
صدایم کن
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۵۳
تو را هرگز نمیبخشم
تو تنها عشق من بودی
به یاد آور زمانی را
که گرمِ سوختن بودی
سرابی بودی و از تشنهکامی
چشمهات پنداشتم روزی
کویری بودی و بذرِ وفا
در سینهات میکاشتم روزی
مرا دیوانه باید گفت، میدانم
تو ای تنها امیدِ من
تو ای تنها پناهِ من
تویی تنها در این دنیا
امیدِ گاه گاهِ من
صدایم کُن، صدایم کُن
ز تنهایی رهایم کُن
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

زنگ کاروان (کاروان لیلا)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: کورس سرهنگزاده
ترانه فیلم: لیلی و مجنون
ای کاروان، ای کاروان
لیلای من کُجا میبری
با بردنِ لیلای من
جان و دلِ مرا میبری
ای کاروان کجا میروی
لیلای من چرا میبری
در بستنِ پیمان ما
تنها گواهِ ما شد خدا
تا این جهان بر جا بُوَد
این عشق ما بماند بهجا
ای کاروان کُجا میروی
لیلای من چرا میبری
فنا نگیرد به دنیای فانی
شرار عشقی که شد آسمانی
به یادِ یاری خوشا آه و اشکی
به سوز عشقی خوشا زندگانی
همیشه خدایا محبت دلها
به قصـه بماند به نام دل ما
که لیلی و مجنون فسانه شود
حکایت ما جاودانه شود
. . .
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

تشنه
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: اکبر محسنی
خواننده: کوروس سرهنگزاده

قصهگو
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: هوشنگ سپهری
ویلون: اسدالله ملک
خواننده: دلکش
ای روزگارِ بیامان
ای قصهگویِ بیزبان
چون دایههای مهربان
در گوشم افسونی بخوان
شاید شبی خوابم بَرَد
شاید شبی خوابم بَرَد
هستی که آسایش ندارد
موج است و آرامش ندارد
وین بختِ دائم خفتهی من
با من سرِ سازش ندارد
میخواهم از جان روزگارا
آن مستیِ سنگین که غم را
از قلب بیتابم بَرَد
شاید شبی خوابم بَرَد
شاید شبی خوابم بَرَد
برق است و توفان است و گیتی مویِ زنگی
باد است و باران است و من بر تخته سنگی
ای روزگار فتنهجو
افسانهای با من بگو
تا پیش از آن روزی که این غم
با اشکِ سوزان دَمادَم
در کامِ سیلابم بَرَد
شاید شبی خوابم بَرَد
شاید شبی خوابم بَرَد
. . .
* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

بدون عشق (این همه جفا چرا)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: خشم کولی
♫ LP Cover ♫
* * *

تنهایی (اجرای اول)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: دلکش
شب آمد، هجران باز آمد، وای از تنهایی
غم آمد، حرمان باز آمد، وای از تنهایی
عشق آمد، فکر تو آمد، یادِ تو ای مَه
در قلب سوزان باز آمد، وای از تنهایی
سپیده زد، سحر آمد، به سر آمد شب هجرانم
نیامدی تو مَه من، به لبِ من ز غمت جانم
مرغ شب بارد با من اشک غم دامن دامن
تیرهتر گردی ای شب! چه کُنی آخر با من
ای شبِ هجران که نباشد سحری تو را
آه! ز یار من تو نداری خبری چرا
وای! چه شد آن وفا، آه! چه شد آن صفا
دور از رویت، همچو مویت
سیه کرده روز من، غم خانهسوز من
* * *

مستم مستم (دختر دهقان)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: اروین موره (Erwin Muret)
خواننده: عباس مهرپویا

غروب عشوهگر
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: پرتو

چرا نگفتی
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: محمد شیرخدائی
خواننده: دلکش
من خود مجنون دگرم
کز لیلایم بیخبرم
چون بگشایم لب بهسخن
آتش خیزد از دل من
نازنین! حالم را ببین!
بنگر چه بر سر آمدم که هر دری زدم ترا دگر ندیدم
گوشهای بنشینم غمین
از بس به خاطر تو من، به سرزنش، سخن از این و آن شنیدم
هرگز حرفی ز عشق ما نگفتی
راز دل را به من چرا نگفتی
آن دم رسی به داد من که پژمرد گل مُراد من
چه شد که قصهٔ وفا نگفتی
به باد غم آتش تو فکنده خاکستر من
تو بیخبر از دل من نیامدی در بر من
تا گریان بر دامانت افتادم
چون اشکی از چشمانت افتادم
اکنون با نوای محزونِ جدایی میسازم
رنجور از غمت گشتم آنسان که نشناسی بازم
* * *

بازگشت (طور سینا)
شعر: معینی کرمانشاهی
تار: فرهنگ شریف
خواننده: علیاکبر گلپایگانی
بازگشتم امشب از میخانه اما مستِ مست
سر درونِ سینه و تنهایِ تنها مستِ مست
در میان کوچهها افتان و خیزان چون نسیـم
جامه وارون کرده و شیدای شیدا، مستِ مست
با سری از بادهی آتش بپـا کُن گرمِ گرم
با دلی دیوانه و رســوایِ رســوا مستِ مست
همچو طوطی در پـسِ آئینهیدل قصهگو
چون کلیم از اشتیــاق طور سینا مستِ مست
با همه شبگردی و دیوانگی از شور عشق
بازگشتم امشب از میخانه اما مستِ مست
* *َ *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *