
محو تماشا (جان فدای او)
ترانهسرا: حسین شاهزیدی
آهنگساز: ناصر خدیوی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۵
دیگر چه میجویی ای دل ز دوران؟!
دیگر چه میخواهی از روزگاران؟!
بر کام دل آمد آن رخشندهسیما
هر چشم و دل را بینم محو تماشا
تا دیدم از راه آمد یار دلآرا
عشقش نشد یک دم از سینه، بیرون
قدر محبت را میدانم اکنون
دیدی که بی او بودم سر در گریبان
آسوده گشتم از آن حال پریشان
شد چشم من روشن از آن مهر رخشان
میافشانم جان در پای او
در دل دارم چون سودای او
جانم فدای او
او نهاده به روزگاران رسم و آیین وفا را
ای نکویان حذر کنید از راه بیمهری خدا را
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

ناامید
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: شهرام شاهوردی
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: دختر کدخدا

نمیدانم (نمیدانم چرا)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: منوچهر سخایی
مرا دیگر نمیخواهی، نمیدانم چرا؟
ندارم سوی تو راهی، نمیدانم چرا؟
تو درد بیکرانم را نمیدانی چرا؟
نکردی یاد من گاهی، نمیدانم چرا؟
سخن با ما نمیگویی چرا؟
نشان از ما نمیجویی چرا؟
تو راز دل نمیخوانی چرا؟
تو سوز جان نمیدانی چرا؟
نمیدانم، نمیدانم، نمیدانم چرا؟
بقای او چو میخواهم، چرا خواهد هلاکِ من؟
چو میمیرم نمیریزد سرشک غم به خاکِ من
بنگر به چه راهم تو کشاندی
غم و دردم ننشاندی
بلا دیدم جانا تا تو را دیدم من
تو را دیدم از عشقت چها دیدم من
آه، نمیدانی تو دردم را نمیدانی
نمیدانم، نمیدانم، نمیدانم چرا؟
* * *

بیستارهها (بیستاره)
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
ستاره امشب کسی ندیده
مگر ستاره کجا دمیده؟!
مَه آرمیده، رنگش پریده
ابر سیاه رو به سر کشیده
چشمای ابر سیَه پُر آبه
میخواد بباره، دلش خرابه
کو یک ستاره در آسمونم
بختم سیاهه، خودم میدونم!
بنال ای نی! بنال امشب به آوای جدایی
بگو با یار بیمهرم که دور از مو چرایی؟!
رَویم ای دل به دنیایی که رنگ غم ندیده
به دنیایی که رنگِ حسرت و ماتم ندیده!
● این نسخه ار ترانه «بیستاره» که بهنظر میرسد ضبط و اجرای آن در اوایل دههی ۴۰ صورت گرفته است، در سال ۱۳۵۸ و در کاستی از شرکت «آونگ» تحت عنوان «خاطرهها (۴)» مجموعهای از ترانههای خاطرهانگیز دههی ۳۰ و ۴۰ شمسی، منتشر شد.
● متن و ترانه و توضیح برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

دکهٔ گلفروش
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: بزرگ لشکری
خواننده: یاسمین
کنارِ دکهی خوشرنگ و بویِ گُلفروشی
بدیدم دخترِ افسونگرِ سُنبل به دوشی
با گُلفروشان لالهرو گرمِ سخن بود
غافل ز احوالِ دلِ مُشتاقِ من بود
به او گفتم: حذر کُن زین گروهِ گُلفروشان!
از این زیباپسندان، ای گُلِ من، رُخ بپوشان!
ترسم تو را جایِ گُلش،
چون دستههایِ سُنبلش، ارزان فروشد.
من بُلبلِ این گُلشنـم؛
ترسم ز غیرت در تنم خونم بجوشد.
دستِ هر کس گُل ز چمن جُدا کُند
بـا گُلرویان چگونه او وفا کُند
گُل اگر به دستِ هـر نسیمـی در نیفتد
به خُدا به دستِ هر کسی پَرپَر نیفتد
تو هم ای گُلِ من حذر از اینان کُن!
تو که هر گُلی را با محبّت مینوازی؛
دلِ من به مِهرت همچو گُل دارد نیازی
تو هم دلجوییِ صاحبدلان کُن!
. . .
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانههای ایرانی
* * *

یارب
شعر: بهادر یگانه
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: عهدیه

افسون (افسونگری)
ترانهسرا: هوشنگ شهابی
آهنگساز: کیومرث کریمی
تنظیمکننده: آندره گلاتا
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۹
هر جا بیتو پا بنَهَم میبینمت چون رویا
در گردش باغ و چمن، در راه کوه و صحرا
بس افسونها دمیدهای تو بر جان من
چو فُسونم کردهای جانا
دلم مشکن، بنشین با من!
تو ز من گر چون بختم ـ ای زیبا ـ بگریزی
به رقیبم دل بسپاری، با او آمیزی
چه کُنم من، گر نسازم با غم و رنج حرمان
همچو مرغ پَر شکسته جان نَهَم در دست طوفان
تو هم ای زیبا که بینم پی دونان میشتابی
به وفاداری، عزیزم به جهان چون من نیابی!
ز دل سوزان ببارم اشک حسرت بر دامان
به فغان باشم به شبها بیتو چون مرغ طوفان
● اجرای دوم این اثر با ارکستراسیون متفاوت و تغییراتی در متن ترانه.
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

عطش
شعر: مسعود هوشمند
آهنگ: حسین واثقی
تنظیم آهنگ: فرشاد
خواننده: ابی
ترانه فیلم: عطش
عطش موندن با تو، تو دلم ریشه دوونده
چشم من مرگ دلم رو از توی چشم تو خونده
تو رو از من، منو از تو اگه آسمون بگیره
توی دشت خشک سینهم عشق پاکت نمیمیره
بیا تا برای غم جایی نباشه
شاید امروز بره فردایی نباشه
التهاب و تشنه مُردن، رسم این دنیا همینه
تا بجنبی جای قلبت خالی مونده توی سینه
نداره طاقت و تابی، گلی که نداره گلدون
کاخ آرزوی آدم آخ چه آسون میشه ویرون
. . .
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

زنده پنهانی
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: عماد رام
خواننده: عهدیه
* * *
از سرودههای «معینی کرمانشاهی» در این سایت
«خوشهچین» (سروده و صدای شاعر)
«خلیج فارس» (سروده و صدای شاعر)
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

گل گریه
سروده و صدا: بیژن ترقی
تار فرهنگ شریف
وقتی توی باغ چشات، دونه دونه، گل گریه وا میشه
وقتی توفان غضب، تو چشات پیدا میشه
عشقمون رسوا میشه
آسمون عشقمون زیر یک ابر سیاه میره ناپیدا میشه
آفتاب و مهتابمون گم توی دریا میشه
عشقمون رسوا میشه، عشقمون رسوا میشه
آسمون عشقمون، زیر یک ابر سیاه میره ناپیدا میشه
آفتاب و مهتابمون، گم توی دریا میشه
عشقمون رسوا میشه
یه روز از خندهٔ تو جام آویزهٔ اشکم میشکست
در دل سادهٔ تو، شور و شادی مگه از پا مینشست
موج خندههای تو
مث پروانه گلای باغو از خواب میپروند
طفل بازیگوش اشکم ز نشاط
مُهرههای عاجشو به بام مهتاب میپَروند
غم داره گلهای خندههاتو پَرپَر میکُنه
طفل اشکم داره باز بهانهشو سر میکُنه
♫ LP Cover ♫
* * *