عارف ـ شاهین: شاهد عشق ما (ترانه فیلم)

عارف شاهد عشق ما

شاهد عشق ما
ترانه‌سرا: تورج نگهبان
آهنگساز: پرویز مقصدی
تنظیم‌کننده: پرویز مقصدی
خوانندگان: عارف ـ شاهین
ترانهٔ فیلم: عشق آفرین (۱۳۴۸)

شاهین:
به شهر شیدایی، ماوا دارم
ز عشق و مستی کِی پروا دارم
پرنده‌ی عشق و امیدم من
پیام شادی بر لب‌ها دارم
ستاره‌ای در شب خاموشم
بیا ببین گرمی آغوشم
به جان تو شادی می‌ریزد
شراب لبخند لبِ نوشم!

عارف:
منم که دل بستم بر روی تو
شدم گرفتار گیسوی تو
تویی که چشمان جادو داری
منم خریدار جادوی تو

همخوان:
همدم جان منِ شیدایی
تو مونس این دل تنهایی!
همدم جان من شیدایی
مونس این دل تنهایی!

عارف:
تو که می‌دانی گل عشقی
چه رعنایی، چه زیبایی
بیا گُل مِهرت ببویَم من
ببوسم من، که دلخواهی!
فدای تو سازم دل و جانم
وجودم را، خدا داند
که بهتر از جانم در این دنیا
چه می‌خواهی، چه می‌خواهی؟!

همخوان:
تو شاهد عشق ما، خدایا!
دور از دل ما بلا، خدایا!
قسم به عشق تو و پیمانم
که من به پیمان تو می‌مانم

♫  LP Cover  ♫

* * *

ضیاء ـ تیلا: پیک شادی

ضیا تیلا پیک شادی

پیک شادی
شعر: رضا شمسا
آهنگ: خلیل شعبانی

♫  LP Cover  ♫

* * *

حمید قنبری ـ گوگوش: هراز پر

حمید قنبری گوگوش هراز پر

هراز پر (جاده هراز)
بر وزن ترانه «کلاغ پر»
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: سلیمان اکبری
خوانندگان: حمید قنبری ـ گوگوش
انتشار: بهار ۱۳۴۸

[مرد: آخ که پدرم دراومد
زن: چی شده؟!
مرد: رفته بودم مسافرت…
زن: خب حالا چرا به این روز افتادی؟!
مرد: میگم از جاده هراز اومدم!
زن: ای وااای خدا نصیب نکنه!
مرد: نمی‌دونی چه جاده‌ایه!]

بیرون شهر تهرون، اون طرفای میدون
زن: یه جعده‌ی (=جاده) درازه، اسمش راه هرازه
مرد: دست‌اندازه سراپا، چشم نخوره ایشالا
بگو ایشالا!
زن: ایشالا!
مرد: هرکی از اون‌جا رفته
تو چاله‌هاش نیفته
بگو ایشالا!
زن: ایشالا!

[مرد: جاده قربونش برم عین لرزونک همین‌جور می‌لرزه!]
آسفالت جعده اعلاست
چون جیگر زلیخاست!
زن: ماشین نمیشه پنچر
اگه گفتی چی‌چیش پَر؟!
مرد: لاستیک پَر!
زن: لاستیک پَر، چراغ پَر
قاطر پَر و الاغ پَر
زمینش چه لیزه
کوهاش مدام می‌ریزه!
مرد: بس داره پیچ و واپیچ
چی مونده از اُتول؟
زن: هیچ!

همخوان: این جاده‌ی هرازه
قصه‌ی اون درازه!

[مرد: داستان‌ها داره این جاده
زن: بیا بریم درستش کنیم
مرد: پدر منم نمیتونه!]

زن: بالای کوه که رفتی
تو دردسر می‌افتی
ماشین بدون نقصه
اما چاچا می‌رقصه!
مرد: ماشین مش ماشالا
اوراق شده به مولا!
زن: اِوا چه حرفا!
مرد: نه بوق داره، نه فرمون
پاک شده درب و داغون
زن: اِوا چه چیزا!

[مرد: از این جاده نری مسافرتا!
زن: نه صد سال!
مرد: مبادا بریا!]

زن: دیگه نداره جعده
نه روده و نه معده
ز بس شنیده وعده
بگو کجاش شده کر؟!
مرد: گوشاش کر!
زن: گوشاش کر، سرش منگ
حوصله‌ش هم شده تنگ!
مرد: میونش پُر از سنگ
نداره صورتش رنگ!
زن: نصفشو برده سیلاب
شده به شکل مرداب
مرد: از ترس جونش اون‌ور
کلاغ نمی‌زنه پَر!

[مرد: باور کن کلاغ پر نمی‌زنه
عین ته دیگ عدس پلو
جاده قلمبه قلمبه!]

زن: وقتی میرین با ماشین
تو جاده خاک بپاشین!
مرد: هرجا دیدین یه چاله
صافش کنین با ماله
زن: اگه نه سال دیگر
میشه از اینا بدتر
مرد: نشه ایشالا!
زن: ایشالا!
مرد: آسفالت بریز اسدالله!
غلتک بزن عبدالله!
زن: بدو دِ یالا!

[مرد: زود باشین!
گرچه بی‌فایده‌ست، ولی خب. . . ]

زن: راه هراز باریکه
موقع شب تاریکه
مرد: یواش برو داش اکبر
تند برونی، چی چیت‌ پَر؟!
زن: والا… خودت پَر!
مرد: خودت پَر، کُلات پَر
چرخا و لاستیکات پَر
زن: ماشین پَر، بارش پَر
سپر با رادیات پَر
مرد: کلاغ و مرغ و غاز پَر
زن: تنبک و ضرب و ساز پَر
شغال پَر و گراز پَر
زن: روراست بگیم:
هراز پَر!

♫  LP Cover  ♫

* * *
شعرهای کودکان و فکاهی با آهنگ ترانه‌های مشهور ایرانی

* * *

عارف ـ رامش: دلداده

عارف رامش دو دلداده

دو دلداده
آهنگساز: سلیمان اکبری
خوانندگان: عارف و رامش
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۵

رامش: آیا دانی یا ندانی مِهر از کَس دیگر نخواهم!
عارف: آیا خوانی یا نخوانی راز عشقم از نگاهم!

رامش: مِهر از من مجو دیگر
عارف: زین قصّه مگو دیگر

رامش:
زین چَشم ناز‌آفرین، جادوی آتشین،
کَس آرامی ندیده!
غنچه‌ی بوسه‌ای از باغ چهره‌ام
لبهای کَس نچیده!

عارف:
دل شیدا مرا گوید ای دلربا
بوسم رویت چو گُلها
رنگ پیراهنت می‌زیبد بر تنت
هم‌چون باده بر مینا

رامش:
من شیوه‌ی یاری ندانم،
رسم دلداری ندانم،
با تو گفتم سرگذشتم

عارف:
آه، آن تو بودی، این تو هستی
که این همه دل‌ها شکستی
از تو هم دیگر گذشتم!

همخوان:
آیا دانی یا ندانی مِهر از کس دیگر نخواهم!
آیا خوانی یا نخوانی راز عشقم از نگاهم

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»

* * *

شاپور جفرودی ـ شمس: چینی‌ام

شاپور جفرودی ـ شمس چینی ام

چینی‌‌ام
شعر و آهنگ: محلی
ارکستر:‌ حبیب‌الله بدیعی
خوانندگان: شاپور جفرودی، شمس

عارف ـ بهشته: عروس دریا

عارف بهشته راز دریا

عروس دریا
ترانه‌سرا: نظام فاطمی
آهنگساز: عطاالله خرم
خوانندگان: عارف و بهشته
ترانه فیلم: وسوسه (۱۳۴۳)

عارف: 
وقت غروبه، آسمون چون دل من بشکفته
قایق ماهیگیرها در دامن صحرا خفته
ببین که موج دریا چه پُر خروشه!
تنگ اومده ز رازی که در گلوشه!

بهشته:
تو راز دریاها رو
از چهره‌ی موج می‌خوانی
چرا ز موج آشنا
راز دلم نمی‌دانی؟!

عارف: 
وقت غروبه، آسمون چون دل من بشکفته
قایق ماهیگیرها در دامن صحرا خفته
ببین که موج دریا چه پُر خروشه!
تنگ اومده ز رازی که در گلوشه!

بهشته:
خدا کنه پیدا بشه دستی در این میونه
بگیره دست من و تو ما رو به هم رسونه

● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانه‌شناسی عارف»
● این ترانه در بهار سال ۱۳۴۴ با شعری متفاوت‌تر  به نام «راز دریا» توسط “رامش و رامین نیز اجرا شد. [در اینجا بشنوید.]

*‌ * *

عارف ـ رامش: بهار بی تو

عارف رامش بهار بی تو

بهار بی‌تو / خوانندگان: عارف و رامش
بر آهنگ: Bahar Sensiz – Rashid Behbudov

رامش:
نوبهار من باشد خزان، بی‌تو!
چو قفس باشد مرا جهان، بی‌تو!
با تو دور زندگی بُود شیرین
به چه ارزد زندگی جاودانه بی‌تو!
نوبهاران ندارد صفا بی‌تو!
سَیر گلشن نباشد روا بی‌تو!
به هوای تو ساز دلم خواند
برنمی‌خیزد از آن نوا بی‌تو!

عارف: (به زبان ترکی)
دونمرم هیچ سوزومدن ای جانان
گئتمه بیر آن گوزومدن ای جانان
سندن ایلهام آلیر منیم گونلوم
سنی مندن آییرماز اینان کی اولوم
گوله بیلمز گولوم باهار سنسیز
اورئیم اوت توتوپ آی آمان
یانار سنسیز، یانار سنسیز

عارف:
ای که برده چشمت قرار از من
مشو غافل در این بهار از من!

رامش:
به صبوری تا کِی دهی پندم؟
صبر من هم‌چون تو کند فرار از من

همخوان:
بی‌تو بر من نخندد بهار ای گل
من ندارم چو گیسویت، قرار ای گل

*‌ * *
نمونه‌ی فارسی شده‌ی ترانه‌های مشهور

* * *

ضیاء ـ رامش: دو تنها

ضیا رامش دو تنها

دو تنها
ترانه‌سرا: جمشید احمدی‌فر
تنظیم‌ آهنگ: ضیاء
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۴‌

ضیاء:
خسته‌ای درمانده‌ام
اشک غم افشانده‌ام
بر تو ای نامهربان
قصّه‌ی دل خوانده‌ام

رامش:
از چه دل‌آزرده‌ای؟
این همه افسرده‌ای
از چه ندیده خزان
چون گُل پژمرده‌ای!

ضیاء:
در غم بی‌همزبانی‌ها صبورم
از دیار آشنایی‌ها به دورم
تشنه لب بر ساحل دریای شورم!

رامش:
ناله کن چون راه تو پایان ندارد
گریه کن کار جنون سامان ندارد
زان که درد عاشقان درمان ندارد!

ضیاء:
بینم ای دلبر تو با من همزبانی
چاره کن درد مرا گر می‌توانی!

رامش:
دختری از سرزمین دلبرانم
دلرباتر از همه افسون‌گرانم
عاشقی از کوی جانان رانده‌ام من
چون تو در راه جنون درمانده‌ام من

ضیاء:
ناله کُن چون راه تو پایان ندارد
گریه کن کار جنون سامان ندارد
زان که درد عاشقان درمان ندارد!

هم‌خوان:
زان که درد عاشقان درمان ندارد!

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● این ترانه اولین‌بار با تنظیم متفاوتی در حدود سال‌های ۱۳۴۱ با صدای ضیاء و خواننده‌ی به نام فرشته اجرا شده است. شعر این اجرا نیز تفاوت‌هایی با اجرای رامش و ضیاء دارد. (در اینجا بشنوید)

* * *

رامین ـ رامش: شنبه و یکشنبه (ترانه فیلم)

رامین رامش شنبه یکشنبه

شنبه و یکشنبه
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خوانندگان: رامین ـ رامش
ترانهٔ فیلم: مرد روز

ناصر مسعودی ـ بانو هما: چهارشنبه‌سوری

ناصر مسعودی بانو هما چهارشنبه سوری


چهارشنبه‌سوری
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: ناصر خدیوی
خوانندگان:‌ ناصر مسعودی و بانو هما

ناصر مسعودی:
‌شب چارشنبه‌سوری می‌پَرن از روی اَلو
‌عمه‌خانم ز عقب، خالقزی‌خانم ز جلو
این یکی بچه بغل کرده و دو دو می‌زنه
طعنه‌ها با دلِ پُر، بر خاله رو رو می‌زنه
همه از دم میآرن وردُ همیشه به دهن:
«زردیِ رویِ من ز تو، سرخیِ تو بُوَد زمن
زردیِ رویِ من ز تو، سرخیِ تو بُوَد زمن»

بانو هما:
مش‌حسن جَست می‌زنه دور حیاط رو آتیشا
پُشتِ اون، خنده‌زنون اهل و عیال، قوم‌و خویشا
تو حیاطِ فِنقلی از این همه برو بیا
خوب تماشا بکُنی چه محشری گشته به‌پا
آن سیبیلات نسوزه روی الو مشتی‌حسن
«زردیِ رویِ من ز تو، سرخیِ تو بُوَد زمن
زردیِ رویِ من ز تو، سرخیِ تو بُوَد زمن»

هم‌خوانان:
یالا دوباره از سر، ـ یالا دوباره از سر
بپا نیوفتی منظر، ـ یالا دوباره از سر
طعنه نزن به اختر، ـ یالا دوباره از سر
آهای خانم مُنور، ـ یالا دوباره از سر

ناصر مسعودی:
پاشنه‌ی کفشِ خانم گشته چو تیرِ تلگراف
با همون بر سر تو می‌زنه در روز مصاف
از رو بُته می‌پره، ناز می‌کُنه خیلی زیاد
میگه: کاشکی سال نو سن و سالم پایین بیاد
تا بگن پیر و جوون زِ نو به من جوونه زن!
«زردیِ رویِ من ز تو، سرخیِ تو بُوَد زمن
زردیِ رویِ من ز تو، سرخیِ تو بُوَد زمن»

بانو هما:
خانباجی می‌تکُونه روی اَلو دامن‌شو
از پیِ دفعِ بلا می‌کُنه حاضر تن‌شو
گُلباجی عصا زنون رو آتیشا پَر می‌زنه
با صدای نکره جیغ مفصل می‌زنه
دایره و دُنبک می‌زنه خدیجه با پشت لگن
«زردیِ رویِ من ز تو، سرخیِ تو بُوَد زمن
زردیِ رویِ من ز تو، سرخیِ تو بُوَد زمن»
. . .

* * *