
جلوه بهار
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه
میوزد ز هر سو نسیم بهار
عشق تازه خواهد دلِ بیقرار
ساقیا دو رنگی نیاید به کار
خیز و باصفا شو، گل و می بیار
زین هوای خوش جان یابم
کرده بوی گل بیتابم
شادم از رخ یار
فتنه از نگاهش ریزد
بوسهها به کامم ریزد
دل من در هوای او
چه خوشم از وفای او
به رهش جان فشانم
خوشم از روز وصل یار
خوشم از جلوهی بهار
ز شعف نغمهخوانم
نام آن گل شده وِردِ زبانم
نبوَد دل از ساغر و می
مستم کُند نرگس وی
من بر او گرفتار
او به من وفادار
* * *

پوزش
شعر: کریم فکور
خواننده: الهه

آخرین عشق
شعر: کریم فکور
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران شاهپوری

آتشافروز
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجتبی میرزاده
خواننده: گیتی پاشایی
اجرا: ۱۳۴۹
تو فتنهٔ آتشافروز منی
تو شعلهٔ آشیانسوز منی
ز غم اگر منِ رسوا هر شب نکُنم مستی
تو بگو چه کُنم؟
کُنم حذر اگر از این مستی، ز غم هستی
تو بگو چه کُنم؟
تویی، تویی همهشب جلوهٔ رویای من
تویی، تویی مایهٔ مستی شبهای من
تویی در این هستی تیره و حسرتنشان
فروغ من، مَه من، زهرهٔ زهرای من
خدا کُند هرکجا هستی
ز چشم بد در امان باشی
هر فتنهای زیر سر داری
با قلب من مهربان باشی
من، تو بگو چه کنم؟
بیآرزو چه کنم؟
* * *

عروس جزیره
شعر: کریم فکور
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران
شب است و بر لب دریا
منم دلخسته چون لیلا
که بیمجنون خود، مجنونم امشب
خدایا از تو میخواهم
که آید او سر راهم
کُند با یک نگه افسونم امشب
در این هوای جانپرور، در بهشتِ رویا
من ای خدایا چرا ماندم بینصیب و تنها
. . .
دلم گوید شوم به سوی شهر اکنون روانه
از او پرسم نشان در به در و خانه به خانه
عروس این جزیره منم، مرغ این بهشتم
شد فسانه در دنیا عشق و سرنوشتم
. . .
* * *

دیگر هرگز
شعر: کریم فکور
آهنگ: خارجی
خواننده: گیتی پاشایی
اجرا: ۱۳۴۹
دیگر مرا هرگز نخواهی دید
ای فتنهگر رفتی ز یادم
دیگر مرا هرگز نخواهی دید
بُردم تو را از یاد و شادم
از دل روَد آن که از دیده روَد
یاد تو هم از دل رنجیده روَد
حیف از آن روزگاری که در پای تو سر کردم
حیف از آن عمر شیرین که در راهت هدر کردم
. . .
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

رقیب سرو ناز
آهنگساز: عطاالله خرم
ترانهسرا: کریم فکور
خواننده: رامش
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۴
(تو دختری، فتنهگری، بر همه دخترا سَری)
همه گفتند و گویندم چه نازی
ملیحی، خندهرویی، دلنوازی
زِ چشمان تو ریزد یک جهان ناز
حذر باشد رقیب سروِ شیراز
من کجا و این همه لطف و زیبایی کجا!؟
من کجا و این همه حُسن و رعنایی کجا!؟
گوید آن تازه جوان که ببیند سحرم
در لطافت چو گُلم، جلوهگر چون قمرم
در بیان غم دل، چون نی نغمهگرم
خوش بُود آمدنم، مرغک خوشخبرم
بگو به آن اهل دلی که رَشکِ گُل خوانده مرا
من کجا و این سخنها!؟
من کجا و این همه لطف و زیبایی کجا!؟
من کجا و این همه حُسن و رعنایی کجا!؟
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

خشم
شعر: کریم فکور
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: الهه

وعدههای او
شعر و آهنگ: کریم فکور
خواننده: عهدیه

این روزها
شعر: کریم فکور
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: هایده
انتشار: بهار سال ۱۳۵۰
این روزا یک دلِ چون آینه پیدا نمیشه
اگرم پیدا بشه یارِ دلِ ما نمیشه
دلِ بیرنگ و ریا آینهیِ نورِ خداست
ولی افسوس که به این آسونی پیدا نمیشه
خدایا مونده تنها دلِ پاک و مهربونم
چرا این مهربونی شد بلایِ دل و جونم
دلِ دیوونهیِ من چرا یاری نداره
چرا عشق و مَحبت خریداری نداره
این روزا عشقِ حقیقی دیگه پیدا نمیشه
مثلِ من کس زِ غم عشق تو شیدا نمیشه
ای که پُرسی زِ چه بر لب زدهام مهرِ سکوت
چه کنم پیشِ تو آخر زبونم وا نمیشه
♫ LP Cover ♫
* * *