
شیخانی (رقص شیخانی)
کلام: تورج نگهبان / خواننده: عارف
بر آهنگ: ترانهٔ آسوری «براتد کوخا» با صدای داریوش ساعتلو
دستافشان شو مستانه به نوای دل دیوانه
آتش در ساغرم کن که بسوزدم این پیمانه
قصه غمها رفت از یاد، به سر آمده این افسانه
با آهنگ شیخانه تو برقص و بخوان مستانه
برخیز اکنون غوغا کن، بیپروا مستی ها کن
خندان، رخ غمگینم از خندهی مینا کن
دل غمزدهام تا امشب بشود ز غم تو بیگانه
با آهنگ شیخانه تو برقص و بخوان مستانه
بر گِرد شمع رویت دل من شده چون پروانه
گویی سرمست از عشقم من و باده و این پیمانه
قصه غمها رفت از یاد، به سر آمده این افسانه
با آهنگ شیخانه تو برقص و بخوان مستانه
برخیز اکنون غوغا کن، بیپروا مستی ها کن
خندان، رخ غمگینم از خندهی مینا کن
دل غمزدهام تا امشب بشود ز غم تو بیگانه
با آهنگ شیخانه تو برقص و بخوان مستانه
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

آمدم
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: بابک افشار (گروه طنین)
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: رام کردن مرد وحشی
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

روزگار من
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: همایون خرم
خواننده: رامش
ترانه فیلم: زیر گنبد کبود
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۶
ای خدا روزگار من، انتظار من، بیثمر کردی!
بیوفا ای فلک چرا شام تار من بیسحر کردی؟
ای خدا، ای خدا، از چه این همه غم دادهای به دلم؟!
ای خدا تو بگو، بعد از این چه کنم؟
بیقرارم، من به جایی رَه ندارم!
این زندگی چرا به ما وفا نداره؟
دلخونم این چه زندگی، چه روزگاره!
ای فلک از تو شِکوهها دارم!
شِکوهها از خلق خدا دارم!
. . .
* * *

یار مهربان
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: بابک افشار
خواننده: عارف
ترانه فیلم: قهرمان شهر ما
انتشار: ۱۳۴۶
کیست آنکه با غم من و تو آشناست؟
کیست آنکه قلب او به پاکی فرشتههاست؟
[کیست آن که قهرمان شهر ماست
همه وفا و یکدلی، همه محبت و صفاست
کیست آنکه در میان سینهاش
دل چو آیینهاش]
ز اشکی از چشمان ز رنج یک انسان
چو سایهای لرزان به سینه میلرزد
او قهرمان شهر ماست!
قهرمان شهر ماست!
[پی نجات یک بشر فتد به دامن خطر
میان آه و نالهها که مینَهد به دل، اثر
همیشه میبرَد به سر]
چو او حماسهی حماسههاست
[آری، او قهرمان شهر ماست]
قهرمان شهر ماست!
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

دیوانه عشقم
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: بابک افشار
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: بسترهای جداگانه

تقدیر
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: غلامرضا شاهوردی
خوانندگان: گوگوش، شهین، مینا جهانگیری و لیلا فروهر
ترانه فیلم: چهار خواهر
تابستان ۱۳۴۶
یالا دست و پا کنیم
تنبلی رو رها کنیم
دست به دست هم بدیم
این خونه رو بنا کنیم
دُخی جون دِ یالا!
نیمه بده بالا!
نیمه و آجرو میدم
رو هم بذار که رج بشه
چمچه و شاغلو بگیر
میزون بکُن که کج نشه
فخری جون دِ یالا!
بساز، برو بالا!
پَپَر خاکو الک کُن
تا ما گِل بسازیم
این خونه رو میخوایم ما
با جون و دل بسازیم
ای دُخی حقهباز
نیمه رو بالا بنداز
منزل خوشگل بساز
بساز با رقص و آواز
[خانهای با خون دل امروز برپا میکنیم
با هزار امید، بهر خود مهیا میکنیم
گر که با حرمان و سختی
بگذرد امروز ما
غم مخور ای دوست چون ما فکر فردا میکنیم!]
پَپَری بیار یه نیمه
فخری جون میخواد بچینه
این خونهی مامانی
زندگی چقدر شیرینه!
درخت من چه نازه
چقدر ساقهاش درازه
آبش میدم بزرگ شه
بزرگ، بزرگ، بزرگ شه
ای دُخی حقهباز
نیمه رو بالا بنداز
منزل خوشگل بساز
بساز با رقص و آواز
شکر خدا یواش یواش
خونه داره تموم میشه
این طرفش دستشویی
و اونورش هم حموم میشه
دُخی جون دِ یالا!
نیمه بده بالا!
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

خورشید آسمان
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: بابک افشار
تنظیم کننده: برنامه زنگولهها
خوانندگان: امیر رسایی و آلیس الوندی
اجرا: ۱۳۴۶
آلیس الوندی:
گرم و رخشان با لطف جاودانش
میدرخشد خورشید آسمانش
شادیافزا بود در بهاران
جلوهی گلشن و لطف باران
امیر رسایی:
جلوه بخشد کز دلها خیزد آوا
آوای شادیافزا گرمی بخشد به جانها
از دل و جان داریم این آرزو را
پاید این رنگ و بو را خدای آسمانها
همخوان:
مستی و شور انگیزد
بر دلها مستی ریزد
بر هر سو رو بنمایی
شور و شادی برخیزد
شادی دلها جاودان بادا
جاودان از غم در امان بادا
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی امیر رسایی»
* * *

همچون گذشتهها (باز آمدی)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: عهدیه
باز آمدی ای آشنا تا من ز شادی پر بگیرم
آن شور و حال رفته را چون آمدی از سر بگیرم
همچون گل آمدی ای نوبهارم
پایان بخشیدهای بر انتظارم
در مقدم تو چون ابر بهاری
از شوق روی تو اشکی ببارم
باز آمدی ای آشنا تا من ز شادی پر بگیرم
آن شور و حال رفته را چون آمدی از سر بگیرم
با تو ای آشنا، همچون گذشتهها
عشق نهان در سینهی من پا گرفته
رنگی دگر در چشم من دنیا گرفته
دوباره گوئی صبا ز گلشن
شکوفه آرد به کلبهی من
باز آمدی ای آشنا تا من ز شادی پر بگیرم
آن شور و حال رفته را چون آمدی از سر بگیرم
* * *

دیگر نمی آید (برنمیگردد)
ترانه سرا: تورج نگهبان
آهنگساز: اونگلوش سوکاس (یونانی)
تنظیم کننده: ناصر تبریزی
خواننده: امیر رسایی
دانم دیگر برنمیگردی
ای که دل را با غم آشنا کردی
دانم ای دل از تو بگریزد
آن که مهرش تو در سینه پروردی
دیگر آن شبها برنمیگردد
خنده بر لبها برنمیگردد
مانده ام دور از آشنایانم
جانم از جانان شد جدا امشب
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
● پیشتر بر روی این ملودی، ترانهای به نام «دیده دیده» توسط عارف و پوران [در اینجا]، و همچنین عارف و نارملا اجرا شده بود.
* * *

سرنوشت (سرگذشت)
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: افشین مقراضی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۵
اگر بینی چنین آواره در هر کوه و دشتم
غمافزا قصهای دارم، امان از سرگذشتم
خوشا آن کس که همچون من دل تنگی ندارد
دل آزردهای از یارِ دلسنگی ندارد
فتاده همچو من در دام دلداری نباشد
چو من آزرده از جورِ دلآزاری نباشد
کجایی ای که از دردِ غمت باشد سِرشتم!
چه نالم چون بُوَد یارا غم تو سرنوشتم؟
پَرم بشکستهای تا در هوایت پَر نگیرم
دگر افسانهی بگذشته را از سر نگیرم
چه کامی از نگاه آتشینت برنگیرم
ز چشمان مِیآلودت دگر ساغر نگیرم!
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *