
آتش به جان شمع فتد
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه

آتش به جان شمع فتد
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه

تمنا
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: یونانی
اجرا: ۱۳۴۹
خواننده: گیتی پاشایی
عاقبت از بام من پَر زدی چون کبوتر
بیخبر از من رفتی سوی دیار دیگر
رفته از سر مستیام، جام صبرم شکسته
سایهای از رنج و غم بر چهرهام نشسته
ای سراپا شور و غوغا از تو دارم این تمنا
یا فزون کُن مستیام را، یا بسوزان هستیام را
بیتو نخل بیثمر، بیتو نقش سرابم
بیتو در دریای غم سرگشته چون حبابم
از سفر بازآ که من خسته از انتظارم
به خدا این بیمهری از تو باور ندارم
♫ LP Cover ♫
* * *

شب هجران
شعر: کریم فکور
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: مرضیه
شب هجرم شد طی
چه بگویم از وی، بیخبرم امشب
منِ بیدل نالان، مه من شد پنهان از نظرم امشب
وای اگر او بیمن، لبِ خود بر ساغر ببرد امشب
وای اگر من بی او، سر خود بر بالین ببرم امشب
من تو را خواهم، من وفا خواهم
من تو را مایل، تو از من تا كی غافل!؟
جانم امشب آید بر لب، از غمِ تو
هجران از نو، حرمان از نو، تاب و تب از نو
* * *

ترکم مکن
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پورن شاپوری

مینا جان
شعر: کریم فکور
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: عزت روحبخش
* * *
مجموعهای از نام دختران در ترانههای ایرانی
* * *

کبوتر من
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه
مرغک من! ای کبوتر من!
ای که ربودی دل از برِ من
از چه پریشانی، از چه پریشانی؟
در طلبِ دانه ز چه بال و پر افشانی؟
تا به سرِ بامِ توام، رامِ توام
بستهی دامِ توام
از تو نگاهی میخواهم
آنچه تو خواهی میخواهم
در پیچ تو از دام آزادم
شد رنجم از یادم
از تو نگاهی میخواهم
آنچه تو خواهی میخواهم
مرغک زیبا، یکه و تنها
افسرده، آزرده، محزون تا کی
چو من در این دنیا؟
نکن دگر پروا
شاد و خرامان
بال و پر افشان
از لانه بیرون شو
مجنون تا کی؟
تو بال و پر بگشا
به سوی من بازا
تا بندم چون تو به مهر کسی
میجویم صحبت همنفسی
* * *

من بیگناهم
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران شاپوری

بدرود
شعر: کریم فکور
خواننده: الهه

چه عجب یاد ما کردی
شعر: کریم فکور
آهنگ: ناصر زرآبادی
خواننده: دلکش

حریم دل
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: رویا
من در حریم دل نور خدا بینم
بر چهرهی هستی رنگ فنا بینم
پروردگارا، از درگاهت دارم تمنا
از من مگیر این شور و حال آزادگی را
یارب تو دادی مرا این پاکی و این صفا
من هر چه دارم از لطف تو دارم
مانند سرو سهی گر دستِ من شد تُهی
با سربلندی عمر خود سر آرم
گنج سلامت دارم کنج قناعت
طعبی که بر آن دادی رنگ مَنأعت
در حلقهی آزادگان، در خلوتِ دلدادگان
با این نوا، شُکر تو را گویم خدایا
خواهم رسد آوای من به عرش اعلا
* * *