الهه: گلریز

الهه گلریز

گلریز
شعر: مصطفی جباریان
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: الهه

گلریز بهار دیدنیه یار
آلاله‌هاش چیدنیه یار
تنگِ غروب كنارِ چشمه
نون و پونه خوردنیه یار

چرا رودربایستی کُنیم لیلا جون
یک بوس بده آشتی كنیم لیلا جون

قربونتم لیلا جون
حیرونتم لیلا جون
مجنونتم لیلاجون

چشمه‌ی ده آبش زلال، سرد و شیرین، لیلا
از كوچه‌باغ راهش كوتاه، عشق آفرین، لیلا

لیلا بده بوسه تیر نگاه تو
ای من به قربون چشم سیاه تو

* * *

الهه: برف میاد

الهه برف میاد

برف میاد
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: حسن لشگری
خواننده: الهه

برف میاد برف میاد
گوله گوله گوله برف میاد
ریزه ریزه ریزه برف میاد
از بر و بومِ هوا برف میاد
از تو برفا صدایِ حرف میاد
دلِ من می‌خواد که آفتاب بشه
دوباره برفا همه آب بشه

دلِ آسمون نمی‌دونم چرا وا نمیشه
خورشید از میون ابرا دیگه پیدا نمیشه
کی میشه آفتاب بشه؟
گل بیدار از خواب بشه؟
. . .
. . .
اون همه برفا که دیدی حالا پیدا نمیشه
دیگه برفا مثلِ برفایِ قدیما نمیشه
قاطیِ روز این همه ابرا پراکنده میشه
آسمون روشن و گل با لبِ پرخنده میشه
کی میشه آفتاب بشه؟
گل بیدار از خواب بشه؟

♫  LP Cover  ♫

* * *

الهه: در پرتو مهتاب

الهه در پرتو مهتاب

در پرتو مهتاب
شعر: پرویز افشارپور
آهنگ: رضا ناروند
خواننده: الهه

(این ساز شکسته امشب
دارد بس ترانه بر لب
با همه سوز، نغمه خواند هنوز)

برخیز ای الهه‌ی ناز رقصی زیبا چون گلها کُن
با نوای آسمانی شوری در دلها بر پا کُن
سر کُن امشب یک ترانه
تا بماند در زمانه جاودانه

همچون نسیم، نرم و سبک رو کُن به هر چمن
با گل بگو تو مو به مو اسرار عشق من
در نور کمرنگ مهتاب، رقص آن دختر زیبا
همره آوای گیتار در سکوت ظلمت شب کرده غوغایی به پا
می‌رقصد آن زیبا در دل این صحرا همچو گلها

گوید با تو ساز من
شرح سوز و ساز من
دارم با تو گفتگو
راز من با کسی مگو

* * *
«رضا ناروند» و نغمه‌های ماندگار او

* * *

ویگن ـ الهه: فال قهوه

ویگن پوران فال قهوه

فال قهوه
ترانه‌سرا: کریم فکور
آهنگساز: اقتباسی
تنظیم‌کننده: ارکستر رادیو
خوانندگان: ویگن ـ الهه
انتشار: ۱۳۴۳

(ـ ببخشید خانم! می‌خواستم فال قهوه بگیرم.
• خانم فعلا سرشون شلوغه، بفرمایید بشینین تا نوبتتون بشه.
– متشکرم.
• الان یه فنجون قهوه هم براتون میارم.
ـ خواهش می‌کنم.
• بفرمایید، این هم قهوه!
ـ باز هم متشکرم.

• بفرمایید آقا، نوبت شماست.

+ بله، بفرمایید. خواهش می‌کنم!
ـ سلام خانم.
+ سلام آقا، لطفا فنجون قهوه‌تون رو بدید ببینم؟)

ویگن: 
ای غافل از حال من
برگشته اقبال من
بازآ ببین فال من، دستم به دامان تو!

الهه:
بنشین، بنشین، دَم مزن!
بشنو سخن‌ها ز من!
بشنو که گویم سخن از نقش فنجان تو!

ویگن:
با من بگو مو به مو
از عشق و از آرزو
با پاکی دل بگو هرچه دانی از سرنوشتم!

الهه:
زین نقش پُر پیچ و خم
هرچه دانم، بیش و کم
گویَم به مویَت قسم
چاره‌جویی باشد سرشتم!

+ یک کاغذ . . .
ـ لابد قبض اجاره خونه‌ست!
+ یک خبر . . .
ـ اونم قهر نامزد عزیزمه!
+ یک سفر‌.‌.‌.
ـ اوه‌، سفر به کره مریخ نباشه!
+ نه‌، نه‌، نه، ببین چی می‌بینم!
ـ چی؟!
+ تصویر عروس و داماد!
– ای داد بیداد! این تصویر اگر از من باشد
+ حسرت بر حال تو خوردم!
ـ نگو که مُردم!
+ آینده‌ی تو روشن باشد
کاش این سعادت از من باشد!

الهه:
بشنو ز من این خبر
تا یک، دو روز دگر
تو را عشق تازه‌تر
به شوق و شور آورَد

ویگن:
بگو با من از کجا
این شعله خیزد به پا
تا سوزد جان مرا
تاب از دل من بَرَد

+ درست این فنجان قهوه رو نگاه کُن.
ـ آها!
+ نقشی به فنجان بُوَد
چون ماه تابان بُوَد
خوشحال و خندان بُوَد
دست خود را آرَد به سویَت

ویگن:
یک‌بار دیگر بگو، ای دلبر فتنه‌جو
زنگ غم از دل بشو، وَه چه شادم از گفتگویَت!
موی او؟
+ بُوَد طلایی
ـ عجب بلایی!
+ اندام او چون سَرو شیراز
ـ چشمانش؟
+ به رنگ آبی!
ـ این شد حسابی!
+ از نگاه او خوانی صد راز!
ـ صبر کن، صبر کن! اینایی که میگی همش نشانه‌ی خود توست!
این شد حسابی! از نگاه تو جویَم این راز
آمدم اگر گیری فالم
تو بودی نشان اقبالم!

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانه‌های ایرانی

* * *

ضیاء ـ الهه: بلا بالا بلا

ضیا الهه بلا بالا بلا

بلا بالا بلا
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: عطاالله خُرم
خوانندگان: ضیاء ـ الهه

منوچهر سخایی ـ الهه: مهتاب پاییز

منوچهر سخایی الهه مهتاب پاییز

مهتاب پاییز
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: منوچهر سخایی ـ الهه

عارف ـ الهه: سرگشته

عارف الهه سرگشته

سرگشته
کلام: کریم فکور / خوانندگان: عارف و الهه
بر آهنگ: Sara Qedimova – Girdim yarin bağçasina

الهه:
من رهرو سرگشته‌ی دشت جنونم
زین عالمم اما از این عالم بُرونم
گشتم اسیر پنجه‌ی ظلم طبیعت
جادوگر پیر زمان کرده فُسونم
من در دشت زندگی از پی سرابم
در تشنگی می‌سوزم و کامی نیابم

عارف:
گیردیم یارین باغچاسینا
چیچک‌لر آچمیش
او یار منیم اوره‌ییمه
یارالار ساچمیش
گَل! گَل! گَل منیم یاروم، سئویرم سنی
اگر قیسمتیم اولارسا، آلارام سنی

الهه:
قسم به آن پیمان که با پیمانه دارم
من سینه‌ای از قهر و کین، بیگانه دارم
تنها دل شاد تو در بند جنون نیست
ای خسته‌دل، من هم دلی دیوانه دارم
کو آن چشمه‌ای که در جستجوی آنم؟
این سرگذشت آخر کجا رسد، ندانم!

عارف:
سن‌سیز گدیم دریالارا گمیم اولمادی
گنج یاشیمدا بیر قیز سئودیم، منیم اولمادی
گَل! گَل! گَل منیم یاروم سئویرم سنی
اگر قیسمتیم اولارسا آلارام سنی

* * *
نمونهٔ فارسی‌شدهٔ ترانه‌های مشهور

* * *