
بدرقه
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش

بدرقه
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش

خدایا ببخشای
شعر: عبدالرضا سحبان
آهنگ: علیرضا خواجهنوری
خواننده: مرضیه
خدایا ببخشای
خدایا ببخشای
اگر گاه گاه
ز دست تو من شِکوهها میکُنم
بزرگا جهانآفرینا ببخش
اگر گاه گاهی خطا میکُنم
تو خود بهتر آگاهی از هر کسی
که در سینهی من دلی تنگ است
دلی تنگ و محزون و سوزان ز درد
که با من مُدامش سر جنگ است
چو مینالد از فتنهی روزگار
مرا چشم گریان به خون میکِشد
ز سر تا به پا آتشم میزند
مرا تا به دشت جنون میکِشد
در آن دشت سوزانِ بیانتها
مرا آشنایی به غیر از تو نیست
به دشتِ جنون هم پناهم تویی
که ما را خدایی به غیر از تو نیست
جهان داورا، از همه زندگی
مرا توشهای نیست جز اشک و آه
خدایا بر این اشک و آهم ببخش
که مویم سپید است و رویم سیاه
اگر شِکوهای بر زبان میرود
الهی تو دانی که از سینه نیست
اگر آهی آیینه را تیره کرد
خدایا کدورت از آیینه نیست
* * *

افسانه وفا
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: اسدالله ملک
خواننده: دلکش

خاطره یکشب
(اطلاعات روی صفحه اشتباه است)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه
یادش بخیر آن شبِ خوش
که نوشیدم از دستِ تو جامی
زآن شب دگر بیخبر گشتی از عاشقِ بیسرانجامی
بعد از آن شب دگر، مستم و بیخبر
من نیارم به لب غیرِ نامت کلامی
تو هم یاد ما کُن گهی با سلام و پیامی
کاش این دلِ ناشکیبایِ ما
در آن شبِ عشق و رویایِ ما
تا ابد مست و مدهوش از آن باده میشد
چه میشد جهان گر به کامِ دو دلداده میشد
از آن شب چها کشیدهام
خدا کُند تو هم بدانی
به جز رنج و غم ندیدهام
خدا کُند تو هم بدانی
یار کسی شو که قَـدرت بداند
خاکِ رَهَت را به مُژگان نشاند
. . .
* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

اسیر عشق
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: هوشنگ سپهری
خواننده: دلکش

کاروان لالهها
شعر: بهادر یگانه
آّهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه
کاروان لالهها زده چادر بر صحرا
از گل و شکوفه شد چهرهی هستی زیبا
ز سفر ای محبوبم تو نیامدی چرا
بازآ تا دل به گیسوی تو آویزم
بازآ تا جان به پای تو بریزم
چو آسمان نیمهشب شده باغ از زیبایی
بیا که موسم طرب شد و فصل شیدایی
بگو که بیتو غنچه لب چکنم با تنهایی
چو نوبهار من تو چهره بنما
گل امیدم آه شود شکوفا
. . .
* * *

اشگ سپهر
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: دلکش
* * *
از «بیژن ترقی» و «پرویز یاحقی» در این سایت:
مثلث هنری «پرویز یاحقی»، «بیژن ترقی» و «حمیرا»
* * *

جای پا
شعر: حسین شاهزیدی
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: مرضیه
چون شد که قدر ما ندانستی
غم مرا ندانستی
پس از آن همه یاریها
ندانم ز رو چه رو ما را
تو نادیده گرفتی
نگفتی سخنی با ما
مرا از چه سبب یارا
تو نادیده گرفتی
مبادا شوی از کرده پشیمان
برو فارغ از این بیسر و سامان
خدا پشت و پناهت برو ای جان
گذشت از من و دیگر
تو هم ز آن همه بگذر
مگو با کس قصهی ما را
ببر از یاد خاطرهها
. . .
. . .
* * *

غم تنهایی اسیرت میکنه
شعر: آرش سزاوار
آهنگ: ویلیام خنو
خواننده: فریدون فروغی
چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصهش قدِ یک دنیا میشه
میره یک گوشهی پنهون میشینه
اونجا رو مثل یه زندون میبینه
غمِ تنهایی اسیرت میکُنه
تا بخوای بجُنبی پیرت میکُنه
وقتی که تنها میشم
اشک تو چشام پر میزنه
غم میاد یواش یواش
خونهی دل در میزنه
یاد اون شبها میافتم
زیرِ مهتابِ بهار
توی جنگل، لبِ چشمه
مینشستیم من و یار
غمِ تنهایی اسیرت میکُنه
تا بخوای بجُنبی پیرت میکُنه
میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمیشه
دلِ این آدما زشته، دیگه زیبا نمیشه
اون بالا باد داره زاغِ ابرا رو چوب میزنه
اشک این ابرا زیاده، ولی دریا نمیشه
غمِ تنهایی اسیرت میکُنه
تا بخوای بجُنبی پیرت میکُنه
♫ LP Cover ♫
* * *

هدیهٔ عشق
گلهای رنگارنگ ۴۶۰
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
با دل من این ندیده وفا، این نكرده خطا
از برای خدا، یار من! تو مهربان شو
تا كه خدا عشق و مهر و وفا
هدیه كرده به ما، در زمانه مرا همدم و همآشیان شو
بیا كه به زاری، چو ابر بهاری بگریم و دامان تو بگیرم
اگر كه به یکدم نمیرم از این غم، ندیده رُخت ترسم كه بمیرم
بیا كه نگاهت، دو چشم سیاهت
كشیده مرا در عالم مستی
تو نور امیدی، تو صبح سپیدی
بیا كه روَد از دل غم هستی
چو ابر بهاری تو عقده گشایی
به سوزِ دلِ من تو ساز و نوایی
به گلشنِ عشقم تو شبنم پاكی
تو بادِ صبایی، چه جانفزایی!
بیا كه نگاهت، دو چشم سیاهت
كشیده مرا در عالم مستی
تو نور امیدی، تو صبح سپیدی
بیا كه روَد از دل غم هستی
دلِ من مشكن! به خدا تو ز من
گر جدا بشوی، بیوفا بشوی
رفته با دگران آشنا بشوی
چه كُنم منِ تنها، من و این دلِ رسوا
بیا كه نگاهت، دو چشم سیاهت
كشیده مرا در عالم مستی
تو نور امیدی، تو صبح سپیدی
بیا كه روَد از دل غم هستی
* * *
مثلث هنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی، حمیرا
* * *