
تو چشمات حقیقت میبینم (بازم تو)
شعر و آهنگ: جهانبخش پازوکی
تنظیمکننده: ناصر چشمآذر
خواننده: گیتی پاشایی
اجرا: ۱۳۵۳
تو این روز و روزگار، بازم تو
تو این شهر تبدار، بازم تو
تو چشمات حقیقت میبینم
بین این همه یار، بازم تو
من از لحظههای جدایی میترسم
از عمر کم آشنایی میترسم
جون میدم برای یه ذره حقیقت
بیمارم که از بیدوایی میترسم
تو این روز و روزگار، بازم تو
تو این شهر تبدار، بازم تو
تو چشمات حقیقت میبینم
بین این همه یار، بازم تو
بازم تو که قدر منو تو این زمونه میدونی
رهگذرا میان ـ میرن، اما تو ثابت میمونی
دلم به عشق این و اون جواب سربالا میده
اون که تا آخر میمونه، دلم میگه تو همونی!
تو این روز و روزگار، بازم تو
تو این شهر تبدار، بازم تو
تو چشمات حقیقت میبینم
بین این همه یار، بازم تو
♫ LP Cover ♫
* * *

کاشکی دوستم میداشتی
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: رامش
♫ LP Cover ♫
* * *

دیوار جدایی
ترانهسرا: ایرج جنتیعطائی
آهنگساز: پرویز مقصدی
خواننده: گوگوش
انتشار: بهار ۱۳۴۸
آنسو درون آن باغ در حجلهگاه گلها
تو ماندهای سیَهپوش در هالهای ز رویا
آنسو، تو ماندهای سرد
اینسو، من و غم و درد
اینسو منم غمگین با حسرتی دیرین!
بیهمزبان، دلتنگ، بر روزگار نفرین!
میان ما کشیده دیواری از جدایی
نوشته بر روی آن: نفرین بر آشنایی
♫ LP Cover ♫
* * *

تنها با گلها
شعر: علیرضا طبائی
آهنگ: حسن لشکری
خواننده: هایده
ترانه فیلم: تنها و گلها
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غمِ هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شبِ تارم
نه کسی آید، نه کسی خوانَد
ز نگاهم هرگز رازِ من
بشنو امشب غمِ پنهانم
که سخنها گوید ساز من
تو ندانی تنها همه شب با گلها
سخنِ دل را میگویم من
چو نسیمی آرام که وَزد بر بُستان
همه گلها را میبویم من
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غمِ هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شبِ تارم
چون ابری سرگردان
میگرید چشمِ من در تنهایی
ای روز شادیها کِی باز آیی؟
امشب حالِ مرا تو نمیدانی
از چشمم غمِ دل تو نمیخوانی
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غمِ هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شبِ تارم
♫ LP Cover ♫
* * *

فریاد
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: نوروز سال ۱۳۵۲
این ثانیهها، دقیقهها به جونِ من نیش میزنن
هی صحرایِ خشکِ عُمرمو خیش میزنن
اونهایی که از این دنیا سیر نمیشن
با سفرهیِ پُر طعنه به درویش میزنن
فریاد، فریاد، فریاد
یه روز لحظهها تلخه، یه روز شیرینِ شیرین
یه روز خنده رو لبها، یه روز غمگینِ غمگین
فریاد، فریاد، فریاد
ای داد، ای داد، ای داد
آدما! چهرهیِ زندگی زیرِ نقابه
گاهی خوب، گاهی بد، بازیهایِ زمونه بیحسابه
عُمرِ ما آدما بین دو تا عدم نشسته اکنون
زندگی با همه خوب و بدش درست مثلِ یه خوابه
. . .
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانهشناسی جهانبخش پازوکی (مهستی)
* * *

بگو بازم دوستم داری
شعر: آذر صرافپور
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: الهه
♫ LP Cover ♫
* * *

با صفا (مرد خدا)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش
بیا و مردِ خدا شو، به هر چه داده رضا شو
اسیر عشق و محبت، رها ز چون و چرا شو
چو رها از من و ما شوی، به حریمِ کبریا شوی تو
بدرخشی ز فروغ او، به خدا اگر باصفا شوی تو
درونِ تیرگیها تو اسیرِ هوس چه نهان شدهای
در این دو روزِ دنیا ز چه رو تو چنین نگران شدهای
نهال خودخواهی را بشکن، بشکن!
حجاب گمراهی را بفکن، بفکن!
گر از خود رها شوی، یکدم با خدا شوی
از محنت رها شوی، تـو گر از خود رها شوی
یکدم با خدا شوی از محنت رها شوی
تو بیا و مردِ خدا شو، به هرچه داده رضا شو
اسیر عشق و محبت، رها ز چون و چرا شو
چو رها از من و ما شوی، به حریمِ کبریا شوی تو
بدرخشی ز فروغ او، به خدا اگر باصفا شوی تو
* * *

شکوفهها
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: پوران
* * *
ترانهشناسی جهانبخش پازوکی (پوران)
* * *

از من بگذرید (بگذر از کوی ما)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
بگذر از کوی ما، کُن نظر سوی ما،
به هر طرف ببین چو رو کنم؛
در پی من دوان، گشته پیر و جوان،
از این جنون، چه گفتوگو کُنم!؟
به گریهی ندامتم
ز انتظار بیپایهای
چو میکُند ملامتم
ز جفای تو همسایهای
چه گفتوگو برای او کنم!؟
بر این بلا چگونه خو کنم!؟
ای فرزانگان،
بر دیوانگان،
این ملامت چرا کُنید!؟
کم تماشای ما کُنید.
از من بگذرید؛
راه خود روید؛
عاشقان را رها کنید؛
کم تماشای ما کنید.
مگر به شهر شما
ـ قسم شما را به خدا ـ
جنون و عاشقی تماشا دارد!؟
بسوزد آن که هست و حاشا دارد
من، عاشقم و گنهکار؛
آیا همهی شما بیگناهید!؟
من، گمرهم و بیقرار؛
آیا همهی شما سر بهراهید!
آیا همهی شما بیگناهید!؟
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

دلشکنی گناهه
آهنگساز: پرویز یاحقی
ترانهسرا: بیژن ترقی
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۵۰
بیا که چِشمم روز و شب به راهه
روزم مثل دو چشمِ تو سیاهه
این دل که بیپناهه مجنون یک نگاهه
چشم و دلم ز عشقت اسیرِ اشک و آهه
نشکنی این دلِ مَرا دل شکنی گناهه
بیتو دو چشمِ من به رَه مونده، خدا گَواهه
دل از غمِ عشقَت پریشون شده
از من دلِ آواره مجنون شده
از بس بَلا دیده دلِ بینوا
از عشق و دلداری پشیمون شده
نشکنی این دلِ مَرا دل شکنی گناهه
بیتو دو چشمِ من به رَه مونده، خدا گَواهه
بهار اومد، عمرِ زمستون سَر اومد
توی چمن گلهای خندون دَر اومد
باز چشمِ من به راهه،
باز دل در اشتباهه
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *
مثلث هُنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی و حمیرا
* * *