
دختر چوپان
شعر: سعید دبیری
آهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: عهدیه
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانههای ایرانی
* * *

دختر چوپان
شعر: سعید دبیری
آهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: عهدیه
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانههای ایرانی
* * *

نامهٔ غم
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: دلیله نمازی

برنمیگردم
شعر: ایرج طاهری
آهنگ: ایرج طاهری
خواننده: ایرج مهدیان
میروم دیگر، چون پرستوها
میکُنم ترکِ آشیان دیگر
برنمیگردم زین رهِ رفته
چون نمیگردی مهربان دیگر
خسته از تاریکیِ شبها
میروم افسرده و تنها
پَر کِشم تا قصر رو یاها
تا ببینم طلوع فردا را
به جز اشک غم تو بارانی
به کویر دلم نمیریزد
چو نوای غمو پریشانی
ز دل ساز من نمیخیزد
روم آهسته از سرِ راهت
برو دستِ خدا به همراهت
* * *

منصوره
شعر و آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی
دیشب که به یادت به میخانه نشستم
با یاد لبت توبهی می بشکستم
دیدم رخ زیبات در آن جام بلورین
گویی همهی عمر به سودای تو مستم
منصوره بیا، بیا بهر خدا
بر این دلِ زارِ و مُبتلایم رحمی بنما
منصوره مکُن بهانهگیری
هجر تو کشاندهام به پیری
منصوره کجایی
منصوره کجایی
از جورِ تو یارِ نازنینم
دردیست به جان آتشینم
بگذار به جایِ حسرت و غم
از مهر تو خوشهای بچینم
افسوس چکید اشک چشمم
در جام و دگر تو را نبینم
منصوره کجایی
منصوره کجایی
(امشب تو طبیبانه به بالین من آی
تا پاک شود از دلِ من درد جدایی)
* * *
مجموعهای از نام دختران در ترانههای ایرانی
* * *
ترانهشناسی «داود مقامی» در این سایت
* * *

هزار وعده (با صدای عارف و نارملا)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: خسرو ظهیرالدینی
خواننده: امیر رسایی
هزار بار با من ای گل وعده تو بستی
هزارون بار وعده شکستی، شکستی
هزارون ماه در اومد، هزارون شب سر اومد
هزار بار آفتاب غروب کرد و در اومد
سر وعدهگاه تو موندم چشم به راه تو
زیر پای من گل و سبزه در اومد
هزار بار با من ای گل وعده تو بستی
هزارون بار وعده شکستی، شکستی
دو صد بوسه گرفتی با اون لب گداخته
هزارون گیسو بر هزار شونه نشوندی
قرار از دلم رفته، عمری هفته به هفته
من خسته را بر سر وعده نشوندی
هزار بار با من ای گل وعده تو بستی
هزارون بار وعده شکستی، شکستی
♫ LP Cover ♫
* * *

حلقه گل
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰
تو چون گل نورسی، من باغبانت
تو سبزهی خرمی، من سایبانت
تویی چون شاخهی گل، منم گیاهی
کنون کشیده دامن به آستانهت
کنون کبوترانِ یک آشیانیم
دو مرغ آشیانیم، دو مهربانیم
ازاین سحر تا اون سحر
به چشم هم نظر کنیم
میون کوه و دشت و در
نظر به همدگر کنیم
روی سبزه صفا کنیم
بر بنفشه گذر کنیم
خوش آنکه دامنی زگل ریزم به روی دامنت
خوش آنکه حلقهای ز گل بیفکنم به گردنت
چه خوش که ما دو غنچهی یک شاخه بودیم
به خنده همچو گل، به هم لب میگشودیم
* * *

سرود عشق (سایه گل)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
نبودت خبر از رهگذران
به سایهی گل نشسته بودی
در آن خلوتِ جان، خندهکُنان
تو رونق گل شکسته بودی
چو شبنم به گلشنی، چشم روشنی
تا گشوده بودی
ز هر دلنشین گلی، آتشین دلی
دل ربوده بودی
چه شد کاندران چمن
از همه به من رو نموده بودی
چو چشم دل من گشودی
تو دیگر کنارم نبودی
کنون هر کجا نشینم، به هر جا گلی ببینم
به یاد رخت، ز دل سر کنم سرودی
روم دامن صبا را بگیرم میان گلها
که در گوش تو رساند ز من درودی
چرا راه مهر و وفا را
به این عاشق مست و رسوا
نمودی، نمودی، نمودی
چو دیدی ز عشق تو مستم
چرا دامنت را ز دستم
ربودی، ربودی، ربودی
بیا ای بهار زیبای من
که شادیفزای دنیای من
تو بودی، تو بودی، تو بودی
* * *

او
آهنگساز: سلیمان اکبری
ترانهسرا: نظام فاطمی
انتشار ترانه: نوروز سال ۱۳۴۵
ـ مو!
ـ موی طلایی او راحت جان خسته
بر سر او تو گویی گردِ طلا نشسته
دیگر از چه گویم؟
ـ رو!
ـ روی چو آفتابش، آیت دلربایی
دیدهی پُر ز نازش، آینهی خدایی
دیگر از چه گویم؟
ـ لب!
ـ لب، چه لبی، چو لاله، لالهی نوشکفته
در دهنش تو گویی شهد و شکر نهفته
به دلربایی او خدا نیافریده
ولی دلش دریغا، رنگ وفا ندیده!
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

دیوانه بیآزار
ترانه سرا: محمدعلی شیرازی
آهنگساز: سلیمان اکبری
تنظیم کننده: واروژان
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۴۹
شکستی، شکستی تو آخر غرورم شکستی
به سنگ جدایی دل چون بلورم شکستی
مگر بودم من آخر نهال خشک بیبَر
که آسانم شکستی
به غیر از فتنه دیگر ندارم از تو باور
که ایمانم شکستی
شکستی، شکستی تو آخر غرورم شکستی
به سنگ جدایی دل چون بلورم شکستی
پس از این گر به کویَت آمدم کاری ندارم
اگر دیوانهام بگذر که آزاری ندارم
به باغ جوانی منم آن مرغ خسته
که دست غم تو پر و بالم شکسته
♫ LP Cover ♫
* * *

کمال تاز زن
شعر و آهنگ: رشید مرادی
خواننده: حسین موفق
کمالِ تار زنم، تارم شکسته
غبار غم به روی آن نشسته
همه گویند: کمال دیوانه گشته
میون عاشقان افسانه گشته
بیا ببین چه کردی
منو دیوونه کردی
یارم! چه بیوفایی
مکُن ز من جدایی
شبا تو میخونه تار میزنم من
برای خاطر یار میزنم من
الهی خیر نبینی از جوانی
تو سیرم کردی از این زندگانی
بهار آمد به صحرا و در و دشت
جوانی هم بهاری بود و بگذشت
(ره پنهانی میخانه نداند همه کس
جز من و ساقی و شیخ و دو سه رسوای دگر)
کار و کسب و مشاغل در ترانههای ایرانی
* * *