‌نالد ز خیال
بُتا آرزوی رویت مرا می‌کشد به سویت
از آن دو چشم پُر شرر آه
صبا به او ز ما بگو: به‌خدا شده دل خون
بُتا آرزوی رویت مرا می‌کشد به سویت
از هجران تو، آه

* * *

مرضیه: وعده دیدار (عاشق شیدا)

مرضیه وعده دیدار

وعده دیدار (عاشق شیدا)
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده:‌ مرضیه

عاشق شیدا من، واله و رسوا من
نوگٔلِ رعنا تو عزیزم، آفتِ دلها تو
بر تو نظر دارم، دیده به در دارم
تا به در آیی تو عزیزم‌، ای گٔلِ گلزارم
سایه از سر برگرفتی تا که رفتی نگار من
شد نصیبم بی‌‌نصیبی؛ غم فضا شد بهار من

نگرفتی‌ دستم ز وفا که ز پا افتادم
نکُنی‌ گر یادم به‌خدا، نروی از یادم
ننشستی در خلوت ما که دهی‌ بر بادم
نشوی گر یارم غم تو فکند بنیادم

آتش دل‌ من ننشاندی
کار ما به جنون تو کشاندی
جام غم ز کفت بگرفتم
شهدِ جان ز لبت نچشاندی

به خدا که غمت کُشدم، کُشدم
به خدا ستمت کُشدم، کُشدم
چه کُنی‌ نومیدم؟ که تویی امیدم
ز پی‌ دل‌ رفتم ثمرش را دیدم

* * *

رویا: خوشه‌ی سرخ ارغوان (ترانه فیلم)

رویا خوشه سرخ ارغوان

خوشه سرخ ارغوان
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: رویا
ترانه فیلم: ببر مازندران

خوشه‌ی سرخ ارغوان، گوشه‌ی سبز سایبان
لرزش نرم شاخه‌ها، گل و سبزه و صبا
دارد انتظار ما را
ای که ز من گسسته‌ای، با دگران نشسته‌ای
بی‌تو کجا روم؟ کجا؟
به کنار من بیا، آتشم مزن خدا را
به خدا، به خدا عشق تو را به دل نهان دارم
تو که از دل من بی‌خبری بیا به دیدارم
درون آتشم تنها، ببین چه می‌کشم تنها
در چشم سیاهم،‌ به فریاد نگاهم
تمنای نهان بود نمایان
پرورده‌ی عشقم، بگو با تو چه کردم
که نامم نبری چو بی‌وفایان
ای دنیای من،‌ هستی من
عشق من، مستی من بگو کجایی؟
مستم، مستِ چشم سیهت
جان فدای نگهت، بگو کجایی؟
همه شب، فغانِ دل شکسته‌ام در گلو
همه شب به پای خُم نشسته‌ام چون سبو
تو بیا تا به تو بگویم گله‌ها مو به مو
چه کوته ای بی‌وفا به تو دست آرزو
دل بیقرار من چه کُند؟ بگو! بگو!

♫  LP Cover  ♫

* * *

رامین ـ رامش: دختر ترکمن

رامین رامش دختر ترکمن

دختر تُرکمن
شاعر: کریم فکور
آهنگ: عطاالله خُرم
خوانندگان: رامین ـ رامش
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۴۴ ‌

رامش:
ای که اسب کهر داری
چه سودایی به سر داری
توی خورجین خوش رنگت
طلا داری، گوهر داری
نمی‌دانم اسم تورا
کجا روی تک و تنها؟

رامین:
من که اسب کهر دارم
سودای تو به سر دارم
پلنگ این بر و بومم
که در دامت گرفتارم
خواهی چکار اسم مرا
تو را خواهم از این دنیا
از کوه و صحرا اومدم
بی‌خبر، تنها اومدم
آمده‌ام زن بگیرم
دختر ترکمن بگیرم
گر بزنی با بکُشی
بی تو از اینجا نمیرم

رامش:
از چه پریشان شده‌ای
خسته و نالان شده‌ای
منم مهرت به دل دارم
تو را از جان خریدارم
نخواهم کس به غیر از تو
تویی یارم، تویی یارم

رامین:
اسب و کلاه و ایل و تبارم فدای تو
رامش:
از زر و زیور هر چه که دارم فدای تو

* * *

عارف: سوز و ساز (ساز سینه)

عارف سوز و ساز

سوز و ساز (ساز سینه)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
تنظیم‌کننده: ارکستر آلبوم رنگی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۶

ای خدا ویرانه شد تا این دل دیوانه‌ام
دل ز من بیگانه شد، با عالمی بیگانه‌ام
ای فلک! داد دلم بستان ز یارم
طاقت این حسرت و هجران ندارم

دیگر آن لبخند شادی بر لبم رنگی ندارد
این شکسته ساز سینه دیگر آهنگی ندارد

با خیالِ روزگارانی که رفت
چشم من خیره بر این ویرانه‌هاست
دل من بیهوده می‌کوشی خموش
این جدایی بهر تو بی‌انتهاست

دیگر آن لبخند شادی بر لبم رنگی ندارد
این شکسته ساز سینه دیگر آهنگی ندارد

* *‌ *

فریدون فرخزاد: چرا هیچکس نمی‌خواد حرفامو باور بکنه

فریدون فرخزاد چرا هیچکس نمی خواد حرفمو باور بکنه

چرا هیچکس نمی‌خواد حرفامو باور بکنه
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: بابک بیات
خواننده: فریدون فرخزاد

ای خدا به کی‌ بگم؟ به کی‌ بگم؟
که داره تنهایی آبم می‌کُنه
حیفه من زندونی غم بمونم
غم داره خونه‌خرابم می‌کُنه
چرا هیچکس نمی‌خواد حرفامو باور بکُنه
بار این تنهایی رو برام سبک‌تر بکُنه
کی‌ میاد و کی‌ میاد اون که چشاش
واسه من شب‌و چراغون بکُنه
دستِ گرمش‌و تو دستم بذاره
خلوتِ دستام‌و ویرون بکُنه
چرا هیچکس نمی‌خواد حرفامو باور بکُنه
بار این تنهایی رو برام سبک‌تر بکُنه

♫  LP Cover  ♫

* * *

روانبخش: بدگمان

روانبخش بدگمان

بدگمان
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: پرویز مقصدی
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: غلامعلی روانبخش

ای همسر آزرده‌ی من
ای لاله‌ی پژمرده من
آخر لبت آمد به فریاد
از رشک من، نفرین به من باد!
آخر دل پاکت شکستم
با سنگِ غم، ای داد و بیداد

گر بر تو کردم بدگمانی
بر من ببخشا ای که دانی
آتش این عشق سوزان
شعله زد بر دشتِ من

اکنون خریدار وفایت
پوزش به‌لب، افتم به پایت
تا نخندی، من نخندم، گر بخشکد اشک من
آن نازنین دست تو کو بر سر من، همسر من
تا شوید این خونابه‌ از چشم تر من

* * *