
نامه
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن
خواننده: منوچهر سخایی

نامه
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن
خواننده: منوچهر سخایی

شیدای کهای؟
شعر: صائب تبریزی
ویلون: پرویز یاحقی
خواننده: منوچهر سخایی
ای جهانی محو رویت، محو سیمای که ای؟
ای تماشاگاه عالم، در تماشای کهای؟
عالمی را روی دل در قبله ابروی توست
تو چنین حیران ابروی دلارای کهای؟
شمع و گل چون بلبل و پروانه شیدای تواند
ای بهار زندگی آخر تو شیدای کهای؟
نعل در آتش ز سودای تو دارد آفتاب
ای سمن سیما تو سرگردان سودای کهای؟
چون دل عاشق نداری یک نفس یک جا قرار
سر به صحرا داده زلف چلیپای کهای؟
تلخی زهر از حلاوتهای عالم میکِشی
چاشنیگیر لبِ لعل شکرخای کهای؟
چشم میپوشی ز گلگشتِ خیابان بهشت
در کمینِ جلوهی سروِ دلارای کهای؟
نشکنی از چشمهی کوثر خمار خویش را
از خمارآلودگان جام صهبای کهای؟
نیست غمازی طریق عاشقان پردهپوش
ورنه صائب خوب می داند که رسوای کهای
* * *

آنقدر تو را دوست دارم
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: امیر آرام
تنظیم: ناصر چشمآذر
خواننده: منوچهر سخایی
بی تو پُر از گریهام ابرم، ابر بهارم
وقتی نیستی کنارم دلم میخواد ببارم
بی تو پُر از گریهام ابرم، ابر بهارم
وقتی نیستی کنارم دلم میخواد ببارم
انقدر تو رو دوست دارم
که آب رودخونهها دریاچه رو دوست دارند
اون قدر تورو دوست دارم
که بچههای تنها بازیچه رو دوست دارند
انقدر تو رو دوست دارم
که چوپانای غمگین وقتی که عاشق میشن بیابونو دوست دارند
انقدر تو رو دوست دارم
که زیر هرم آفتاب مسافرای کویر سایهبونو دوست دارند
♫ LP Cover ♫
* * *

چادر زری
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: سورن
خواننده: منوچهر سخایی
لیلا فدای تو گردم
ناز و ادای تو گردم
خالِ لبای تو گردم
خال پشتپای تو گردم
یواش یواش راه میروی و
راه رفتنای تو گردم
صدای کفش پات میاد و
کفشای پای تو گردم
چادر زری، چادر زری، از کوچه ما میگذری
ناز میخرم، چند میفروشی، جون میفروشم چند میخری؟
میخوام به کرمون برم و برات حنا بیارم
اگر حنا دوست نداری آب طلا بیارم
* * *

مست و دیوانه
ترانهسرا: نظام فاطمی
تنظیمکننده: عطاءالله خرم
خوانندگان: منوچهر سخایی، رامش
ترانه فیلم: هارون و قارون
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۵
منوچهر:
آمد چون ستاره، در شامم دوباره
امشب مثل هر شب بیمهری نداره!
منوچهر: مستی؟
رامش: اوه، نه نه!
منوچهر: هستی!
رامش: نه والا
منوچهر پس چرا چشمت خمار مِی گرفته؟
رامش: چشمم می دارد
مستی میبارد تا شوی مست از نگاهم رفته، رفته!
منوچهر: ای در مستی افسانه، شدم آخر دیوانه
رامش: من مست و تو دیوانه، که برد ما را خانه؟
رامش: من دام عشقم
منوچهر: رام عشقم
سرخوش از می، جام عشقم
منوچهر: زیباپرستم
رامش: من همچو آتش، گرم و سرکَش
منوچهر: من به شعلهی آن روی دلکش،
پروانه هستم!
ای در مستی افسانه شدم آخر دیوانه
همخوان: من مست و تو دیوانه، که برد ما را خانه؟
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

هر چه بود گذشت
ارکستر: سورن
خواننده: منوچهر سخایی
با تو دگر مرا سر و کاری نیست
عمری به سوز و تب نتوانم زیست
گر نیست تو را وفا، دگر افسون بهر چیست
آن زمان عیش و نوش، دور عشق و فتنهها
وه چه زود گذشت، گذشت!
بیخبر از من، مرنج
گر بگویم بین ما آنچه بود گذشت، گذشت!
تا کِی ستم تو کِشم
گویم به دل از غم از کیست
چشم تو اگر به من است
قلبت ز پی دگری است
آن زمان عیش و نوش، دور عشق و فتنهها
وه چه زود گذشت، گذشت!
آن عشق و آرزو همه شد بر باد
آن به که نام من ببری از یاد
آوخ که این جهان ندهد بر کس مراد
آن زمان عیش و نوش، دور عشق و فتنهها
وه چه زود گذشت، گذشت!
* * *

دست طلا دستنبد طلا
خواننده: منوچهر سخایی

زندگی قسطی
(بر آهنگ ترانه: کلاغها: منوچهر سخایی)
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: مرتضی احمدی
♫ LP Cover ♫
* * *

چهره خیال
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده: منوچهر سخایی

باران
شعر: رضا عزمی
آهنگ: کامبیز مژدهی
خواننده: منوچهر سخایی
باران کمی آهستهتر
تا مرغکم کُنم خبر
او خفته غمگین و نزار
روی شاخسار، دارد انتظار
باران کمی آهستهتر
تنها و خسته جان، مرغ بیآشیان
با قلب کوچک خود زیر باران
باران مگو به کس
روییده خار و خس از دهان ابر
در این شام دراز سر میدهی تو باز ترانهات
باران کمی آهستهتر
تا مرغکم کُنم خبر
او خفته غمگین و نزار
روی شاخسار، دارد انتظار
باران کمی آهستهتر
♫ LP Cover ♫
* * *