حکایت ترانه «دوستت دارم میدونی» (سوسن)

سوسن دوستت دارم

«سعید دبیری» به عنوان ترانه‌سرا کارنامه‌ی پُر و پیمانی دارد. ترانه‌هایش در کیفیت هم متنوع است. از زمستون [افشین مقدم]، فرنگیس [سیاوش قمیشی]، قلک چشات [سیمین غانم]، پرنده [گوگوش]، تا ترانه‌ی «دوستت دارم» با صدای سوسن که به قول خودش «قافیه مافیه هم نداشت!» داستان چگونگی سرودن این ترانه را از زبان خود او بشنوید.

ادامه خواندن حکایت ترانه «دوستت دارم میدونی» (سوسن)

قمرالملوک وزیری: جان من

قمرالملوک وزیری جان من

جان من
شعر و آهنگ: محمدعلی امیر جاهد
تار: امیر ارسلان‌خان درگاهی
خواننده: قمرالملوک وزیری

جان من گفتمت جانِ من و جانِ تو
کافرم گر شوم، کافر ایمان تو
کاش که دل بشکند گر شکند عهد دوست
باش که تا سر دهم بر سر پیمان تو
جان من آن لعبت ساده‌ای‌ست دلکش
کآب لبش بر لبم باده‌ای‌ست بی‌غش
سرو قدش لاله محفل
ماه رُخش روشنیِ دل
دل رفت و دگر در بَرم نیست
رحمی به دلِ دلبرم نیست
شاهد شب‌های منی ای مَهِ عالم‌فروز
کز غمِ هجران چه پریشان شبی آرم به روز
دل به‌دست آوردن، زیر پا نهادن
این کُشتن ماست، کی از تو رواست!؟
پاکدلی کرده مرا عاشقِ فرزانه‌ای
شمعِ دل‌فروخته و پیر و پروانه‌ای
دل ز مردم بردن و آزردن
کی شرط وفاست؟ این عین جفاست!
مهر فروزان، آن مجمر سوزان
گر بیداد از گلرخان نیست
پس فریاد عاشقان چیست؟
بُرده از دل تاب و توانم
با یک شعله سوخته جانم
وصفِ جمالِ خوب‌رویان
بنموده عشق ما در آفاق
نبود طریق عدل اگر دست
رنگین کَنی به خونِ عشاق
دل در هر هجر روی دلدار
لاله‌گون چون رنگ رخسار
تا در عاشق عشقِ مجازی‌ست
تا در معشوق صحبت و بازی‌ست
قطره قطره آخر این دل خونین از دیده سر کرد
آنقدر آمد تا دامنم از خون دیده تر کرد
هرگز نشنیده «جاهد»
از عاشقان به غیر فریاد
از دلبران به غیر بیداد

* * *

از قمرالملوک وزیری در این سایت:
تصنیف «جان من»
تصنیف «آتش دل»
تصنیف «قلب مادر»
تصنیف «مرغ سحر»
تصنیف «موسم گل»
تصنیف «زن در جامعه»
تصنیف «در ملک ایران»
تصنیف «امان از این دل»
تصنیف «شاه من، ماه من»
تصنیف «اکنون که مرا وضع وطن»
تصنیف «بهار است و هنگام گشت»
تصنیف «عاشقی محنت بسیار کشید»
عکسی از «قمر» در پیشواز از مرگ (عکاسخانه محمدجعفر خادم)

* * *

شفیعی کدکنی: شهر خاموش من (خموشانه)

شفیعی کدکنی خموشانه

شهر خاموش من
(خموشانه)
محمدرضا شفیعی کدکنی

شهر خاموش من

شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟
شور و شیدایی انبوه هزارانت کو؟
می‌خزد در رگ هر برگِ تو خونابِ خزان
نکهت صبحدم و بوی بهارانت کو؟
کوی و بازار تو میدان سپاه دشمن
شیهه‌ی اسب و هیاهوی سوارانت کو؟
زیر سرنیزه‌ی تاتار چه حالی داری؟
دلِ پولادوشِ شیر شکارانت کو؟
سوت و کور است شب و میکده‌ها خاموش‌اند
نعره و عربده‌ی باده گسارانت کو؟
چهره‌ها درهم و دل‌ها همه بیگانه ز هم
روز پیوند و صفای دل یارانت کو؟
آسمانت همه جا سقف یکی زندان است
روشنای سحر این شب تارانت کو؟

محمدرضا شفیعی کدکنی (م. سرشک)
از مجموعه‌ی: کوچه‌باغهای نیشابور

* * *

از «شفیعی کدکنی» در این سایت:
بوسه‌های باران
از بودن و سرودن
جرس (بگو به باران)
شهر خاموش من (خموشانه)
سفر بخیر (به کجا چنین شتابان)
ترانه‌هایی بر اساس سروده‌های شفیعی کدکنی
حکایت مهدی اخوان‌ثالث و کوهنوردی «اشکبوس»
توضیحاتی در باره غزل «رو سر بنه به بالین» مولوی

* * *

ترانه‌هایی با صدای «رامش» و دیگران

رامش خواننده

برای بسیاری از ما نام ترانه‌ی «نماز»، یادآور اجرای آن توسط. دو خواننده‌ی نام‌آشناست. یکی «فریدون فروغی»؛ و دیگری با صدایی که به‌قول شهیار قنبری ـ سراینده‌ی شعر ترانه‌ی نماز ـ مثل هیچ صدایی نیست. صدای رامش.

ادامه خواندن ترانه‌هایی با صدای «رامش» و دیگران

خاطره‌ای از دیدار غلامحسین ساعدی و بزرگ علوی

در تابستان سال ۱۹۸۴ [۱۳۶۳] [غلامحسین] ساعدی تلفن کرد و خبر داد که بزرگ علوی از سوئیس به پاریس می‌آید و سه چهار روزی مهمان او خواهد بود. از من خواست که در آن مدت سر کار نروم و تمام وقت با او باشم که به تنهایی از عهده‌ی پذیرایی او برنخواهد آمد. روز موعود ساعت ۹ صبح به خانه‌ی ساعدی رفتم.

ادامه خواندن خاطره‌ای از دیدار غلامحسین ساعدی و بزرگ علوی

پرویز وکیلی: ترانه‌سرای پیشقدم، راهگشا

پرویز وکیلی ترانه سرا

از زمان «شیدا» که سرآغاز ترانه‌سرایی در موسیقی معاصر ایران است تا امروز چه بسیار ترانه‌سرایانی که به ذوق‌ورزی و توانایی‌شان، ترانه‌هایی متنوع سروده‌اند. سروده‌هایی که با آهنگ و صدای خوانندگان مختلف، بضاعت موسیقی ما در دوره‌های مختلف شده‌اند. از ترانه‌سرایانی که به موسیقی معاصر غنا بخشید یکی هم پرویز وکیلی بود و نمونه‌هایش ترانه‌هایی که ویگن از او خواند.

ادامه خواندن پرویز وکیلی: ترانه‌سرای پیشقدم، راهگشا