
فلفل نبین چه ریزه!
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: سلیمان اکبری
خواننده: گوگوش
با ظاهر آرام نگاهت
با سادگی روی چو ماهت
هر لحظه درآیی تو به رنگی
شیطونِ بلا بس که زرنگی!
در پشت لب، آن خالِ خدایی، که زیبا نشسته!
در حسرت یک بوسهی شیرین، چه دلها شکسته!
فلفل نبین چه ریزه!
بشکن ببین چه تیزه!
خندههایت، عشوههایت
بُرده از ما راحت و خواب
قطره قطره، ذره ذره
دل به سینه میشود آب
تو همان چشمان سیَه
دیدی وز ناز نگه خبر نداری!
تو آن رخساره و رو
دیدی وز پیچش مو خبر نداری!
فلفل نبین چه ریزه!
بشکن ببین چه تیزه!
♫ LP Cover ♫
* * *

حجلهٔ گل
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: رضا ناروند
خواننده: روانبخش
* * *
«رضا ناروند» و نغمههای ماندگار او
* * *

دشت گناه
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: حسن لشگری
خواننده: روانبخش

بیا دستی برآریم
ترانهسرا: عبدالله الفت
آهنگساز: حسن لشگری
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸
بنال ای دل به یاد آشنایی
فغان سر کن به آهنگ جدایی
بیا با یکدگر دستی برآریم
به سوی بارگاه کبریایی
ز دست دوری یارم دل زارم گرفته
میان موج اشکم چون سبو از غم گرفته
خدایا، خدایا
به من یارم ببخشا!
خداوندا به دلهای شکسته
به سوز سینهی در خون نشسته
به قلب من یار من، نوری درافکن!
در او از مهر من، شوری برافکن!
. . .
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

دوست دارم
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: نیکوکار
خواننده: روانبخش

زخم زبان
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران شاپوری

مستی
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: ناصر زر آبادی
خواننده: الهه

آشتیکنان
ترانهسرا: عبدالله الفت
آهنگساز: زاون اوهانیان
تنظیمکننده: زاون اوهانیان
انتشار: ۱۳۴۵
آن یار شیرینکار من آمد به خانهی من
تا بار دیگر بشنوَد شور ترانهی من
از قهر و ناز خود گذشت آن ماهِ موطلایی
گفتم به او چرا دگر به خانهام نیایی؟!
در نگاهش چو دیدم صفای او را
شرم آن چشم سرمَست و فتنهجو را
گفتم بیا آشتی کنیم با یکدگر دوباره!
آخر دو روزِ زندگی، این گفتگو نداره!
خوش آمدی به خانهام که عاشقم به رویَت
دل شکستهام بُوَد اسیر تار مویَت
بیا و از گذشتهها چو من، دگر تو بگذر!
دگر به لب، حدیثی از گذشتهها مَیاور!
. . .
. . .
● متن ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

مرا به یاد آر
ترانهسرا: عبدالله الفت
آهنگساز: زاون اوهانیان
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸
مسافر عزیز من، خدا به همراهت
دل بلاکشیدهی من بُوَد هواخواهت
به هر کجا کُنی سفر، مرا به یاد آور!
تو ای گرفته یار دیگر، مرا به یاد آور!
چو بگذری ز آسمانها
چو عطر غنچه با صبا
دوان دوان به سویت آید نگاه خاموشم
به صد اشاره با تو گوید: مکن فراموشم
چون روی به دشت و جنگلها
میان سایههای زیبا
یاد آور از عشق ما!
تو همچو بوی گُل، روانی به سوی سرنوشت خود
برای عشق یار دیگر گذشتی از بهشت خود!
♫ LP Cover ♫
* * *

قلب طلا
ترانهسرا: عبدالله الفت
آهنگساز: سلیمان اکبری
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۶
انگشتری زیبا ز طلا داری
یاقوتی همرنگ دل ما داری
بر دست خود داری دستبند فیروزه
در سینهی سیمین، قلب طلا داری
ای ز سر تا پا بلا
دستبند طلا، گیسو طلا
میبرَد نازت جدا دل
حُسن روزافزون جدا
من ندانم دیگر ای زیبا
چه خواهی از خدا
تو در اوج دلربایی
من کجا و تو کجا!
من ندارم دگر به دنیا گوهری جز دلم، دریغا
که سزای تو باشد و به پایت اندازم
تو که هستی چنین خودآرا
نازنینا بگو خدا را
به جز از دل چه هدیهای نثار تو سازم
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *