
قصه آشنایی
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: پوران
اگر چه عمری ای سیهمو چون موی تو آشفتهام
درون سینه قصهی این آشفتگی بنهفتهام
ز شرم عشق، اگر به ره ببینمت
ندانم چگونه از برابر تو بگذرم من
نه میدهد دلم رضا که بگذرم ز عشقت
نه طاقتی که در رُخ تو بنگرم من
اگر چه عمری ای سیهمو چون موی تو آشفتهام
درون سینه قصهی این آشفتگی بنهفتهام
دل را به مهرت وعده دادم
دیدم دیوانهتر شد
گفتم حدیث آشنایی
دیدم بیگانهتر شد
با دل نگویم دیگر این افسانهها را
باور ندارد قصهی مهر و وفا را
مگر تو از برای دل قصهی وفا بگویی
به قصه شد چو آشنا غصهی مرا بگویی
اگر چه عمری ای سیهمو چون موی تو آشفتهام
درون سینه قصهی این آشفتگی بنهفتهام
ز شرم عشق، اگر به ره ببینمت
ندانم چگونه از برابر تو بگذرم من
نه میدهد دلم رضا که بگذرم ز عشقت
نه طاقتی که در رُخ تو بنگرم من
* * *

می زده بر تو عاشقم [ اجرای دیگر ]
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
میزده شب چو ز میکده باز آیم
بر سر کوی تو من به نیاز آیم
دلدادهی رهگذرم
از خود نبُوَد خبرم
ای فتنهگرم
شبها سرِ کوی تو
آشفته چو موی تو
میآیم تا جویم خانه به خانه
مگر از تو نشانه
میخانه به میخانه،
پیمانه به پیمانه
راه تو میپویم
این می و مستی
بُوَد بیتو بهانه
میسوزم شبها با شمع رخ تو، با سوز نهان
میسازم با این آتشِ دلِ خود، با کاهشِ جان
تشنهای به راه سرابم
به لب رسیده جان، چو حبابم
مستم و خرابم
فارغ از غمم چه نشستی؟
چرا دل مرا بشکستی؟
همچو من تو مستی
مست از بادهام یا از آن نگه
بر تو عاشقم، یا بر روی مَه
من بر تو عاشقم، بر تو عاشقم
قلب من نشد شاد از عشق تو
داد از عشق تو
* * *
از «بیژن ترقی» و «پرویز یاحقی» در این سایت:
مثلث هنری «پرویز یاحقی»، «بیژن ترقی» و «حمیرا»
* * *

بلا دیدم از دل (محبت)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
انتشار: بهار سال ۱۳۴۸
از محبت بس که دیدم رنج و محنت
فرقِ محنت را ندانم از محبت
خدایا تو دانی که در زندگانی
چه کرده به من مهربانیِ من
خدایا تو دانی که این مهربانی
شده دشمنِ جاودانی من
کسی که دلم را کشیده خدایا در آتش غم
نگفته که با او به غیر محبت چه کرده دلم
بلا دیدم از دل، خطا دیدم از دل
نخواهم دلی را، دل غافلی را
که شد باعثِ ناتوانی من
به عشقی اسیرم، به دردی دچارم
که از محنت آن فراری ندارم
سیه شد از آن زندگانی من
به جُرم محبت، غم و درد و محنت
دلی پُر ز حسرت زمانه چرا کرده قسمت من
ز من بیریاتر، ز تو بیوفاتر ندیده زمانه
که عشق تو را کرده قسمت من
اگر دل دادم وفا کردم، خدا میداند خطا کردم
اگر بی تو گریهها کردم، خدا میداند خطا کردم
* * *
مثلث هنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی، حمیرا
* * *

می زده [ اجرای اول ]
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
میزده شب چو ز میکده باز آیم
بر سر کوی تو من به نیاز آیم
دلدادهی رهگذرم
از خود نبُوَد خبرم
ای فتنهگرم
شبها سرِ کوی تو
آشفته چو موی تو
میآیم تا جویم خانه به خانه
مگر از تو نشانه
میخانه به میخانه،
پیمانه به پیمانه
راه تو میپویم
این می و مستی
بُوَد بیتو بهانه
میسوزم شبها با شمع رخ تو، با سوز نهان
میسازم با این آتشِ دلِ خود، با کاهشِ جان
تشنهای به راه سرابم
به لب رسیده جان، چو حبابم
مستم و خرابم
فارغ از غمم چه نشستی؟
چرا دل مرا بشکستی؟
همچو من تو مستی
مست از بادهام یا از آن نگه
بر تو عاشقم، یا بر روی مَه
من بر تو عاشقم، بر تو عاشقم
قلب من نشد شاد از عشق تو
داد از عشق تو
* * *

نمنم بارونه امشب
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: بزرگ لشکری
خواننده: فرشته
باز دلم پُر خونه امشب، چشم من گریونه امشب
اشکم از دیده روونه، نمنم بارونه امشب
دامن من شد دوباره آسمون پر ستاره
زندگی در چشمم شبهای بیمهتاب رو میمونه
خواب رو میمونه
بی تو، ابر گریهبارم؛ بی تو، شور لالهزارم
بی تو، رنجور و پریشون؛ بی تو، سرگردون و حیرون
بی تو، من همچون غریبی خسته و سر در گریبون
زندگی در چشمم شبهای بیمهتاب رو میمونه
خواب رو میمونه

مست مستم
شعر: بیژن ترقی
پیانو: مرتضی محجوبی
خواننده: علیاکبر گلپایگانی
* * *
حکایت اولین ترانه «گلپایگانی» به روایت «بیژن ترقی»
* * *

بیخبر ماندی ز حالم (گلهای رنگارنگ ۴۲۰)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مهستی
آن که دلم را بُرده خدایا
زندگیم را کرده تبه، کو؟
همنفسم کو، آن که نگاهش
روز من از غم کرده سیه کو؟
بی خبر ماندی ز حالم ز آنچه آمد بر سر من
عشق تو آخر به توفان میدهد خاکستر من
شعلهی عشق تو از بس در دلم بالا گرفته
سینه مالامالِ آتش، غم وجودم را گرفته
هر زمان آید به یادم دیدهی مستِ تو
گریم از بختِ بدِ خود، نالم از دستِ تو
رُخت، سحرِ نو دمیدهی من
فروغ رُخت، نور دیدهی من
برخیز و بیا ای امید دلم شام من سپری کُن
تویی که به دل نقشِ غم زدهای
چو غنچه گره بر دلم زدهای
بر خستهدلان چون نسیم سحر
یک نفس گذری کُن
هر کجا گذری، زیر پا نظری کُن
* * *

صبرم عطا کن
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: حمیرا
خدایا تو خود این وجود مرا
سراسر همه تار و پود مرا
به عشق و به مستی سرشتی اگر
یا غم عشق او از سرم کُن بهدر
یا که صبرم عطا کُن
یا نصیبم نما بینمش یک نظر
یا که دردم دوا کن
چرا به نگاهش، به چشم سیاهش
تو این همه مستی دادی؟
از آن همه مستی، تو هستی ما را
به بادهپرستی دادی؟
حالا که جز غم نصیبم ندادی
راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کُن!
دردم دوا کُن!
چرا تو به جای وفا و محبت
به او رخ زیبا دادی؟
به او سرِ زلفِ شکسته
برای شکستِ دل ما دادی؟
عمری در این سودا به سر بُردم خدایا
دور از لبش چون غنچه خون خوردم خدایا
حالا که جز غم نصیبم ندادی
راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کُن!
دردم دوا کُن!
* * *
حکایت ترانه «صبرم عطا کن» به روایت «بیژن ترقی»
* * *

مگه از سنگه دلم!؟
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: بزرگ لشکری
خواننده: فرشته
دلم از تو وفایی نمیبینه
غمی گر به دلم مونده همینه
اشک در حلقهی چشمم چو نگینه
باز اون چشم سیاهت به کمینه
ز غم پریشونه دل، ز غصه مجنونه دل
شرابِ گلگونه دل، چو غنچه پُر خونه دل
نام و نشون گمکرده و بیآشیونه دل
با اشکِ چشمم شسته شد نام و نشونِ دل
حالا که لاله و گل شده همرنگ دلم
یادی از من نکُنی، از غمت سنگه دلم
صبر و طاقت چقدر، مگه از سنگه دلم؟
صبر و طاقت چقدر، مگه از سنگه دلم؟
♫ LP Cover ♫
* * *

چنگی عشق
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: پوران شاپوری