
قصهٔ بره و گرگ
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
بیا تا برات بگم آسمون سیا شده
دیگه هر پنجرهای به دیواری وا شده
بیا تابرات بگم گل تو گلدون خشکیده
دست سردم تا حالا دستِ گرمی ندیده
بیا تا مثل قدیم واسه هم قصه بگیم
گم بشیم تو رویاها، قصه از غصه بگیم
بیا تا برات بگم قصهٔ بره و گرگ
که چه جور آشنا شدن توی این دشتِ بزرگ
آخه شب بود میدونی، بره گرگو نمیدید
بره، از گرگ سیاه حرفهای خوبی شنید
برهٔ تنها رو گرگ به یه شهر تازه بُرد
بره تا رفت تو خیال، گرگ پرید و اونو خورد
بره، باور نمیکرد؛ گفت شاید خواب میبینه
ولی دید جای دلش خالی مونده تو سینه
بیا تا برات بگم تو همون گرگ بدی
که با نیرنگ و فریب به سراغم اومدی
♫ LP Cover ♫
* * *

شیطونک
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
خواننده: رامش
♫ LP Cover ♫
* * *

یادم باشه، یادت باشه
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
تنظیم: واروژان
خواننده: گوگوش
انتشار صفحه: نوروز ۱۳۵۰
یادم باشه، یادت باشه
دروغ نگیم به همدیگه
دوستم داری، دوستت دارم
اینو چشامون به هم میگه
شمعی توی سقاخونه
یادم باشه روشن کُنم
یادم باشه فقط برات
رختِ عروسی تن کُنم
یادم باشه، یادت باشه
دروغ نگیم به همدیگه
دوستم داری، دوستت دارم
اینو چشامون به هم میگه
یادت باشه با تو همه تو خونهی ما دشمنان
از صبح تا شب پشت سرت حرفای ناجور میزنن
یادم باشه اینبار اگه دیدم دارن باز بد میگن
بگم دارن با دستهاشون واسهی دلم گور میکنن
یادت باشه هر چی میگم
از دل و جون گوش بکُنی
یادت باشه یه وقت نری
منو سیاهپوش بکُنی
یادت باشه عهدمونو رو تک درختی نکنیم
رو قلبمون جا بذاریم حرفی که میخوایم بزنیم
یادت باشه گوش نکُنیم به حرف مردمِ گذر
یادم باشه یه شب با هم بریم از اینجا بیخبر
یادم باشه، یادت باشه
دروغ نگیم به همدیگه
دوسم داری دوست دارم
اینو چشامون به هم میگه
تهران ـ ۱۳۴۹
* * *

جمجمک برگ خزون
ترانهسرا: شهیار قنبری
آهنگساز: پرویز اتابکی
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
انتشار: زمستان ۱۳۴۸
غم چیه، غصه چیه؟!
دل ویرون کدومه؟!
وا کنین اخماتونو!
غم هجرون کدومه؟!
مث اون روزای خوب
بخونین باز همتون!
جمجمک برگ خزون
مادرش زینب خاتون
گیس داره قد کمون!
از کمون بلندتره
از شبَق مشکیتره!
خورشید شین تو زندگی
ابرا رو پس بزنین!
بخونین آواز با من
بخندین، دست بزنین!
مث اون روزای خوب
بخونین باز همتون!
جمجمک برگ خزون
مادرش زینب خاتون
گیس داره قد کمون!
از کمون بلندتره
از شبَق مشکیتره!
تو خونه، قایمموشک
تو کوچه، الک دولک
اون وقتا تو بازیا
نداشتیم دوز و کلک!
مث اون روزای خوب
بخونین باز همتون!
جمجمک برگ خزون
مادرش زینب خاتون
گیس داره قد کمون!
از کمون بلندتره
از شبَق مشکیتره!
* * *

تو را باور ندارم
ترانهسرا: شهیار قنبری
آهنگساز: پرویز اتابکی
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
انتشار: زمستان ۱۳۴۸
نگاهم میکُنی اما به سردی
نه تنها من، تو هم دنیای دردی
مخواه از من گناهت را ببخشم
تو میدانی که با این دل چه کردی!
برو نامهربان، بیگانه با من
تو هر لحظه به رنگی درمیآیی!
رها کن این دل دیوانهام را
برو، سیرم از این دیر آشنایی!
وفا کردم، خطا کردم
نمان دیگر کنارم!
مکُن افسون دلم، پُر خون
تو را باور ندارم!
آه، تو را باور ندارم!
میآیی در کنارم مینشینی
ز عشقت قصّه میگویی برایم
دلت با او، نگاهت در نگاهم
به تو گویَم رهایم کن، رهایم!
به سر، آهنگ رفتن داری آنگه
به روی قلب من پا میگذاری!
تو میگفتی که میمانی دریغا
مرا تنهای تنها میگذاری!
وفا کردم، خطا کردم
نمان دیگر کنارم!
مکُن افسون دلم، پُر خون
تو را باور ندارم!
آه، تو را باور ندارم!
* * *

قصه لبهای یخبسته
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: رامش
♫ LP Cover ♫
* * *

قصهٔ دو ماهی
ترانهسرا: شهیار قنبری
آهنگساز: بابک افشار
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
انتشار صفحه: نوروز ۱۳۵۰
ما دو تا ماهی بودیم توی دریای کبود
خالی از اشکای شور، از غم بود و نبود
پولکامون رنگارنگ، روزامون خوبو قشنگ
آسمونمون یکی، خونمون یه قلوه سنگ
خندهمون موجارو تا ابرا میبُرد
وقتی دلگیر بودم، اون غصه میخورد
تورای ماهیگیرا وا نمیشد
عاشقی تو دریا تنها نمیشد
خوابمون مثل صدف پُر مروارید نور
پُر شد این قصهی ما توی درياهای دور
همیشه تُک میزدیم به حبابای درشت
تا که مرغِ ماهیخوار اومدو جفتمو کُشت
دلش آتیش بگیره! دل اون خونه خراب
دیگه نوبت منه، سایه اش افتاده رو آب
بعد ما نوبت جفتای دیگهست
روز مرگِ زشت دلهای دیگهست
ای خدا کاری نکن یادش بره
که یه ماهی این پایین منتظره
نمی خوام تنها باشم، ماهییه دريا باشم
دوست دارم که بعد از این توی قصهها باشم
♫ LP Cover ♫
* * *
حکایت «قصهی دو ماهی» به روایت شهیار قنبری
* * *

دیگه نمیگم دوستت دارم
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: پرویز اتابکی
تنظیم: واروژان
خواننده: گوگوش
دیگه نمیگم دوستت دارم
میخوام اینو خوب بدونی
حالا که همش دروغ میگی
دیگه نمیخوام بمونی
چطور آخه میتونی بازم نگاه کُنی تو چشمام
بگی: «بیمن میمیری» ولی بخندی باز به حرفام
بدون جای انگشتای تو مونده هنوز رو دستام
اون نامه ها یاد اون روزا خیسه دیگه از اشکام
. . .
رو آسمون ستارهمونو کنار هم گذاشتیم
از زشتی کار زندگی اون روز خبر نداشتیم
. . .
میخوام یه روز عاشق بشی تا ببینی چی کشیدم
از عشق، به جز دلتنگی و غم دیگه چیزی ندیدم
من عاشق سپیده بودم اما به شب رسیدم
اشکی شدم از چشم دنیا آسون فرو چکیدم
. . .
ببین داره عشق تو ازم جوونیمو میگیره
برو، ولی بدون اونروز هرگز یادم نمیره
دیگه نمیگم دوستت دارم
میخوام اینو خوب بدونی
حالا که همش دروغ میگی
دیگه نمیخوام بمونی
♫ LP Cover ♫
* * *

از خودم بدم میاد
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: فریبرز لاچینی
خواننده: رامش
♫ LP Cover ♫
* * *

بمان، بمان
ترانهسرا: شهیار قنبری
آهنگساز : پرویز اتابکی
تنظیمکننده: واروژان
ضبط: زمستان ۱۳۴۸
انتشار صفحه: اواخر بهار ۱۳۴۹
بمان، برای من بمان! دو چشمت آسمان من
ببین ترانهی وفا نشسته بر لبان من
بیا که جز تو بیوفا ندارم آرزو به سر
سفر مکُن، بیا مرا به شهر آرزو ببَر!
بیا که با تو زندهام، امید و آرزوی من
ببین که بیتو خستهام! بیا، بیا به سوی من
. . .
بمان، برای من بمان! امید دلنواز من
بگو به من، بگو به من چرا تو خستهای ز من؟!
. . .
در انتظار دیدنت به دشت غم نشستهام
رها مکُن دل مرا بیا که دلشکستهام!
. . .
* * *