
سری بالا کن
شعر: کریم فکور
آهنگ: جمشید شیبانی
خواننده: الهه

سری بالا کن
شعر: کریم فکور
آهنگ: جمشید شیبانی
خواننده: الهه

سفر بخیر
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز وکیلی
خواننده: الهه

گوشواره طلا
شعر: علیاکبر شیدا
آهنگ: علیاکبر شیدا
خواننده: الهه

آب از سر گذشته (نامهربونی)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: محمد حیدری
خواننده: الهه
نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته برنگشته
رسوای شهرم، نمیخواهی بدونی که آب از سر گذشته
عشقم نمیمیره
سامان نمیگیره
رسوای شهرم، نمیخواهی بدونی که آب از سر گذشته
نامهربونی، نمیخواهی بدونی، گذشته برنگشته
امشب دلِ من از غم گرفته
لبریز درده، ماتم گرفته
عشق منو رد میکُنی
با من چرا بد میکُنی
من با تو قهرم، بیا رسوای شهرم، که آب از سر گذشته
نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته بر نگشته
♫ LP Cover ♫
* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»
* * *

بوسه باران (دعوا شد)
شعر: عبداله الفت
آهنگ: ناصر زر آبادی
خواننده: الهه
بوسه بر او زدم دلم رسوا شد
بر سر بوسهای چها بر پا شد
دعوا شد!
ـ چرا ؟
دعوا شد!
ها، بر سر یار و بوسه ام دعوا شد
با آنکه اول خریدارش شدم
انگار نه انگار گرفتارش شدم
دعوا شد!
ـ چرا؟
یار من آمد او بلا پیدا شد
بر سر آن بلای جان دعوا شد
جان بر لب آمده کردم نثار راهش
چون گشتم به یک نظر دیوانهی نگاهش
ـ دعوا شد!
ها، بوسه بر او زدم دلم رسوا شد
بر سر بوسه ای چه ها بر پا شد
. . .
* * *

پسر عمو
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: الهه
* * *
مجموعه ترانههای «اقوام و وابستگان خانوادگی!»
* * *

پاشنه طلا (یارم بیا)
شعر: محلی
آهنگ تنظیم: ناصر زرآبادی
خواننده: الهه

بیا
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن و الهه
الهه:
رفتم؛ رفتم
پشیمانم از آزارت؛ رفتم
مکُن هرگز یاد مرا
برو! پیشم دیگر میا
مَبَر نامم بهر خدا
شوی تا از دستم رها؛ رفتم
ویگن:
بیا، بیا!
امید ناامیدیها، بیا!
چرا باشی تو دور از ما؛ بیا!
رفتی از چه رو ای دیر آشنا
بازآ تا نسوزی جان مرا
بیا جانم به قربانت، بیا!
بیا دستم به دامانت بیا!
الهه:
آزارت نمیکنم دگر
بیهوده مکُن به من نظر
عشق من نمیدهد ثمر؛ رفتم
در گوشم مخوان فسانهات
قلبم را مکُن نشانهات
بگریزم ز دام و دانهات؛ رفتم
نوای زار من از دل برخیزد
بنشیند گر بر دل شوری انگیزد
سرشک حسرتها در سینه ریزد
ویگن:
تو همچون سایه ابری
که در یک جا نمیمانی
تو همچون خواب شبهائی
که از چشمم گریزانی
تو از راز نگاه من
غم دل را نمیخوانی
تو عشق سینهسوزم را
نمیدانی، نمیدانی
امید ناامیدیها، بیا!
چرا باشی تو دور از ما؛ بیا!
الهه:
روز و شب چو بلبلی حزین
میسازم نوای دلنشین
میخوانم ز سرما و خزان، رفتم
بیهوده نمیکُنم فغان
میسوزم ز سوز دیگران
در رنجم ز رنج این و آن؛ رفتم . . .
● بر ملودی این آهنگ، ترانهی «گریزان» را با صدای ویگن بشنوید.
* * *