
از خون جوانان (گلهای رنگارنگ ۲۴۶)
شعر و آهنگ: عارف قزوینی
تنظیم آهنگ: روحالله خالقی
خواننده: الهه
هنگامِ می و فصلِ گل و گشتِ چمن شد
دربار بهاری تهی از زاغ و زغن شد
از ابرِ کرم، خطّهٔ ری رشکِ خُتَن شد
دلتنگ چو من مرغِ قفس بهرِ وطن شد
چه کجرفتاری ای چرخ
چه بدکرداری ای چرخ
سرِ کین داری ای چرخ
نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ
از خونِ جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سروِ قدشان، سرو خمیده
در سایهٔ گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه کجرفتاری ای چرخ
چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ
* * *

شاخه گل ۲۵۴
شعر: رهی معیری
تنظیم آهنگ: جواد معروفی
خواننده: الهه
لاله رویی، فتنهجویی، نوگلی، نوشین لبی ، سلسهمویی
دلفریبی، شیوهی چشم سیاهت، دل من مست نگاهت
صبح شادی رخ ماهت، دل من مست نگاهت
یارم از عشق تو بود اشكی و آهی
دارم از دست غمت روز سیاهی
لب فرو بستی و خوانم سخن از چشم سیاهت
صبح شادی رخ ماهت، دل من مست نگاهت
میگریزی، میگریزی
گرچه ندارم نه خطایی، نه گناهی
كعبهی حُسنی و صد قافله دل سوی تو آید
گلبن نازی و از لاله و گل بوی تو آید
* * *

تجدید عهد
شعر: کریم فکور
آهنگ: زاون اوهانیان
خوانندگان: عارف ـ الهه
الهه:
آمدی تا بار دیگر قصهی دل گیرم از سر
رنج من گردد فزونتر
عارف:
آمدم تا دل ببازم، عشق خود را زنده سازم
جان من از شِکوه بگذر
الهه:
آمدم آشفتهسر، گفتم به دل کای فتنهگر
ایام غم دیگر گذشته
عارف:
قصد آزار مرا داری اگر، بگذر ز من
زیرا که آب از سر گذشته
عارف:
آمدی تا زنده گردد خاطرات عشق دیرین
بهر تجدید مودت گو چه باشد بهتر از این
الهه:
افتد آخر بر زبانها راز دلهای شکسته
تا ابد باقی نماند می به مینای شکسته
عارف:
به که از حالم نپرسی، از مَه و سالم نپرسی
از سخن گفتن چه حاصل
الهه:
من اسیر سرنوشتم روی تو باشد بهشتم
بگذر از آزردن دل
عارف:
این دو روز زندگانی این همه غوغا ندارد
تا به کی نالم ز دنیا فتنه دارد یا ندارد
الهه:
افتد آخر بر زبانها راز دل های شکسته
تا ابد باقی نماند می به مینای شکسته
همخوان:
این دو روز زندگانی این همه غوغا ندارد
تا به کی نالم ز دنیا فتنه دارد یا ندارد
افتد آخر بر زبانها راز دل های شکسته
تا ابد باقی نماند می به مینای شکسته
* * *

طلیعه بهار
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: الهه
آرد، آرد صبا از بّر تو، عطر گل از بستر تو
زان مرمرین پیکر تو
نرگس شود خیره بر آن، چشمان افسونگر تو
بنفشه شرمنده شود، زان عطر جانپرور تو
آرد صبا خرمن گل، ریزد ز پا تا سر تو
آرد صبا خرمن گل، ریزد ز پا تا سر تو
تو امیدی که من گریز از تو دمی نتوانم
نتوانم، که جان به پیش قدمت نفشانم
جلوهگر تو چو گوهری، همچو نورِ سَحری
قبلهگاه هنری
آرد، آرد صبا از بّر تو، عطر گل از بستر تو
زان مرمرین پیکر تو
نرگس شود خیره بر آن، چشمان افسونگر تو
بنفشه شرمنده شود، زان عطر جانِ پرور تو
آرد صبا خرمن گل، ریزد ز پا تا سر تو
آرد صبا خرمن گل، ریزد ز پا تا سر تو
تو بخت پیروز منی، بهار و نوروز منی
نمیروی از دل من، که مایهی سوز منی
خوش فارغ از من، در خواب نازی، رویت چه جلوهها کُند
بگشا دو چشمت، تا جام باده، میخانه را رها کُند
امید من، قرار من، ای عشق پایدار من،
باشد روی نکوی تو، طلیعهی بهار من
* * *

گفتگوی بهاری
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: کامبیز مژدهی
خوانندگان: منوچهر سخایی ـ الهه
الهه:
نسیم بهاری وزد از صحرا
دست نوازش کشد بر روی گلها
منوچهر:
بیا سوی صحرا تا گل بچینیم
چون ژاله بر دامنِ گلها نشینیم
همخوان:
روی گل، نشانِ روی تو دارد
لالهی آتشین، خویِ تو دارد
منوچهر:
من چو نسیم دلکشِ بهارم
با تو بیقرار و بیتو بیقرارم
الهه:
بهر تو کردم پُر ز گل دامانم
با امیدی که بر پای تو بیفشانم
* * *
ترانهشناسی «کامبیز مژدهی»
* * *

مهتاب پاییز
الهه
(آهنگ روز)
در این فصل رؤیا انگیر
با سرمستی از غم بگریز
جام خود را از می لبریز
بی می منشین در مهتاب پاییز
. . .
* * *

وقتی که تو میخندی
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: الهه
خندد جهان بر من، قلبم شود روشن
با آن لبِ جانپرور، وقتی که تو میخندی
دست تو در دستم، چشمت کُند مستم
مستی شود افزونتر، وقتی که تو میخندی
شد تازه روانِ من از معجزهی لبخند
این خندهی روحافزا آخر کُندم پابند
از قلب من گویی رود رنج و غم دنیا، وقتی که تو میخندی
گیتی شود در چشم من زیباتر از رویا، وقی که تو میخندی
وقتی که تو میخندی توفان عشقت کلبهی دلها بههم ریزد
رنج زمانه همچو گردی از میان خیزد
ما را نگاهت درسی از جادو بیاموزد
جان گر بپرهیزد ز عشقت با چه آمیزد؟
* * *

قصهٔ عشق
کلام: کریم فکور | خواننده: الهه
بر آهنگ ترانه: Andy Williams – Love Story
آه من از کجا بیان کُنم این قصه را
که عالمی خبر شود ز عشق ما
من از کُجا بیان کُنم این ماجرا
که دیده را سازد گریان
او نور امید افشانده بر دنیای من
باشد چو ماه روشنگر شبهای من
گر نقش او از پردهی رویای من گردد فنا
دنیای من یابد پایان چون خورشید صبح پاییز
قلب و روحم را سازد لبریز از یک احساس
فریاد از این احساس
دارم آتش در دل پنهان
اشکِ من باشد قصهگوی این عشقِ سوزان
♫ LP Cover ♫
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *

به امید نامه
شعر: ایرج تیمورتاش
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: الهه
گفته بودی که: «نویسی همه شب نامه به من
در دل شب به تو گوید ز دلم نامه سخن»
وه چه شبها بگذشت و نرسید از تو خبر
شاید ای مَه شدهای غافل از اندیشهی من
جز ناله و آه کاری ندارم، یاری ندارم
یار تو بودم، یاد توام من با دیگران کاری ندارم
دریغ و آه از عمرم که در غم تو شد طی
کی دگر آن روزگار آید به کف، کی؟
آه و فغان گشته حاصل من
بیخبری یارا از دل من
ای که مهر از من بُریدی، آخر چه دیدی؟
چون شد بتا کز دست من دامن کشیدی؟
● LP Cover ●
* * *

ای وای
کلام: کریم فکور | خواننده: الهه
بر آهنگ: Neşet Ertaş – Kendim Ettim Kendim Buldum (Eyvah eyvah eyy)
♫ LP Cover ♫
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *