
هوشنگ ابتهاج (سایه) را کمتر کسی است که نشناسد. شاعری غزلسرا که در سرودن اشعار نیمایی هم طبع و دستی توانا دارد. اما شاید بسیاری ندانند او سالها پیش سه ترانه هم برای اجرا شدن سروده است.

هوشنگ ابتهاج (سایه) را کمتر کسی است که نشناسد. شاعری غزلسرا که در سرودن اشعار نیمایی هم طبع و دستی توانا دارد. اما شاید بسیاری ندانند او سالها پیش سه ترانه هم برای اجرا شدن سروده است.

به زبان محاوره و شکستهنویسی «احمد شاملو» را در شعر، بیشتر با سرودههایی چون «پریا» و «قصهی دخترای ننه دریا» بهیاد داریم. خود او در این باره گفته است:
ادامه خواندن احمد شاملو: من و تو، درخت و بارون (مجموعه ترانهها)

امروز (۲ فروردین) ۵۹ سال از اجرای ترانه «رقص پروانه» میگذرد. آهنگی در مایهی ترانههای مردمی با صدای تاجیک که شعرش از بیژن ترقی و آهنگش را پرویز یاحقی ساخته بود. به قول حافظ «تو عمر خواه و صبوری» تا سال آینده در چنین روزی از شصتسالگی این ترانه برایتان بنویسم.

در موسیقی ایرانی ترانههایی با صدای زنان خواننده هست که برای زنی دیگر خواندهاند. زنان مورد خطاب در این ترانهها اول «مادر» و بعد «فرزند دختر» است. شعر این ترانهها را اما شاعران مرد سرودهاند.

سیاوش کسرایی
پنجم اسفند ۱۳۰۵ ـ نوزدهم بهمن ۱۳۷۴
«سیاوش کسرایی» شاعر معاصر و سرایندهی منظومهی «آرش کمانگیر» است. مجموعهای از سرودههای او را با صدای شاعر و ترانههایی با صدای خوانندگان مختلف که با بهره از اشعار او خوانده شده را بشنوید.

حتما شما هم ترانههایی شنیدهاید که شعرش از هوشنگ ابتهاج است. «سایه» ترانهسرا نیست. در واقع آهنگسازی در ذوقورزی خود سرودهای از او را انتخاب کرده، بر آن آهنگی ساخته و خوانندهای هم آن را اجرا کرده است. هوشنگ ابتهاج اما سه شعر را به قصد ترانهشدن سروده که یکی همین ترانه است. و او البته آهنگساز هم نیست. گرچه ملودی این ترانه را هم خود او ساخته است.
ادامه خواندن هوشنگ ابتهاج: تو تنها، من تنها (عبدالوهاب شهیدی)

در تقویم میلادی امروز ۲۰۲۲/۰۲/۰۲ است. تاریخی که گویا در هر سده و هزاره، یکبار اتفاق میافتد. به یادگار این روز تاریخی که در آن عدد ۲ تکرار شده است گزیدهای از ترانههای خاطرهانگیز دو صدایی را بشنویم و این روز را به خاطر بسپاریم.

قدمت همزیستی انسان با حیوانات به عهد دقیانوس میرسد. سگ اصحاب کهف. نام حیوانات در کتب مقدس ادیان مختلف هم آمده است. در قرآن، سورهی فیل و عنکبوت. در تاریخ ادبیاب مکتوب خودمان کلیله و دمنه را داریم که حکایات پندآموز است از زبان انواع حیوانات. در ترانههای محلی هم کم نیستند شترهای صبور، کبوترهای نامهبر و پرستوهایی که با بهار میآیند.

کهن دیارا، دیار یارا! دل از تو کندم ولی ندانم
که گر گریزم کجا گریزم؟ وگر بمانم کجا بمانم
نه پای رفتن، نه تاب ماندن، چگونه گویم، درخت خشکم
عجب نباشد، اگر تَبرزَن، طمع ببندد در استخوانم
در این جهنم، گُلِ بهشتی، چگونه رویَد، چگونه بویَد
من ای بهاران! ز ابر نیسان، چه بهره گیرم که خود خزانم
به حُکم یزدان، شُکوهِ پیری مرا نشاید، مرا نزیبد
چرا که پنهان، به حرف شیطان، سپردهام دل که نوجوانم
صدای حق را، سکوت باطل، در آن دل شب، چنان فرو کُشت
که تا قیامت، درین مُصیبت، گلو فشارَد، غمِ نهانم
کبوتران را، به گاه رفتن، سر نشستن، به بام من نیست
که تا پیامی، به خط جانان، ز پای آنان، فرو ستانم
سفینهی دل، نشسته در گل، چراغ ساحل، نمیدرخشد
در این سیاهی، سپیدهای کو؟ که چشم حسرت، در او نشانم
اَلا خدایا، گرهگشایا! به چارهجویی، مرا مدد کن
بُوَد که بر خود، دری گشایم، غم درون را، برون کِشانم
چنان سراپا، شب سیه را، به چنگ و دندان، درآورم پوست
که صبح عریان، به خون نشیند، بر آستانم، در آسمانم
کهن دیارا، دیار یارا! به عزم رفتن دل، از تو کندم
ولی جز اینجا، وطن گزیدن، نمیتوانم نمیتوانم.
تهران ـ آدینه ۱۹ آبان ماه ۱۳۵۷
نادر نادرپور
از مجموعه اشعار «صبح دروغین»
* * *
یادنامهی «نادر نادرپور» در سایت «راوی حکایت باقی»
* * *