
جرس
(بگو به باران)
محمدرضا شفیعی کدکنی

دکتر محمد جعفر محجوب در دانش و اشراف بر ادبیات کهن ایران استاد تمام بود. آنچنانکه در فرهنگ و ادب عامه سوادی کامل داشت. از ویژگیهای او توضیح و تفسیر هر مقوله و موضوعی به کلامی روان و زبانی ساده و همهفهم بود. گرمی لحن و سخنی که زنگ و رنگ کلام نقالان شاهنامهخوان را داشت.

امروز سالگشت سرایش «دوباره میسازمت وطن» از زندهنام سیمین بهبهانی است. این شعر در ۲۰ اسفندماه سال ۱۳۶۰ با یاد سیمین دانشور سروده و به او تقدیم شده است.

پروانهای در مشت
کلام و دکلمه: ایرج جنتیعطائی
آهنگ و تنظیم: شوبرت آواکیان
ترانهخوان: ابراهیم حامدی (ابی)

عروس گل (با صدای مهرآفاق خانم)
شعر: ملکالشعرای بهار
آهنگ: غلامحسین درویشخان
بازسازی و تنظیم: فریدون ناصری
ترانهخوان: سیما بینا

شعر ناتمام
نه او با من
نه من با او!
نه او با من نهاد عهدی، نه من با او . . .
نه ماه از روزن ابری، به روی برکهای تابید،
نه مار بازویش بر پیکرم پیچید!
نه . . .
شبی غمگین
دلی تنها
لبی خاموش
نه شعری بر لبانم بود،
نه نامی بر زبانم بود.
دو چشم خیره بر ره، سینه پُر اندوه،
به امیدی که ـ نومیدیش پایان بود!
سیاهیهای ره را بر نگاه خویش میبستم.
و از بیراههها راه نجات خویش میجستم!
نه کس با من
نه من با کس
سر یاری
نه مهتابی . . . نه دلداری
و من تنهای تنها، دور از هر آشنا بودم
سرودی تلخ را بر سنگ لبها سخت میسودم،
نوای ناشناسی نام من را زیر دندانهای خود بشکست!
و شعر ناتمامی خواند:
ـ «بیا با من!»
از آن شب در تمام شهر میگویند:
ـ او . . . با تو؟
ولی من خوب میدانم
نه او با من!
نه من با او!
آذر ۱۳۳۳ ـ تهران
از مجموعه «کوچ و کویر»
* * *
از «نصرت رحمانی» در سایت «راوی حکایت باقی»
* * *

از گذشته و زندگی فروغ فرخزاد بسیار نوشتهاند. «اسیر»ی که به «عصیان» خود را از پس «دیوار» بیرون و «تولدی دیگر» یافت. فروغ اما جز آنچه که همگان در بارهی او میدانیم چهرههای کمتر دیدهشدهی دیگری هم داشته که آن را در خاطرات به یاد مانده از او میتوان دید. فروغ در مقام انسانی دردآشنا و همدلیهایی به شیوهی خودش.

جنگل
شعر و دکلمه: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: بابک بیات
خواننده: داریوش اقبالی

و اما آگاهی از داستانِ پیدایش یا ماجرایی که باعث سرایش و شکل گرفتن ترانهای شده است هم جذابیت و لطف خودش را دارد.
ادامه خواندن از کلاغهای «عطاالله خُرم» تا کبوترهای «پرویز وکیلی»