
امروز و فردا
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: حسن شماعی زاده
تنظیم کننده: سیمون آوانسیان
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۵۱
عاشقی اینجا گناهه اینو من خوب میدونم
تو گنات عشق منه، عشق تو هم گناه من
آخه این که نمیشه هر جایی حرف ما باشه
همه از پیر و جوون از من و تو بدی بگن
چشم ندارن هیچکدوم ما رو با هم ببینن
میخوان آبو گل کنن ماهی ازش بگیرن
اگه ما امروز چشمامون گریونه
قصه مون فردا یاد همه میمونه
بیا تا هستیم پیش هم بمونیم
از دو رنگیها ما هیچی ندونیم
چشم ندارن هیچکدوم ما رو با هم ببینن
میخوان آبو گل کنن ماهی ازش بگیرن
. . .
. . .
* * *

پرنده
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم آهنگ: مارسل استپانیان
خواننده: سیمین غانم
توی یک جنگل تنخیسِ کبود
یه پرنده آشیونه ساخته بود
خون داغ عشق خورشید تو پَرش
جنگل بزرگ خورشید، رو سرش
تو هوای آفتابی روی درختا میپرید
تنشو به جنگل روشن خورشید میکشید
تا یه روز ابرای سنگین اومدن
دنیای قشنگشو به هم زدن
هر چی صبر کرد آسمون آبی نشد
ابرا موندن هوا آفتابی نشد
بس که خورشیدشو تو زندون سرد ابرا دید
یه دفعه دیوونه شد، از توی جنگل پَر کشید
زندگیشو توی جنگل جا گذاشت
رفت و رفت، ابرها رو زیر پا گذاشت
رفت و عاقبت به خورشیدش رسید
اما خورشید به تنش آتیش کشید
اگه خورشید یکی تو آسمونه
مرغ عاشق رو زمین فراوونه
روزی یکی به بالا چشم میدوزه
میره با اینکه میدونه میسوزه
من همون پرنده بودم که یه روز خورشیدو دید
اسم من یه قصه شد، این قصه رو دنیا شنید
* * *

شب
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: مسعود ایراننژاد
تنظیم آهنگ: محمد شمس
خواننده: ابی [ابراهیم حامدی]
♫ LP Cover ♫
* * *

بیا بار سفر بندیم
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: اشکان [محمد سریر]
خواننده: محمد نوری
اگر یک شب تو را در خواب بینُم
به دریا نقشی از مهتاب بینُم
دوباره بینُمت خندون میآیی
دوباره سینه رو بیتاب بینم
اگر یک شب تو برگردی دوباره
به گیسویت میافشونُم ستاره
نمیدونی مگه ای نازنینُم
دلم هر روز و شب در انتظاره
بیا بار سفر بندیم از این دشت
زمستون باز توی این لونه برگشت
بیا تا قصهها گویم برایت
که دورانِ جدایی دیر بگذشت
به تو گویم بیا ای نازنینُم،
که با مژگون ز پایت خار چینُم
گل عمر منو باد خزون بُرد
گل ناز منی، داغت نبینُم
بیا بار سفر بندیم از این دشت
زمستون باز توی این خونه برگشت
بیا تا قصهها گویم برایت
که دورانِ جدایی دیر بگذشت
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانههای «اردلان سرفراز» با دکلمه و صدای شاعر در این سایت:
● پرسش (گوگوش)
● دو پنجره (گوگوش)
● حادثه (داریوش اقبالی)
● مرداب (حسن شماعیزاده)
● سوغات (وقتی میایی صدای پات) (هایده)
● شانههایت را برای گریه کردن دوست دارم (هایده)
* * *

لالایی
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم: واروژان
خواننده: رامش
♫ LP Cover ♫
* * *
«لالایی» در ترانههای ایرانی (مجموعه ترانهها)
* * *

کوه
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
خواننده: گوگوش
[به حافظِ حافظیهی شعر، حافظ]
تو اون کوه بلندی
که سر تا پا غروره
کشیده سر به خورشید
غریب و بیعبوره
تو تنها تکیهگاهی
برای خستگیهام
تو میدونی چی میگم!
تو گوش میدی به حرفام!
به چشم من
به چشم من
تو اون کوهی!
پُر غروری، بینیازی، با شُکوهی
طعم بارون، بوی دریا، رنگ کوهی
تو همون اوج غریب قلّههایی
تو دلت فریاده، اما بیصدایی
تو مثل قلّههای مِه گرفته
منم اون ابر دلتنگ زمستون
دلم میخواد بذارم سر رو شونهت
ببارم نمنم دلگیر بارون
تو اون کوه بلندی
که سر تا پا غروره
کشیده سر به خورشید
غریب و بیعبوره
تو تنها تکیهگاهی
برای خستگیهام
تو میدونی چی میگم!
تو گوش میدی به حرفام!
ناپایداری و فناپذیری عشقها و عاشقانِ زمینی، با هر نگاهِ من به پلهای شکستهی پشتِ سر، جز تکرارِ شکنجهبارِ ندامت نیست.
«کوه» عاشقانهای برای ذات بیزوالِ عشقِ لایزال است که نابترین عاشقانههای من از او، و برای اوست. حافظ، آن عاشق همیشه شاعر، او را گاه «فلانی» و گاهی «جانان» خطاب میکند و من اینجا او را «کوه» میبینم، “کوه” میدانم و «کوه» مینامم.
از ریشه تا همیشه، گزینهی سیسال ترانههای اردلان سرفراز، نشر البرز (آلمان)، چاپ اول ۱۳۸۰، صفحهی ۳۱ تا ۳۲
♫ LP Cover ♫
* * *

غریب آشنا
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: خوشگلا عوضی گرفتین!
غریب آشنا
ترانهسرا: اردلان سرفراز
اهنگساز: حسن شماعیزاده
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: خوشگلا عوضی گرفتین!
انتشار: تابستان ۱۳۵۳
تو از شهر غریب بینشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشتای دور و جادههای پُر غبار
برای همصدایی، همزبونی اومدی
تو از راه میرسی پُر از گرد و غبار
تمومه انتظار، میاد همرات بهار
چه خوبه دیدنت، چه خوبه موندنت!
چه خوبه پاک کنم غبارو از تنت!
غریب آشنا دوستت دارم، بیا
منو همرات ببر به شهر قصهها
بگیر دست منو تو اون دستات!
چه خوبه سقفمون یکی باشه باهم
بمونم منتظر تا برگردی خونهم
تو زندون هم با تو، من آزادم!
تو از شهر غریب بینشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشتای دور و جادههای پُر غبار
برای همصدایی، همزبونی اومدی
تو از راه میرسی پُر از گرد و غبار
تمومه انتظار، میاد همرات بهار
چه خوبه دیدنت، چه خوبه موندنت!
چه خوبه پاک کنم غبارو از تنت!
غریب آشنا دوستت دارم، بیا
میشینم میشمارم روزا و لحظهها
تا برگردی بیای بازم اینجا!
چه خوبه سقفمون یکی باشه باهم
بمونم منتظر تا برگردی خونهم
تو زندون هم با تو، من آزادم!
♫ LP Cover ♫
* * *

مرداب
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
خواننده: گوگوش
به: داوید یکیازاریان [داویت یقیازاریان]
میون یه دشت لخت
زیر خورشیدکویر
مونده یک مرداب پیر
توی دست خاک اسیر
منم اون مرداب پیر
از همه دنیا جدام
داغ خورشید رو تنم
زنجیر زمین به پام . . . آه . . .
من همونم که یه روز
میخواستم دریا بشم
میخواستم بزرگترین
دریای دنیا بشم
آرزو داشتم برم
تا به دریا برسم
شبو آتیش بزنم
تا به فردا برسم . . . آه . . .
اولش چشمه بودم
زیر آسمون پیر
اما ازبختِ سیاه
راهم افتاد به کویر
چشم من به اونجابود
پشتِ اون کوهِ بلند
اما دستِ سرنوشت
سر رام یه چاله کند . . . آه . . .
توی چاله افتادم
خاک منو زندونی کرد
آسمون هم نبارید
اونم سر گرونی کرد
حالا یه مرداب شدم
یه اسیرِ نیمهجون
یه طرف میرم تو خاک
یه طرف به آسمون
خورشید ازاون بالاها
زمینم ازاین پایین
هی بُخارم میکُنن
زندگیم شده همین
با چشام مردنمو
دارم اینجا میبینم
سرنوشتم همینه
من اسیرِ زمینم
هیچی باقی نیست ازم
قطرههای آخره
خاکِ تشنه همینام
داره همراش میبره
خشک میشم تموم میشم
فردا که خورشید میاد
شن جامو پُر میکُنه
که میاره دستِ باد . . . آه . . .
تهران ۷۲ ـ ۷۱
♫ LP Cover ♫
* * *

کیه، کیه
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم: آندرانیک آساطوریان
خواننده: گوگوش
پُشتِ دیوارِ دلم
یه صدای پا میاد
یه صدای آشنا
از تو کوچهها میاد
یه صدای پا میاد
یه صدای پا میاد
نفسم راهشو گُم کرده تو سینه
چشمِ من یه سایه رو دیوار میبینه
صدایِ تیکتیکِ قلبم نمیذاره
صدای پاهاش توی گوشام بشینه
اونجا کیه کیه!؟
پُشتِ دیوار کیه!؟
سایهشو من میبینم.
شاید خواب میبینم
برگشته پیشِ من
اُمیدِ آخرینم
اگه اون که گمشده،
یه روزی پیدا بشه
قفلِ زندونِ دلم
با کلیدش وا بشه
همه خوبیها رو همراش میاره
دستِ خوبشو تو دستام میذاره
اگه اونکه گمشده یه روزی پیدا بشه
قفل زندون دلم با کلیدش وا بشه
همه خوبیارو همراش بیاره
دست خوبشو تو دستام بذاره
نوشهر، ۷۲
با [حسن] شماعیزاده، قدمزنان در ساحلِ دریای خزر این ترانه را ساختم. شماعیزاده ملودی را زمزمه میکرد و من بر آن کلام گذاشته و به او جواب میدادم.
[از ریشه تا همیشه، گزینهی سیسال ترانههای اردلان سرفراز، نشر البرز (آلمان)، چاپ اول ۱۳۸۰، صفحهی ۴۶ و ۴۷]
♫ LP Cover ♫
* * *

یه روزی دل مال ما بود حالا نیست
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: رویا
یه روزی دل مال من بود، حالا نیست!
دل غافل مال من بود، حالا نیست!
بیخودی زُل نزن اینجور تو چشام
نامه ننویس، گٔلو ننداز زیر پام
حیفه گٔل حروم بشه، بسوزونم
نامههایی رو که میفرستی برام
یه روزی دل مال من بود، حالا نیست!
دل غافل مال من بود، حالا نیست!
حالا شب وقتی میشه، تو کوچهها
ول و ویلون میمونم با بچهها
بچهها به هم میگن: عاشق شدن
یه قماره، بُرد و باختش با خدا
یه روزی دل مال من بود، حالا نیست!
دل غافل مال من بود، حالا نیست!
اگر خاطرخواه نبودم یه چیزی
تو همه رسوا نبودم، یه چیزی
اگه دل راضی بشه یادش بره
قصهٔ بود و نبودم یه چیزی
یه روزی دل مال من بود، حالا نیست!
دل غافل مال من بود، حالا نیست!
♫ LP Cover ♫
* * *