ایرج: خنده‌ی می

ایرج خنده می

خندهٔ می
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: ایرج

* * *
از «اسفندیار منفردزاده» در این سایت:

یادمان اسفندیار منفردزاده

* * *

الهه: برف میاد

الهه برف میاد

برف میاد
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: حسن لشگری
خواننده: الهه

برف میاد برف میاد
گوله گوله گوله برف میاد
ریزه ریزه ریزه برف میاد
از بر و بومِ هوا برف میاد
از تو برفا صدایِ حرف میاد
دلِ من می‌خواد که آفتاب بشه
دوباره برفا همه آب بشه

دلِ آسمون نمی‌دونم چرا وا نمیشه
خورشید از میون ابرا دیگه پیدا نمیشه
کی میشه آفتاب بشه؟
گل بیدار از خواب بشه؟
. . .
. . .
اون همه برفا که دیدی حالا پیدا نمیشه
دیگه برفا مثلِ برفایِ قدیما نمیشه
قاطیِ روز این همه ابرا پراکنده میشه
آسمون روشن و گل با لبِ پرخنده میشه
کی میشه آفتاب بشه؟
گل بیدار از خواب بشه؟

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: دختر نگو، بلا بگو!

ویگن دختر نگو بلا بگو

دختر نگو، بلا بگو!
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: رضا گلشن‌راد
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۶

دختر نگو، بلا بگو! مرا به آتش نشانده
گیسو نگو، طلا بگو! که به شانه فشانده
می‌میرم از برایش/ برای آن عشوه‌هایش
قلبم به لرزه افتد ز طنین صدایش
تا دیدم آن نگاهش
تا چشم دل‌سیاهش
ز جان خود سیرم
ای جان من فدایش
تا زنده‌ام برایش می‌میرم
من کُشته‌ی نیازم
تو مست جام نازی
اما دریغا با من نسازی!

* * *

ایرج: سپیده‌دم

ایرج سپیده دم

سپیده‌دم
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: ایرج

*‌ * *
در بارهٔ «اسفندیار منفردزاده» در این سایت:

یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»

* * *

گوگوش: ای خدا چکنم!؟

گوگوش ای خدا چکنم

ای خدا چکنم!؟
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: سلیمان اکبری
خواننده: گوگوش

ای خدا چه کنم؟ [اُه، نه! نه!]
بعد از این جدایی، وین تاب و تب‌ها
می‌رود ز یادم، آن فتنه آیا؟ [اُه، نه! نه!]
رفت و عهد وفا شکست، ای خدا، تو بگو چه کُنم؟
با رقیبان من نشست، ای خدا، تو بگو چه کُنم؟
غافل از حرمت آشنایی
رفت و زد آتشم ز جدایی
وای از این محنت بی‌وفایی
بعد از این جدایی، وین تاب و تب‌ها
می‌رود ز یادم، آن فتنه آیا؟ [اُه، نه! نه!]
شاید روزی دوباره آید با مهربانی
تا برخیزم به راه آن گل، به جانفشانی
بعد از این جدایی، وین تاب و تب‌ها
می‌رود ز یادم، آن فتنه آیا؟ [اُه، نه! نه!]
* * *

الهه: بوسه باران (دعوا شد)

الهه بوسه باران دعوا شد

بوسه باران (دعوا شد)
شعر: عبداله الفت
آهنگ: ناصر زر آبادی
خواننده: الهه

بوسه بر او زدم دلم رسوا شد
بر سر بوسه‌ای چها بر پا شد
دعوا شد!
ـ چرا ؟
دعوا شد!
ها، بر سر یار و بوسه ام دعوا شد
با آن‌که اول خریدارش شدم
انگار نه انگار گرفتارش شدم
دعوا شد!
ـ چرا؟
یار من آمد او بلا پیدا شد
بر سر آن بلای جان دعوا شد
جان بر لب آمده کردم نثار راهش
چون گشتم به یک نظر دیوانه‌ی نگاهش
ـ دعوا شد!
ها، بوسه بر او زدم دلم رسوا شد
بر سر بوسه ای چه ها بر پا شد
. . .

* * *