
دل غافل
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خوانندگان: پوران، عارف، بهشته، ویگن
ترانه فیلم: دنیای پول (۱۳۴۴)
عارف:
خو گرفته جان ما با محبت و وفا
رنج عشق و عاشقی میدهد به دل، صفا
دل، غافل
من، بیدل!
پوران:
من در نگاه گرم تو بینم موجی ز بیگناهی
راز دلم بخوان از نگاهم شاید دهد گواهی
رحمی که عاشقم، بی پناهم دردا ز بی پناهی!
دل در هوای آن روی زیبا من بر سر دوراهی!
دل، غافل!
من، بی دل!
ویگن:
من گنج صفا و عشق و محبت پنهان به سینه دارم
پویم ره وفا را که قلبی خالی ز کینه دارم
ای دل به راه یاری، ز عشق یاران باید شوی فداکار
ای دل به راه یاری، ز عشق یاران باید شوی فداکار
دل، غافل
من، بیدل!
بهشته:
عاشقم بر آن که قلب پاکی آورد سویم
من صفا خواهم، نه زیب و زیور، سادگی جویم
راز من بشنو، چرا که از دل این سخن گویم
دل، غافل
من، بیدل!
● بر روی این ملودی، ترانه دیگری بنام «نگاه آشنا» با صدای عارف و پوران اجرا شده است. [در اینجا بشنوید.]
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

قهر و آشتی
شعر: کریم فکور
آهنگ: کریم فکور
خواننده: روانبخش، بهشته

دختر رامشگر
شعر: کریم فکور
آهنگ: عطاالله خرم
خوانندگان: روانبخش ـ بهشته

عروس دریا
ترانهسرا: نظام فاطمی
آهنگساز: عطاالله خرم
خوانندگان: عارف و بهشته
ترانه فیلم: وسوسه (۱۳۴۳)
عارف:
وقت غروبه، آسمون چون دل من بشکفته
قایق ماهیگیرها در دامن صحرا خفته
ببین که موج دریا چه پُر خروشه!
تنگ اومده ز رازی که در گلوشه!
بهشته:
تو راز دریاها رو
از چهرهی موج میخوانی
چرا ز موج آشنا
راز دلم نمیدانی؟!
عارف:
وقت غروبه، آسمون چون دل من بشکفته
قایق ماهیگیرها در دامن صحرا خفته
ببین که موج دریا چه پُر خروشه!
تنگ اومده ز رازی که در گلوشه!
بهشته:
خدا کنه پیدا بشه دستی در این میونه
بگیره دست من و تو ما رو به هم رسونه
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
● این ترانه در بهار سال ۱۳۴۴ با شعری متفاوتتر به نام «راز دریا» توسط “رامش و رامین نیز اجرا شد. [در اینجا بشنوید.]
* * *

آهای اوستای شیطون
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خوانندگان: پوران ـ بهشته
ترانه فیلم: دنیای پول
♫ LP Cover ♫
* * *

خواستگار
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: عطاالله خرم
خوانندگان: ویگن و بهشته
انتشار: ۱۳۴۳
ویگن:
نازت کشیدم، دیدم سرانجام
کشیدی دست از افسون و دلآزاری
قدم نهادم به خانهی تو که راز دل، تو را گویم
کنم از تو خواستگاری!
بهشته:
از شکوه بگذر، من بیگناهم
گرَت چندی بیازردم، پشیمانم!
اکنون که بر تو افتد نگاهم
تو را بینم اسیر عشق
این سِر از چشم تو خوانم!
( ـ خب حرف بزن، توضیح بده
از تمول، از سرمایه؟!)
ویگن:
سرمایهی من باشد دل من
دارم دلی چون آیینه، روشن!
بهشته:
بگو چه باشد اندیشهی تو؟!
آگه نباشم از پیشهی تو!
ویگن:
تو میدانی عاشقم، بُوَد عشقت پیشهام!
نباشد جز عشق تو به گیتی، اندیشهام!
بهشته:
بگو جز عشق و وفا، سخنهای دیگری!
بگو از سیم و زَرَت،نشان و انگشتری!
ویگن:
مخواه از من، مُکنت چندان
جای این هدیهها در رهَت بخشم سر و جان!
( بهشته: خونهی شخصی داری؟!
ویگن: خونهی دلم مال توست!
بهشته: اتومبیل سواری؟!
ویگن: اوه! تو باید به روی چشمم بشینی!
بهشته: مقام؟
ویگن: مقام امن و مِی بیغش و رفیق شفیق
گرت مدام مُیسر شود زَهی توفیق!
بهشته: مهریه چی؟!
ویگن: یک سیر نبات!)
بهشته:
مهرت اگرچه بر دل نشسته
نمیخواهم که عمری بینوا مانم
با دست خالی، با چشم بسته
چگونه پا نَهَم در رَه؟ خدایا نمیتوانم!
ویگن:
غافل ز گنج عشق و جوانی
مشو ای جان، که در پایَت گوهر ریزم
مستم ز عشقت، آنسان که دانی
اگر از من، تو جان خواهی ز عشقت نمیگُریزم!
بهشته:
من هم ز عشقت نمیگُریزم!
عشق و محبت باشد جهیزم!
ویگن:
دگر چه گویَم از نسیه و نقد؟!
این گفتگوها باشد سر عقد!
( بهشته: اصلا میدونی چیه؟! من جز محبت از تو چیزی نمیخوام!
ویگن: حالا که اینطور شد بذار منم بگم که از تمول بیبهره نیستم؛ فقط میخواستم ببینم نظر تو چیه؟!)
چو دارم اکنون یقین که بر من دل بستهای!
سخن میگویم درست، تو خوبی، وارستهای!
مخور غم از بهر مال! مرا باشد سیم و زَر
بریزم در پای تو چه خواهی جز این دگر؟!
همخوان:
ز مِهرت باشد دل، روشن
با توام، با توام تا بُوَد جان در تن من!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

کبوتر بام من
شعر: کریم فکور
آهنگ: [رضا ناروند]
خواننده: بهشته
ادامه خواندن بهشته: کبوتر بام من

یار نیمه راه
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: بهشته
ترانه فیلم: دنیای پول
ادامه خواندن بهشته: یار نیمه راه (ترانه فیلم)

لیلا خیمه داره
آهنگ: حسن لشکری
خواننده: بهشته
ادامه خواندن بهشته: لیلا خیمه داره