
با دلم تو همزبونی
شعر: هما میر افشار
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۵۱
آسِمون چه مهربونی، با دلم تو همزبونی
تو که دردِ این دلِ شکسته رو خودت میدونی
راستی آسِمون خدا کو، یاد من نمیکنه او
اون به دردِ سینهی افسردهی من، آشنا کو؟!
نکنه که غافله از دلِ من، از دلِ پُر از غم و خستهی من
نکنه که بیخبر مونده دلش، از پَرِ شکسته و بستهیِ من
ای خدا، ای خدا وای اگه نگی
که این به درد و حسرت، آشنا کو!
وای اگه بیخبر باشی از دلی
که هر زمون به من میگه خدا کو!
همه شب به اشکِ غم تا به سحر دعا کنم
تو رو ای خدایِ من به نیمهشب صدا کنم
کجا روم اگر پناهم ندهی،
به درگَهت اگر که راهم ندهی
نمیخوام بدونه هر بیخبری،
زِ دلم نمونده جز مُشتِ پَری
نمیخوام بدونه اون رفتهی من،
که برام نمونده جز چَشمِ تَری
. . .
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

خاکستر
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
عشقی سوزان داده به بادم
آن گرمیها رفته ز یادم
با جانسردی خو بِگِرفتم
بر خاموشی دل بِنَهادم
خاکسترم و با این غم چه کُنم
افسرده از این غم، جانم
شعلههای دلم همه سرکَش بودی
جسم و جان و دلم همه آتَش بودی
کِی دگر رو کُند بختِ من به یاریِ من
وه ز بیقراری من
من هم آتش سوزان بودم
چو شراری سرکَش چه فروزان بودم
سرمست از رُخ یاران بودم
به کنارِ جانان، بهخدا جان بودم
کِی غروبِ آرزو را بر دل میدیدم!؟
کِی به سردی زندگی را مشکل میدیدم!؟
نقشِ آرزوها خُفته در وجودم
من که آتشین بودم
سایهها از غم نشسته در کنار من
شد خزان از نامرادیها بهار من
داد از این بختم، فغان از روزگار من
دیگر از دل آتشی نمیخیزد
تا سِرِشکی آتشین فرو ریزد
شور مستی و جوانی از دل غمین بُگریزد
* * *

امید جان
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: پرویز یا حقی
خواننده: دلکش

ترسم فراموشم کنی
آهنگساز: فضلالله توکل
ترانهسرا: فضلالله توکل
تنظیمکننده: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۵۱
اگر دل سنگت با دلِ من نامهربونه
اگر غمِ عشقت در دلِ من کرد آشیونه
زِ برای خدا، تو نکرده وفا
ترسم فراموشم کُنی،
با غم همآغوشم کُنی!
گَر از من خدا عشقش بگیره
مِهرَش زِ دل بیرون نمیره
صد بار اگر این دل بمیره
دنیا اگه از هم بپاشه
نشونی دیگه زِ یاری نباشه
هنوزم دو چشمونم به راهشه
رفتی و تنها مانده دلم، تنها نشسته
در حسرتِ فردایِ بیفردا نشسته
گَر خون بگریَم کَمه،
بیتو دلم پُر غمه،
دل خونهی مأتمه
ترسم فراموشم کُنی!
محرابِ عشقت دله،
بودن چه بیحاصله،
دوری زِ تو مشکله
ترسم فراموشم کُنی،
با غم همآغوشم کُنی!
♫ LP Cover ♫
* * *

موج
شعر: نواب صفا
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: دلکش

گویی چکنم
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: پوران شاپوری

سرو و بید
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
سروی و بیدی، بر لب جویی، گرم سخن بودند
بی خبر از خود، هر چه تو گویی، چون دل من بودند
سروِ خود آرا، مست و طربزا، بر سر ناز آمد
بیدِ کُهن را، دید و بگفتا: «کز تو چه باز آمد!؟
من که تو بینی، سرکِش و سبزم
شاهدِ گلشنِ ایجادم
مستِ غرورم و آزادم من.
کرده به قامت، شور قیامت
پیکر خُرم و آزادم
غرق سُرورم و دلشادم من.
آسیبِ خزان هرگز کِی برگ و بَرَم ریزد
گر برف زمستانها یکجا به سَرَم ریزد.»
چون پیری که دهد پندی، به سخن بید آمد:
«منِ آشفتهسر، ای جوان، جهاندیدهام
ز من بِشنو که دلسردی خزان دیدهام
ز گشت زمان چه دانی؟
تو را هرگز کسی سایهای نبیند به بَر
که بُگذارد خَسی یا گُلی در آن سایه، سر
چه حاصل ز سرگرانی؟
اگر افتادهحالم
وگر بشکستهبالم
همین بس مرا
که هر کس مرا
بخواند به سایِبانی
* * *

خونهخرابت میکنه عاشقی
آهنگساز: پرویز یاحقی
ترانهسرا: بیژن ترقی
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۵۰
ای دلِ دیوونه نگفتم که عشق
از همهجا بیخبرت میکنه
گفته بودم طفلکِ بیدست و پا
عشق و جنون دَر به دَرت میکنه
گفته بودم وقتی که عاشق بشی
آتشِ غم شعلهورت میکنه
گفته بودم طفلکِ بیدست و پا
عشق و جنون دَر به دَرت میکنه
نگفتم ای بیخبر از درد و غم
خونه خرابت میکنه عاشقی
نگفتم ای چشمایِ گریون به تو
نقشِ بر آبت میکنه عاشقی
من که گفتم تو زِ غم خراب و ویرونه میشی
من که گفتم به خدا زِ غصه دیوونه میشی
چشات میشه یه چشمهی خون
خونت میشه خراب و ویرون
به گریه پایانِ کار گفتم، گفتم، گفتم
حدیثِ شبهای تار گفتم، گفتم، گفتم
وفا ندیدی و باز رفتی، رفتی، رفتی
بلا کشیدی و باز رفتی، رفتی، رفتی
♫ LP Cover ♫
* * *
مثلث هُنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی و حمیرا

سراب آرزو
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
منم که چشمهی سرابم
چو نقش آرزو بر آبم
همچو قصه و فسانهامبلرزدم دل از نسیمی
به بحر زندگی حبابم
در زمانه بی نشانهام
آرزو، آرزو، ای سرابِ بیکران
ای امید بینشان
ای که فتنههای تو
آتشم زند به جان
عشق من بُوَد گناهِ من
منم عاشق، منم رسوا، بارِ غم بهدل نشستهای
منم عاشق، منم شیدا، مرغ بال و پر شکستهای
چرا از ما تو ای زیبا رشتهی اُلفت گُسستهای
نمیپرسی ز حالِ ما، فارغ از این جان خستهای
جز به دل مشتاقان، غم خانه نمیسازد
و آنکه ندارد سوزی دیوانه نمیسازد
سوز دل بود گواه من
به چشم تو بیگانه منم
چو قصه و افسانه منم
به دلبری افسانه تویی
ز عاشقی دیوانه منم
نه از دلم گیری خبری
نباشدت بر ما نظری
نه اشک من سوزد دل تو
نه آه من دارد اثری
منم عاشق، منم رسوا، بار غم به دل نشستهای
منم عاشق، منم شیدا، مرغ بال و پر شکستهای
چرا از ما تو ای زیبا رشتهی الفت گسستهای
نمیپرسی ز حال ما، فارغ از این جان خستهای
* * *

من و تو
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: الهه