مبتکر ضبط اشعاری از شاعران پیشین و معاصر و انتشار آنها در ایران «احمدرضا احمدی» بود. مجموعهای که با عنوان «صدای شاعر» از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر میشد. گزیدهای از شعرهای «نیما یوشیج» با صدای «احمد شاملو» و موسیقی «احمد پژمان» از اولین کارهای این مجموعه بود. در آن زمان (سال ۱۳۵۱) سیزده سال از درگذشت نیما میگذشت.
منظومهٔ بلند «پریا» اولبار در مجموعهٔ «هوای تازه» بهچاپ رسید. با جملهای بر پیشانی آن که پیشکش شعر از سوی شاعر بود. «به فاطی ابطحی کوچک، و رقص معصومانهٔ عروسکهای شعرش».
در گسترهی ادبیات معاصر ایران بهویژه در بخش شعر، شاعران مطرح و صاحبنام کم نیست، اما چند نفری از آنها گویا برای مردم آشناتر و در نزد اهل ذوق مقبولیت بیشتری دارند. (مثلا: احمد شاملو، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری ) اشاره و به کار بردن نام این نامآوران را حتی میتوان در اشعار و سرودههای ترانهسرایان نامآشنا هم دید و شنید.
چند نمونه از آن ترانهها را در جعبهی موسیقی این صفحه بشنوید. شما هم اگر ترانههایی از ایندست نمونهای سراغ دارید خبر کنید تا با کمک هم این مجموعه کاملتر شود. (ترتیب قرار گرفتن ترانهها بر اساس حروف الفبا و نام شاعر و خواننده است.)
نام هادی شفائیه همواره با تاریخ عکاسی معاصر ایران در شکل آکادمیک آن همراه است. رشتهٔ عکاسی در نظام آموزشی ایران به پیشنهاد و همت او شکل گرفت و خود نیز سالها در دانشگاه تهران تدریس این رشته را بهعهده داشت.
(اولین اثرم را به امیر عزیزم تقدیم میکنم، تا قضاوت او در مورد من چه باشد! فروغ فرخزاد ۱۳۳۴/۵/۱۵) دستنویس و امضای «فروغ» در تقدیمنامهٔ نسخهای از کتاب «اسیر» به برادر بزرگ خود «امیرمسعود فرخزاد».
مرور مطالب و حاشیههای مربوط به کتاب «اسیر» ضمن این که پیشینهای بر چاپ این کتاب است؛ میتواند گزارش وضعیتی از حال و روزگار خود «فروغ» در چمبر هزار خمی که گرفتارش بود هم باشد.
پیوند و دوست بودن بعضیها با هم شاید چندان بازتابی بیرونی نداشته باشد، خودشان اما از علاقه، ارادت و اندازههای دلبستگیهایشان نسبت به هم آگاه هستند. نمونهاش میتواند «احمد شاملو» باشد در پیوند دوستانهاش با خانوادهٔ سه نفرهٔ «پرویز شاپور»، «فروغ فرخزاد» و فرزند آنها «کامیار شاپور».
شاید برای شما هم پیش آمده که با دیدن یک نام، یا چهرهای آشنا سلسهای از خاطرات بههم پیوسته یادتان بیاید که گرچه هر کدام داستان مجزای خودش را دارد ولی در جایی وجهی مشترک مییابند و مکمل هم میشوند.
حکایت ارتباط «امیر نادری»، «سودابه قاسملو»، «احمد شاملو»، «آیدا» و استاد «هادی شفائیه» با هم از ایندست است.
میدانیم که نیما یوشیج اشعار زیادی سروده است. و من و شما هم البته کم از سرودههای این شاعر نامی نخواندهایم؛ اما اگر از ما بپرسند کدامیک از آنها را به یاد دارید؟ شاید پیش از همه، «آی آدمها»، «تو را من چشم در راهم» و «مهتاب» را به یاد بیاوریم. امروزه بیتهایی از این سرودهها حتی ضربالمثل شده است. (این از اشعار نیمایوشیج.)