
سرگردان
آهنگساز: علی تجویدی
سراینده: بیژن ترقی
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۴
در این جهان از مهربانی دیگر نمیبینم نشانی
عهدِ تو با ما بود و اکنون میبینمت با دیگرانی
دستت به دست دیگری دیدم من و نالان گذشتم
عشقِ تو بر دلدارِ تو بخشیدم و حیران گذشتم
همچون نسیم از کویِ تو لرزان و سرگردان گذشتم
بر عهدِ تو خندیدم و گریان گذشتم
گفتم تو را با دیدهی تَر یکبارِ دگر بینم سَرا پا
غافل که اشکِ حسرت و غم بندد به رُخم راهِ تماشا
در این جهان از مهربانی دیگر نمیبینم نشانی
عهدِ تو با ما بود و اکنون میبینمت با دیگرانی
آشفته و لرزان و سَرافکنده و مجنون چون بید
زِ بیدادِ تو لرزیدم و رفتم
رفتی و شد از رفتنت فریادِ من بر آسمانها
خواهم زِ دست تو به هم ریزم زمین و آسمان را
همچون نسیم از کویِ تو لرزان و سرگردان گذشتم
بر عهدِ تو خندیدم و گریان گذشتم
. . .
* * *

خونهخرابت میکنه عاشقی
آهنگساز: پرویز یاحقی
ترانهسرا: بیژن ترقی
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۵۰
ای دلِ دیوونه نگفتم که عشق
از همهجا بیخبرت میکنه
گفته بودم طفلکِ بیدست و پا
عشق و جنون دَر به دَرت میکنه
گفته بودم وقتی که عاشق بشی
آتشِ غم شعلهورت میکنه
گفته بودم طفلکِ بیدست و پا
عشق و جنون دَر به دَرت میکنه
نگفتم ای بیخبر از درد و غم
خونه خرابت میکنه عاشقی
نگفتم ای چشمایِ گریون به تو
نقشِ بر آبت میکنه عاشقی
من که گفتم تو زِ غم خراب و ویرونه میشی
من که گفتم به خدا زِ غصه دیوونه میشی
چشات میشه یه چشمهی خون
خونت میشه خراب و ویرون
به گریه پایانِ کار گفتم، گفتم، گفتم
حدیثِ شبهای تار گفتم، گفتم، گفتم
وفا ندیدی و باز رفتی، رفتی، رفتی
بلا کشیدی و باز رفتی، رفتی، رفتی
♫ LP Cover ♫
* * *
مثلث هُنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی و حمیرا

سراب آرزو
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
منم که چشمهی سرابم
چو نقش آرزو بر آبم
همچو قصه و فسانهامبلرزدم دل از نسیمی
به بحر زندگی حبابم
در زمانه بی نشانهام
آرزو، آرزو، ای سرابِ بیکران
ای امید بینشان
ای که فتنههای تو
آتشم زند به جان
عشق من بُوَد گناهِ من
منم عاشق، منم رسوا، بارِ غم بهدل نشستهای
منم عاشق، منم شیدا، مرغ بال و پر شکستهای
چرا از ما تو ای زیبا رشتهی اُلفت گُسستهای
نمیپرسی ز حالِ ما، فارغ از این جان خستهای
جز به دل مشتاقان، غم خانه نمیسازد
و آنکه ندارد سوزی دیوانه نمیسازد
سوز دل بود گواه من
به چشم تو بیگانه منم
چو قصه و افسانه منم
به دلبری افسانه تویی
ز عاشقی دیوانه منم
نه از دلم گیری خبری
نباشدت بر ما نظری
نه اشک من سوزد دل تو
نه آه من دارد اثری
منم عاشق، منم رسوا، بار غم به دل نشستهای
منم عاشق، منم شیدا، مرغ بال و پر شکستهای
چرا از ما تو ای زیبا رشتهی الفت گسستهای
نمیپرسی ز حال ما، فارغ از این جان خستهای
* * *

تا کی بیگانهای
(گلهای رنگارنگ ۵۳۳)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: الهه

من و تو
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: الهه

مادر
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: محمد شیرخدایی
خواننده: دلکش
* * *
نام و یاد «مادر» در ترانههای ایرانی
* * *

اسیر
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
ای دل تو رها ز بلا نشوی
از دام بلا تو رها نشوی
تا در غمِ ما تو فنا نشوی
ای شام سیه که سحر شدهای
ای قطره ی اشک که گُهَر شدهای
از سوزِ دلم تو خبر شدهای
امیدی و صفای این دل نومیدی
به شب، تو جلوهگر چو زهره و ناهیدی
از غمِ نهان تو غافلی
تو خود ز عشقِ آتشین من آگاهی
تو خود نشان این شرارهی جانکاهی
فتنهای تو آتشِ دلی
تو شمع خلوتِ ما
تو نورِ ظلمتِ ما
تو امیدِ منی
تو صفای منی
تو نویدِ منی
تو همزبانِ دلی
تو خود نشانِ دلی
به کنارِ دلم، به مزارِ دلم
بیا دمی تو بنشین
تو پروردهی اشک و آهی
پناهِ دلِ بیپناهی
گناهم، سراپا گناهم
اگر دارد عاشق گناهی
اسیرم، اسیرِ دلِ مُبتلا منم
اسیرِ ستمکاریِ آشنا منم
دلم ز سوزِ تو نهانی لرزد
تنم چو شاخهی خزانی لرزد
ای جان! از سوزِ نهان تو جدا نشوی
* * *

سایه
شعر: بیژن ترقی
آّهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش

مهربان شو
شعر: تورج نگهبان بیژن ترقی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
مهربان شو! مهربان شو!
با مُحبان همزبان شو!
تا بگویم عاشقی تو
شمعِ جمع بینصیبان
آشنای بیکسان شو!
تا بگویم عاشقی تو
عشق اگر خواهی، خدا را
بیخبر شو از من و ما
یا از اول ترک سر کُن
یا که از این ره حذر کُن
گر عاشقی یادی ز دلِ آسوده مکُن
یا عشقِ خود با رنگِ هوس آلوده مکُن
بشنو! اگر دیوانه شدی عاشق نشوی
گر به جنون افسانه شدی عاشق نشوی
آخر این برقِ تمنا سوزدت ای گل سراپا
من که بر این آتشِ غم دل سپردم
غیر آه و سوز و محنت گو چه بُردم
* * *

عطر سر زلفش
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: الهه