ویگن: شهر گناه

ویگن شهر گناه

شهر گناه
ترانه‌سرا: کریم فکور
تنظیم‌ آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۹

چشمان افسونگرت، آن دو جادوی سیاه
گویی می‌خوانَد مرا به سوی شهر گناه!
ملامتم مکُن اگر از عشق تو کُنم حذر!
ز آن که بینم دست تو را در دست یار دیگر
آشیان غم بُوَد سینه‌ی بی‌کینه‌ام
عشق تو هم شد فنا در مزار سینه‌ام

در دل سیاهِ شب با آن شعله‌ی نگاه
چرا می‌بَری مرا به سوی شهر گناه؟!
. . .
. .

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن ـ دلکش: دویدم دویدم

ویگن دلکش دویدم و دویدم

دویدم و دویدم (دلکش)
ترانه‌سرا: کریم فکور
تنظیم‌کننده: ارکستر رادیو
خواننده: ویگن و دلکش
انتشار: ۱۳۴۴

ویگن:
به هر طرف دویدم
به هر کجا رسیدم
پرسیدم از تو، اما
روی تو را ندیدم!
من این‌جا، آن‌جا، با تو، تنها
هرجا قدم گذارم
نام تو بر لب آرَم
از شهر و دِه گذشتم
رفتم به دشت و صحرا
هرجا که پا نهادم
دیدم نبودی آن‌جا!

دلکش:
دویدم و دویدم
سر کوهی رسیدم
هرجا که سر کشیدم
اما تو را ندیدم!
من این‌جا، آن‌جا، با تو، تنها
هرجا قدم گذارم
نام تو بر لب آرَم
خدا کُند که گاهی
بینم تو را به راهی!
که جان من بسوزی
با شعله‌ی نگاهی!
. . .
. . .

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

عهدیه: مبارک‌باد

عهدیه مبارک باد

مبارک‌باد
شعر: کریم فکور
تنظیم آهنگ: کریم فکور
خواننده: عهدیه

امشب چه شبی است؟ شب نشاط است و سرور
عروس خوشگله، روی سرش انداخته تور
دست و پا بلور سینه بلور، گردن بلور
دوماد کنارش داره میاد با شوق و شور
بادا، بادا مبارک‌بادا، ایشالا مبارک بادا

گل در اومد از حموم، عروس دراومد از حموم
عروس شیرین زبون ملوس در اومد از حموم
بادا بادا مبارک بادا ایشالا مبارک بادا

امشب چه شبی است؟ شب ُمراد است امشب
غرق شوق و شور، دل دوماد است امشب
دومادو ببین! داره دلش قَنج می‌زنه
امشب، شبِ ما مثال روز روشنه
بادا بادا مبارک بادا ایشالا مبارک بادا

جشن بزرگانه، ایشالا مبارکش باد
عروس شاد و خندانه، ایشالا مبارکش باد
گل به گلستانه، ایشالا مبارکش باد
شمع است و پروانه، ایشالا مبارکش باد

* * *

الهه: رمیده

الهه رمیده

رمیده
شعر: کریم فکور
آهنگ: رضا ناروند
خواننده: الهه

* * *
«رضا ناروند» و نغمه‌های ماندگار او

* * *

ویگن ـ پوران: پلیس

ویگن پوران پلیس

پلیس
شعر: کریم فکور
تنظیم‌ آهنگ: ارکستر رادیو
خوانندگان: ویگن، پوران شاپوری،‌ منوچهر نوذری
انتشار: ۱۳۴۰

ـ پلیس، پلیس!
+ آقا شما چرا صدا میکنی؟ پلیس، پلیس!
(بله، چیه؟ چه خبره؟! چه فرمایشی دارین؟)

ـ سرکار پلیس! جناب رئیس!
افتادم از کارم، عقب موندم ز سرویس!
هستی‌ام رفت از دستم
از اشک حسرت شد چشمان من خیس
زین ماشین سواری دارم شکایت!

+ اوه لعنت به ابلیس!
از من؟!
ـ بله از شما!
سرکار پلیس! جناب رئیس!
افتادم از کارم، عقب موندم ز سرویس!
خسته از دست این جوانم!
آخر چه می‌خواهد ز جانم؟!

(دعوای شما بر سر چیست؟!
باید ببینم تقصیر از کیست!)

ـ شد، شد، زد و خورد!
زد، زد، زد و بُرد!

(چی زد؟ چی بُرد؟)

ـ زد، با ماشین شکاری
زد به ماشینم!
زد شعله‌ای که سوزد جان شیرینم!
آشفته‌ام دید؛ دل مرا بُرد این رَهزن دل!

(جواب خانم باشد موثر در حل مشکل!
خانم؟)

+ اوه، نه، نه!
حرف او باشد از عقل و حق، دور
کو در نگاه من برق شوق و شور؟
افتاده صد دل زیر پایم
دل را نمی‌باشد بهایی
بگو نگه دارد دل خود
بر آن ندارم اعتنایی!
. . .

● از سری ترانه‌های دوصدایی ویگن و پوران که با سوژه‌ی مشاغل، در قالب نمایشنامه‌های فکاهی اما با مضمونی عاشقانه در رادیو اجرا شد.
● متن ترانه و توضیحات برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانه‌های ایرانی

* * *

پروین:‌ چشم و دلم روشن

پروین چشم و دلم روشن

چشم دلم روشن
خواننده:بانو پروین

شعر: کریم فکور

به نگاه من، تو همان موجی که بُوَد سرگردان
دمی آسوده، به دم دیگر بخروشد طوفان
می‌روی و می‌آیی بی‌خبر از رنج من
غافلی از پیمانت، چشم دلم روشن
قسم بر اشکِ سوزان که ریزد بر دامن
شد از برقِ چشمانت چشم دلم روشن

منم آن ساحل که به امید تو گشایم آغوش
ز چه باز آیی؟ تو که برگیری ز کنارم دامان
در تن من چون جانی گرچه کشیدی دامن
چون تو بیایی گردد چشم دلم روشن
پس از آن رنج هجران که روی آری بر من
به بزم من مهمانی چشم دلم روشن

*‌ * *

ویگن: گل بهشتی (گلی از بهشت)

ویگن گل بهشتی

گل بهشتی (گلی از بهشت)
شعر: کریم فکور
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۲

بویِ گُل و مِی آید
بانگِ دَف و نِی آید
ماهِ من کجایی
خدا کُند تو هم بیایی

ای گل بهشتی
بیا که یک جهان صفایی

گُل و ساز و شمع و ساغر
دل من بَرند و تابم
بُوَد این ز شوق و شادی
که ز سر پریده خوابم

گل بهشتی‌ام کجایی
خدا کُند تو هم بیایی

تو که از نشاط رویت
به جهان صفا فزایی
به چنین خُجسته روزی
ز چه رو ز ما جدایی
چه خوش آن‌که عهد دیرین
تو کنون وفا نمایی

گل بهشتی‌ام کجایی
خدا کُند تو هم بیایی

● متن و ترانه‌ها برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

الهه: ساغر جوانی

الهه ساغر جوانی

ساغر جوانی
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه

(گرچه پُر شد از باده‌ی طرب جام زندگانی
شد نصیب من بی‌نصیبی از ساغر جوانی)
با من کس نشد یکدم همزبان
دل چون مرغ شب بی او نغمه‌خوان
ای که ما عاشقان را مست و دیوانه خوانی
تا که عاشق نباشی حال عاشق چه‌ دانی
هر کس دارد دل به دام گیسوی یار
با این غم‌ها کی خورد غم روزگار
من هم شادم سرخوش از این سوز و ساز
مستی خواهم زین جهان بی‌اعتبار
ای گل لب به لب ساغر به می می‌برم
شاید جلوه کُند نقش تو در ساغرم
من نغمه‌ای پُر شور و مستانه خواهم
دیوانه‌ام، سرمستم، پیمانه خواهم
دل به مهر تو بستم در برم تا بمانی
یا به چشمت نشانم یا به خاکم نشانی
ای که با چشم میگونت مرا سوی مستی کِشانی
چون فرشته به بالینم بخوان نغمه‌ی آسمانی
کی سزا بود از تو دلبری تا شود دلی همچون من پریشان
نازنین من عاشقی چو من دلشکسته را بیش از این مرنجان!
(گرچه پُر شد از باده‌ی طرب جام زندگانی
شد نصیب من بی‌نصیبی از ساغر جوانی)

* * *

امیر رسایی ـ پوران: چرا و کجا

امیر رسایی پوران چرا و کجا

چرا و کجا
ترانه‌سرا: کریم فکور
آهنگساز: رضا ناروند
تنظیم کننده: اسفندیار منفردزاده
خوانندگان: امیر رسایی و پوران
اجرا: ۱۳۴۱

پوران:
مرو مرو مکن پریشانم
من از خطای خود پشیمانم
امیر رسایی:

هر کجا بروم سوی تو و بر چشمم نگران
یاد روی تو ام هرگز ندهم دل بر دگران
پوران:
مرو! مرو! مکُن پریشانم
من از خطای خود پشیمانم
مگو سخن! ـ چرا؟
سکوت من در هم مشکن!
امیر رسایی:
روم دگر، کًنم سفر ـ کجا؟
کجا تو خواهی، گویم من
پوران:
مرا به دست غم مسپار
به خاطر عشقم از این سفر بگذر
امیر رسایی:
منم چو مرغ دست آموز که هر کجا باشم
زنم به سویت پر
چندی از کویت روم، هرچه دور از تو شوم
عشقم افزون شود
پوران:
گر باشی از من جدا، این عشق دیرین کُجا
از دل بیرون شود

همخوان:
به که دور زندگانی بگذرد با مهربانی، یارب

امیر رسایی: حدیث دل کند بیان نگاه تو
پوران: کنون بود دو چشم من به راه تو
امیر رسایی: بیا چو گلها به خنده لب بگشا
پوران: نگاه گرمت بود نشاط افزا
یارب، یارب، یارب!
امیر رسایی: تویی، تو آن که دهد پایان به نامرادی ما
پوران: کنون ز مهر تو باز آید بهار شادی ما
امیر رسایی: بهار عشق ما خزان نمی‌بیند
پوران: ز نامرادی‌ها نشان نمی‌بیند
. . .
. . .

● اولین ترانه امیر رسایی در سن ۱۹ سالگی که ابتدا قرار بود همراه با «الهه» اجرا شود اما به دلیل بیماری ایشان، با هم‌خوانی و صدای پوران اجرا شد. (توضیح برگرفته از: کانال تلگرامی (ترانه‌شناسی امیر رسایی)

* * *
«رضا ناروند» و نغمه‌های ماندگار او

* * *