
«از پشت آتش» سرودهی نادر نادرپور به سال ۱۳۳۲ در اولین مجموعه از اشعار او (چشمها و دستها) در همان سال منتشر شد و در چاپهای بعدی این مجموعه همچنان حضور داشت. در سالهای بعد از انقلاب اما این سروده ـ احتمالا به دلیل فضای اروتیکی آن ـ از کتاب حذف شده است.
از پشتِ آتش (کاشانه من)
شعر: نادر نادرپور
آهنگ: حسن یوسفزمانی
خواننده: نادر گلچین
او بود و من، در خانهی من
وان آتش سرخ
میسوخت در کاشانهی من
از پشتِ آتش، طرح اندام بلندش
رقصنده چون دود
پیچنده چون مار
میگفت با هر پیچ و تاب افسانهی من:
آنشب، در آن میخانهی دور
آنجا که مستان خفته بودند
آنجا که در پیمانهها میریخت مهتاب
چون بادهی ناب،
او بود و، من مست از میِ او
اندام او چون شعلهای نیلوفری رنگ
میتافت در دودِ سیاهِ سایهی او
در خندهی من موج میزد بوسهی من
در بوسهی او محو میشد خندهی او
و تن رها میکرد در تاریکی شب
من بوسه برمیداشتم از سینهی او
میخفت در آغوشِ من، عریانتر از ماه
تا ره برم چون مار در گنجینهی او.
امشب، کسی در خانهام نیست
اما خیالش جسته ره در خانهی من
وین آتش سرخ
زندهست در کاشانهی من
از پشتِ آتش، یادِ اندام بلندش
رقصنده چون دود
پیچنده چون مار
گوید بهیاد رفتهها، افسانهی من
تهران ـ اول اردیبهشت ۱۳۳۲
از مجموعه «چشمها و دستها»، (مجموعه اشعار نادر نادرپور جلد ۱، ناشر: شرکت کتاب (آمریکا)، بهار ۱۳۸۱، ص ۱۸۹ تا ۱۹۱)
* * *
یادنامهی «نادر نادرپور» در سایت «راوی حکایت باقی»
* * *

پیشینهی توصیف «مانده بر جا آتشی از کاروانم» از «تورج نگهبان» در ترانه «سوگند» با صدای «ویگن»؛ و «آتشی ز کاروان جدا مانده» از «بیژن ترقی» که «دلکش» خواند شاید به شعر «اجاق سرد» سرودهی «نیما یوشیج» برسد. آنجا که میگوید: «مانده از شبهای دورا دور / بر مسیر خامُش جنگل / سنگچینی از اجاقی خُرد / اندرو خاکستر سردی»
ادامه خواندن در توصیف آن «آتش به جا مانده از کاروان»

«عزتالله انتظامی» بازیگر توانا و نامآشنای تئاتر و سینمای ایران است. خاطرهی او از ایفای نقش ژاندارم در فیلم «صادق کُرده» ساختهی «ناصر تقوایی» خواندنی و قابل تأمل است. یادش گرامی باد.
ادامه خواندن یاد و خاطرهای از عزتالله انتظامی

در دههی پنجاه نادر ابراهیمی را بزرگترها با سریال «آتش بدون دود» میشناختند، جوانترها با مجموعه داستانهای کوتاه او، نوجوانان با «سفرهای دور و دراز هامی و کامی» که از تلویزیون پخش میشد؛ و کودکان با کتابهای قصهای که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از او منتشر کرده بود.
● نادر ابراهیمی: کلاغها (۱۳۴۸)
● نادر ابراهیمی: سنجابها (۱۳۴۹)
● نادر ابراهیمی: پهلوان پهلوانان (۱۳۵۲)
● نادر ابراهیمی: قصهی گلهای قالی (۱۳۵۲)
● نادر ابراهیمی: بزی که گم شد (نوشتاری)
● نادر ابراهیمی: بزی که گم شد (شنیداری)
● مجموعهای نوشتاری ـ شنیداری از کارهای کانون پرورش فکری از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۷
* * *

قمرالملوک وزیری است. در این عکس ۱۹ سال سن دارد. هفتهای پیش از اجرای اولین کنسرت او در گراندهتل لالهزار که خبرش در شهر پیچیده. میگویند: «فقط این نیست که او «زن» است و آواز میخواند، که از قرار بدون حجاب هم بر صحنه ظاهر خواهد شد.» و پیغامهای تهدید که: «زنهار! که به حکم شرع میکُشیم تو را». سال ۱۳۰۳ است. دورهی سلطنت احمد شاه قاجار است و هنوز یازده سالی مانده به اعلام رسمی کشف حجاب در ایران.
ادامه خواندن عکسی از «قمر» در پیشواز از مرگ!

پیشینهی سرودهای انقلابی در ایران به سالهای آغازین دههی پنجاه خورشیدی و سرودهای «کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی» میرسد که روی چند صفحهی گرامافون باقی مانده است.
ادامه خواندن کلام سرودهای انقلابی بر آهنگ ترانههای مشهور

در جلد یازدهم از مجموعهی «کتاب کوچه» ـ کار سترگ احمد شاملو ـ رسیدم به مدخل «صبر و جخت». خرافهای قدیمی در باورهای مردمی که حتما با آن آشنا هستید. یادم آمد از ترانههایی که به این موضوع پرداختهاند. (به راستی چیزی هست در این دنیا که ایرانی باذوق در بارهی آن شعر و ترانهای نسروده باشد!؟) چند تایی از آنها را در جعبه موسیقی این صفحه گذاشتم. شنیدنشان خالی از لطف نیست.
ادامه خواندن «صبر» و «جخت» در ترانههای ایرانی

کامبیز روشنروان موسیقیدان، آهنگساز، نوازنده و رهبر ارکستر در فعالیتهای هنری خود کارنامهی پُرباری دارد. از جمله بیش از صد موسیقی متن برای فیلمهای سینمایی و مجموعههای تلویزیونی و چندین آلبوم موسیقی و همکاری با بزرگان آواز ایران. با اینهمه او از دنیای کودکان و کوچکترها هم غافل نبوده است.
ادامه خواندن «کامبیز روشنروان» در کانون پرورش فکری کودکان

و اما ترانهسرایانی هم داشتهایم که در ضمن چند شعر هم به طنز سرودهاند. مثل «رهی معیری» و اشعار فکاهی او که با نام «زاغچه» در روزنامه «بابا شمل» به چاپ رسیده است.
ادامه خواندن ترانههای «هادی خرسندی»