
صیاد
شعر: هدایتالله نیرسینا
آهنگ: جواد لشگری
تنظیم آهنگ: مرتضی حنانه
خواننده: الهه
به خدا ای صیادم، مکُن از دام آزادم
چو به دامت افتادم تن به بلا دادم
من بیپروا صیدی عاشق صیادم
ای آن که نمیروی از یاد من مَبَر از یادم
جانا تو اگر ندهی داد من که دهد دادم؟
دور از تو دگر دل رسوای خود به که بسپارم؟
گر شد به فنا ز تو بنیاد من ز تو دلشادم
و گر از خود شراب گلگون دهی چو فرهادم
به خدا ای صیادم، مکُن از دام آزادم
چو به دامت افتادم تن به بلا دادم
من بیپروا صیدی عاشق صیادم
پَر زدم چو مرغی سوی تو
دام من شد تار موی تو
رو به کجا آرم من آن مرغ گرفتارم من
کز دام تو جان نبرم، لالهی این گلزارم
داغی که ز دوری دارم زد شعله غم به برم
* * *

طوفان
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه

عکس تو
شعر: هدایتالله نیرسینا
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه

دختر می فروش
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: رضا ناروند
خواننده: الهه
* * *
«رضا ناروند» و نغمههای ماندگار او
* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانههای ایرانی
* * *

تنهایی
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: عماد رام
خواننده: الهه
در این دنیا تک و تنها شدم من
گیاهی در دل صحرا شدم من
چو مجنونی که از مردم گریزد
شتابان در پی لیلا شدم من
چه بی اثر میخندم
چه بی ثمر میگریم
به ناکامی چرا رسوا شدم من
چرا عاشق چرا شیدا شدم من
من آن شیرین ادا را میشناسم
من آن دیر آشنا را میشناسم
محبت بین ما کار خدا بود
از اینجا من خدا را میشناسم
چه بی اثر میخندم
چه بی ثمر میگریم
به ناکامی چرا رسوا شدم من
چرا عاشق چرا شیدا شدم من
خوش آن روزی که این دنیا سر آید
قیامت با قیام محشر آید
بگیرم دامن عدل الهی
بپرسم کام عاشق کی برآید
چه بی اثر میخندم
چه بی ثمر میگریم
به ناکامی چرا رسوا شدم من
چرا عاشق چرا شیدا شدم من
♫ LP Cover ♫
* * *

رمیده
شعر: کریم فکور
آهنگ: رضا ناروند
خواننده: الهه
* * *
«رضا ناروند» و نغمههای ماندگار او
* * *

میگسار
آهنگ و ارکستر: مجید وفادار
خواننده: الهه
بده ساقی جام می کز دل بزدایم غم را
نخورم زین پس هرگز اندوه بیش و کم را
به بر من یار آمد، یاری وفادار آمد
نکنم سودا هرگز با مهر او عالم را
به کف تا باده خورم ز غم دل بیخبرم
چه خوشست آن روز و شبی که بود یارم به برم
رنجی از دوران نبرم
محو دیدار وی فارغم از رنج و تعب
با آن یار دلجو بزمی دارم بزم طرب
بده هردم جام دگر پی هم تا شام دگر
که مرا هرگز نبود به از این ایام دگر
هر دم پر کن جام دگر
سپری شد دوره هجرانش نبود غم در دل من
پس از آن محرومی و ناکامی
شده وصلش حاصل من
عشقش در سر من، مهرم در سر او
از شوق او جام می را از کف ننهم
تاری از موی او بر دنیایی ندهم؟
با دیدار وی ندارم آرزوی کسی
با رخسار وی نباشدم به دل هوسی
* * *

ساغر جوانی
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه
(گرچه پُر شد از بادهی طرب جام زندگانی
شد نصیب من بینصیبی از ساغر جوانی)
با من کس نشد یکدم همزبان
دل چون مرغ شب بی او نغمهخوان
ای که ما عاشقان را مست و دیوانه خوانی
تا که عاشق نباشی حال عاشق چه دانی
هر کس دارد دل به دام گیسوی یار
با این غمها کی خورد غم روزگار
من هم شادم سرخوش از این سوز و ساز
مستی خواهم زین جهان بیاعتبار
ای گل لب به لب ساغر به می میبرم
شاید جلوه کُند نقش تو در ساغرم
من نغمهای پُر شور و مستانه خواهم
دیوانهام، سرمستم، پیمانه خواهم
دل به مهر تو بستم در برم تا بمانی
یا به چشمت نشانم یا به خاکم نشانی
ای که با چشم میگونت مرا سوی مستی کِشانی
چون فرشته به بالینم بخوان نغمهی آسمانی
کی سزا بود از تو دلبری تا شود دلی همچون من پریشان
نازنین من عاشقی چو من دلشکسته را بیش از این مرنجان!
(گرچه پُر شد از بادهی طرب جام زندگانی
شد نصیب من بینصیبی از ساغر جوانی)
* * *

جلوه بهار
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه
میوزد ز هر سو نسیم بهار
عشق تازه خواهد دلِ بیقرار
ساقیا دو رنگی نیاید به کار
خیز و باصفا شو، گل و می بیار
زین هوای خوش جان یابم
کرده بوی گل بیتابم
شادم از رخ یار
فتنه از نگاهش ریزد
بوسهها به کامم ریزد
دل من در هوای او
چه خوشم از وفای او
به رهش جان فشانم
خوشم از روز وصل یار
خوشم از جلوهی بهار
ز شعف نغمهخوانم
نام آن گل شده وِردِ زبانم
نبوَد دل از ساغر و می
مستم کُند نرگس وی
من بر او گرفتار
او به من وفادار
* * *

دل دیوانه (شاخه گل ۲۷۷)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: ویگن
تنظیم آهنگ: جواد معروفی
خواننده: الهه
پس از این زاری مکُن، هوس یاری مکُن
تو ای ناکام، دل دیوانه!
با غم دیرینهام، به مزار سینهام
بخواب آرام. دل دیوانه!
. . .
با تو رفتم، بیتو باز آمدم
از سر کوی او، دل دیوانه
پنهان کردم، در خاکستر غم
آنهمه آرزو. دل دیوانه!
چه بگویم با من ایدل، چها کردی!؟
تو مرا با عشق او آشنا کردی
پس از این زاری مکُن، هوس یاری مکُن
تو ای ناکام، دل دیوانه!
با غم دیرینهام، به مزار سینهام
بخواب آرام. دل دیوانه!
پس از این زاری مکُن
هوسِ یاری مکُن
تو ای ناکام دلِ دیوانه
با غمِ دیرینهام
به مزارِ سینهام
بخواب آرام دلِ دیوانه
با تو رفتم بی تو باز آمدم
از سر کویِ او دل دیوانه
پنهان کردم در خاکسترِ غم
آنهمه آرزو، دل دیوانه
چه بگویم با من ای دل چها کردی
تو مرا با عشق او آشنا کردی
پس از این زاری مکُن
هوسِ یاری مکُن
تو ای ناکام دلِ دیوانه
با غم دیرینهام به مزار سینهام
بخواب آرام دلِ دیوانه
* * *