
شمع شبانه
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
از دیگر ترانههای بازخوانی شدهٔ «داریوش رفیعی»
● «شب انتظار» (شب به گلستان تنها منتظرت بودم)
● «شمع شبانه» (من شمعم، شمع شبانه)
● «به سوی تو» (بگو کجایی؟)
● «زهره»
● «گلنار»
* * *

شهر، شهر فرنگه
(تیتراژ فیلم حسن کچل)
نوشته: علی حاتمی
صدا و اجرا: مرتضی احمدی
ادامه خواندن بابا دقمرگ شد و مُرد
گاه در این حکایت و آن روایت به نکتههایی برمیخوری که هم بهجای خود خواندنی هستند و هم به شکل جمعآوری شده و در کنار هم قرار گرفتهشان میتواند موضوع جالبی باشد. اینکه: کی، چه وقت، کجا بود!؟
خاطرهای که «بیژن ترقی» از شنیدن درگذشت «ابوالحسن صبا» و افراد حاضر (از جمله «فروغ فرخزاد») دارد؛ و یا ماجرای ضبط ترانهای که با خبر فوت «روحالله خالقی» مصادف شده و در کتاب خاطرات «پرویز خطیبی» آمده؛ از آندست است.
ادامه خواندن کی، کی، کجا بود!؟

تو بزن، تبر بزن!
آخرین ضربه رو محکمتر بزن!

شانزده سال پیش در چنین روزی (۲۴ تیر ماه ۱۳۸۸) هواپیمای شرکت هواپیمایی کاسپین که در مسیر تهران ـ ایروان (ارمنستان) در پرواز بود، حوالی قزوین سقوط کرد و منجر به کشته شدن ۱۶۹ نفر سرنشینان این هواپیما شد. «عبدی یمینی» آهنگساز و تنظیمکننده ایرانی نیز یکی از مسافران پرواز بود و در این حادثه جان باخت. از تنظیمهای او یکی هم «سفرنامه» با ملودی، شعر و صدای «شهیار قنبری» است.
ادامه خواندن شهیار قنبری: (صدای شاعر) سفرنامه

امروز (۲۱ آذر ماه) صد سالگی زندهنام احمد شاملو
ادامه خواندن یادنامه «احمد شاملو»

دستخط فروغ فرخزاد است در تعهدی بر «انجام امور خانهداری به بهترین وجه» و «رعایت کامل نظر همسر، در کارهای هنری خود» و قبول اینکه اگر «رعایت کامل همسر» را لحاظ نکرد «نامبرده بدون پرداخت مهریه نسبت به طلاق او اقدام نماید.»
گرچه در این متن نامی از همسر برده نمیشود! ولی این دستنویس، تاریخ و امضاء دارد و یک خط خوردگی! فروغ، هفت ماه پس از نوشتن این تعهدنامه! در آبانماه آنسال از پرویز شاپور طلاق گرفت.
ادامه خواندن طفلک «فروغ» (۸)
«یا تقدیس میکنیم، یا دشنام میدهیم» تیتر گفتوگوی «علی عظیمینژادن» با دکتر «احسان نراقی» است که در شمارهٔ ۳۷ «هفتهنامهٔ نگاه پنجشنبه» چاپ و منتشر شده است.

در یادداشتهایی که برای تکمیل مطلب «طفلک فروغ» جمعآوری کردهام، [+] از جمله نقل قولی هم از ایشان برگرفته از آن نشریه بود با عنوان: «به «فروغ» در بارهٔ روابطش هشدار دادم.» (!) و به این شرح که:
ادامه خواندن طفلک «فروغ» (۷)

بیش از ده سال پیش توسط یکی از ناشران قدیمی در سوئد کتاب مجعول و مجهولی بهنام «کهرُبا» چاپ و منتشر شد. مجعول! از این بابت که نام افراد در ماجراهایی این رمان «جعلی» است؛ گرچه نشانیهای نویسنده در معرفی آنها سر راست و برای خوانندگان کتاب روشن و گویاست. مجهول! هم، چون نام نویسنده یا نویسندگانش معلوم نیست؛ گرچه حدس و حدیث در بارهٔ آن بسیار است.
ادامه خواندن طفلک «فروغ» (۶)

«محمد نوری» را بیشتر با ترانهٔ «جان مریم» بهیاد میآوریم. میگفت و نوشتهاند که شعر ساده و صمیمی آن از سرودههای خود اوست. شعر ترانهٔ «در خموشیهای ساحل» را هم بر اساس گفتههای خود او نوشتهاند از «فروغ فرخزاد» است. روایت «محمدعلی سپانلو» از این ترانه اما حکایتی دیگر است.
ادامه خواندن طفلک «فروغ» (۵)