
و اما ترانهسرایانی هم داشتهایم که در ضمن چند شعر هم به طنز سرودهاند. مثل «رهی معیری» و اشعار فکاهی او که با نام «زاغچه» در روزنامه «بابا شمل» به چاپ رسیده است.

و اما ترانهسرایانی هم داشتهایم که در ضمن چند شعر هم به طنز سرودهاند. مثل «رهی معیری» و اشعار فکاهی او که با نام «زاغچه» در روزنامه «بابا شمل» به چاپ رسیده است.

جمشید شیبانی از اولین خوانندگان ترانههای «نشاطانگیز» بود. ترانههایی که بعدها به «پاپ ایرانی» شهرت یافت. او با ترانهای به نام «بیتو» با شعر و آهنگی از ساختههای نعمت مینباشیان و بهعنوان خواننده شروع به فعالیت کرد. ترانهی بعدی باز در همین سبکِ تازه «دلبر نیکو» نام داشت. این ترانه با نام «زندگی خوب است» هم شناخته میشود و در سالهای اخیر خوانندگانی نیز آن را باز خوانی کردهاند. گفته شده شعر ترانه را هم جمشید شیبانی سروده است؛ در شناسنامهی ترانه اما شاعر و آهنگساز را نعمت مینباشیان نوشتهاند.
جمشید شیبانی البته دستی نیز در سرودن شعر و ساختن آهنگ داشت. او همچنین در عرصهی سینما از تهیهی اخبار سینمایی و کارگردانی گرفته تا تهیهکنندگی و نوشتن فیلمنامه فعال و نامی شناختهشده بود. با اینوجود، آنچه یادآور نام و اوج کارنامهی فعالیتهای هنری اوست، اجرای ترانهی «سیمینبری» است و همین هم خواهد بود.
زندگی خوب است که گیری دلبری نکو
تا فروشی هر دو جهان بر یک تار مو
خندهاش عشق است و روح است و جان است
رویش آمیز هر دو جهان است
چون نگاهش یکسو، روی ماهش بر او
تاب سنبل بوی گل دارد این گیسو
یک نگاه یار من میبَرد صبر و قرار من
کُند شکار دل و جان من مثال شیر نر
دیدم چشم مستِ یار، روی مهوش نگار
با خود بُرده دل و دینم نموده چنینم
بر دیدهی گریانم دلتنگ است آن مهرو
دمی جبران کُن با رویش بیمهری او
* * *

از بودن و سرودن
محمدرضا شفیعی کدکنی (م. سرشک)

در فیلمهای علی حاتمی موسیقی، تصنیف و ترانه جایگاه خاص خود را دارد. از «حسن کچل» و «باباشمل» که هر دو فیلم موزیکال بودند تا «دلشدگان» که داستان سفر گروه نوازندگان ایرانی برای ضبط تصنیف و موسیقی است.

امروز (۲۵ اردیبهشت ماه) در تقویم ایرانی «روز بزرگداشت فردوسی» نامگذاری شده است. مناسبتی شایسته که به بهانهی آن یک بار دیگر داستان بهگوش آشنای «رستم و سهراب» را به نقل و تفسیر «دکتر محمدجعفر محجوب» و با صدای گرم او بشنویم.

در تاریخ شعر معاصر ایران از «حسین منزوی» بهعنوان شاعری غزلسرا نام برده میشود. در سالهای دور اما او در تلاش معاش ترانه هم میسرود و بیشتر با اسم مستعار «مهرداد» از آنجمله یکی هم ترانهی «آروزها» با صدای گرم و خاطرهانگیز «محمد نوری» (نمیشه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره).

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که با وسعت و حرکتی چشمگیر در روال گسترش فرهنگ و ادب فارسی و زبان و هنر مردمی با انتشار مرتب کتاب، تهیه فیلم و جمعآوری داستانهای متکی به فرهنگ مردم از اقصی نقاط کشورمان، رکنی ار ارکانِ دارای امکانات و پُرکار و پیگیر در راستای جمعآوری و انتشار مایههای فرهنگی اجتماعی این فولکور است.
ادامه خواندن «کانون پرورش فکری» و اهمیت به قصههای فلکلور ایرانی

و اما هر از چندی در جهان موسیقی ترانهای چنان از حسن استقبال عمومی برخوردار میشود که ترانهسرایی در کشورهای دیگر هم شعری به زبان خود بر همان آهنگ میگذارد و خوانندهای آن را اجرا میکند. در پیشینهی ترانههایی از ایندست «پرویز وکیلی» نامی آشناست و جایگاهی خاص دارد. توضیحی بیشتر و نمونههایی از این ترانهها را در ادامه بخوانید و بشنوید.
ادامه خواندن با «پرویز وکیلی» از «یکشنبهها هرگز» تا «بوی فریاد»

«. . . شما نمیدونید که پرویز یاحقی و بیژن ترقی چقدر همدیگه رو دوست داشتند. من میتونم به اینها لقب مولانا و شمس تبریزی بدم. اینقدر که اینها عاشق و معشوق هم بودند.

دقیقا ۶۰ سال پیش در چنین روزی (۱۱ مرداد ماه ۱۳۴۱) صمد بهرنگی به درخواست دوستی برای یادگاری ابیاتی از شعر «کاروان» [گالیا] سرودهی هوشنگ ابتهاج (ه.الف. سایه) را نوشته است. (گفتی که چیزی در این دفتر بنویسم تا بماند یادگار!)
ادامه خواندن شعری ماندگار از «سایه» و خطی به یادگار از «صمد بهرنگی»