
هراز پر (جاده هراز)
بر وزن ترانه «کلاغ پر»
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: سلیمان اکبری
خوانندگان: حمید قنبری ـ گوگوش
انتشار: بهار ۱۳۴۸
[مرد: آخ که پدرم دراومد
زن: چی شده؟!
مرد: رفته بودم مسافرت…
زن: خب حالا چرا به این روز افتادی؟!
مرد: میگم از جاده هراز اومدم!
زن: ای وااای خدا نصیب نکنه!
مرد: نمیدونی چه جادهایه!]
بیرون شهر تهرون، اون طرفای میدون
زن: یه جعدهی (=جاده) درازه، اسمش راه هرازه
مرد: دستاندازه سراپا، چشم نخوره ایشالا
بگو ایشالا!
زن: ایشالا!
مرد: هرکی از اونجا رفته
تو چالههاش نیفته
بگو ایشالا!
زن: ایشالا!
[مرد: جاده قربونش برم عین لرزونک همینجور میلرزه!]
آسفالت جعده اعلاست
چون جیگر زلیخاست!
زن: ماشین نمیشه پنچر
اگه گفتی چیچیش پَر؟!
مرد: لاستیک پَر!
زن: لاستیک پَر، چراغ پَر
قاطر پَر و الاغ پَر
زمینش چه لیزه
کوهاش مدام میریزه!
مرد: بس داره پیچ و واپیچ
چی مونده از اُتول؟
زن: هیچ!
همخوان: این جادهی هرازه
قصهی اون درازه!
[مرد: داستانها داره این جاده
زن: بیا بریم درستش کنیم
مرد: پدر منم نمیتونه!]
زن: بالای کوه که رفتی
تو دردسر میافتی
ماشین بدون نقصه
اما چاچا میرقصه!
مرد: ماشین مش ماشالا
اوراق شده به مولا!
زن: اِوا چه حرفا!
مرد: نه بوق داره، نه فرمون
پاک شده درب و داغون
زن: اِوا چه چیزا!
[مرد: از این جاده نری مسافرتا!
زن: نه صد سال!
مرد: مبادا بریا!]
زن: دیگه نداره جعده
نه روده و نه معده
ز بس شنیده وعده
بگو کجاش شده کر؟!
مرد: گوشاش کر!
زن: گوشاش کر، سرش منگ
حوصلهش هم شده تنگ!
مرد: میونش پُر از سنگ
نداره صورتش رنگ!
زن: نصفشو برده سیلاب
شده به شکل مرداب
مرد: از ترس جونش اونور
کلاغ نمیزنه پَر!
[مرد: باور کن کلاغ پر نمیزنه
عین ته دیگ عدس پلو
جاده قلمبه قلمبه!]
زن: وقتی میرین با ماشین
تو جاده خاک بپاشین!
مرد: هرجا دیدین یه چاله
صافش کنین با ماله
زن: اگه نه سال دیگر
میشه از اینا بدتر
مرد: نشه ایشالا!
زن: ایشالا!
مرد: آسفالت بریز اسدالله!
غلتک بزن عبدالله!
زن: بدو دِ یالا!
[مرد: زود باشین!
گرچه بیفایدهست، ولی خب. . . ]
زن: راه هراز باریکه
موقع شب تاریکه
مرد: یواش برو داش اکبر
تند برونی، چی چیت پَر؟!
زن: والا… خودت پَر!
مرد: خودت پَر، کُلات پَر
چرخا و لاستیکات پَر
زن: ماشین پَر، بارش پَر
سپر با رادیات پَر
مرد: کلاغ و مرغ و غاز پَر
زن: تنبک و ضرب و ساز پَر
شغال پَر و گراز پَر
زن: روراست بگیم:
هراز پَر!
♫ LP Cover ♫
* * *
شعرهای کودکان و فکاهی با آهنگ ترانههای مشهور ایرانی
* * *

وقتی نیستی
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: پرویز اتابکی
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
دنیای به این بزرگی، واسه من
وقتی نیستی مثل زندون میمونه
وقتی نیستی گلا ماتم می گیرن
بهارم مثل زمستون میمونه
وقتی نیستی من هوای خوندنم نیست
دیگه این جا بیتو جای موندنم نیست
وقتی رفتی آینه چین خورد و شکست
باغبون درهای گلخونه رو بست
عروس سفید پوشت تا دم مرگ
لباس سیاه به تن کرد و نشست
وقتی نیستی من هوای خوندنم نیست
دیگه این جا بیتو جای موندنم نیست
تو میخواستی دیوارها رو برداری
جای هر دیوار یه باغچه بذاری
تو میخواستی پرده رو پس بزنی
پشت هر پنجره خورشید بکاری
وقتی نیستی من هوای خوندنم نیست
دیگه این جا بیتو جای موندنم نیست
وقتی نیستی کی به ما نشون بده
عکس خورشید توی آب چه رنگیه
کی میخواد به ما بگه بدون عشق
اینجا پر از آدم های سنگیه
وقتی نیستی من هوای خوندنم نیست
دیگه این جا بیتو جای موندنم نیست
♫ LP Cover ♫
* * *

رقص کولی
کلام: پرویز وکیلی / خواننده: ویگن
بر آهنگ: Bambino – Dalida
بازآ ای کولی افسونگر و زیبا
از پای شعلهی آتش به سوی ما
گیسوافشان و غزلخوان با لب خندان
رقصی بنما شورانگیز و پُر غوغا
نغمهخوان و عشوهگر
مستِ ناز و بیخبر
رقص آتشین نما
تا زنَد سپیده سر
سبُک در جامهی پُرچین و ارغوانی
چو درآیَد پیکرت
نگَه افسونگرت
برآرَد نغمهی مَستان ز فُسونهای تو
ز هر سویی تماشاگری
گُلی میریزد به پای تو
نغمهخوان و عشوهگر
مستِ ناز و بیخبر
رقص آتشین نما
تا زنَد سپیده سر
خدا را کولی وحشی و فریبا
نرو امشب که بشکنی دل ما را
فدای چشم مست و موی پریشانَت
نزن بر هم، تو امشب محفل ما را
نغمهخوان و عشوهگر
مستِ ناز و بیخبر
رقص آتشین نما
تا زنَد سپیده سَر
رقص آتشین نما
با کرشمه تا سحر
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

جهان گذران
شعر: بهادر یگانه
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران شاپوری
♫ LP Cover ♫
* * *

عروسی
شعر: کریم فکور
آهنگ: ناصر زر آبادی
خواننده: الهه

طوق طلا
ترانهسرا: پرویز خطیبی
آهنگساز: ناصر خدیوی
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۵
خودت بلا، عشقت بلا
به گردن تو طوقِ طلا
رُخَت بود چو ماه آسمان
نگاهت، از چشم شهلا
چو میرسد ز کوچهام صدای کفش پایَت
شوَم روان به شوق دل که جان کنم فدایت!
به هر کجا که پا نِهی آیم پِی تماشا
شاید به من نظر کُنی ای آرزوی دلها!
به دست تو انگشتری، به سینهات طوق طلا
با اینهمه فُسونگری بُردی دل ما
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

عروس
شعر کریم فکور
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: الهه

یاس پرپر
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۴
ما به نیمهره سرنوشت روزی آخر به هم رسیدیم
لحظههای خوشی بود و ما قصهٔ عشق هم شنیدیم
گر آن روز صبح امید و آشناییها بود
روز دگر شام تاریک جداییها بود
بگرفتم پنهان کردم گل یاسی از دستت
به نگاهی در تو خواندم غمی از چشم مستت
درآن روز پُر از نسترن، همه بستان بود
میدیدم گل صحراها همه خندان بود
دستِ باد سر راه ما گوهر افشان بود
بگرفتم پنهان کردم گل یاسی از دستت
به نگاهی در تو خواندم غمی از چشم مستت
آه چه شد آخر که از هم جدا گشتیم
با غم دوری آشنا گشتیم
در دستم گل یاس پَرپَر شد، چرا پرپر شد
چرا آن آتش خاکستر شد، چرا خاکستر شد
* * *