
مادر، ای مادر! دل از نامِ تو میلرزد
زندگانی بی وجود تو نمیارزد
رفتهای آخر بگو کی برمیگردی
از برای من تو کی مادر میگردی
اشک من با یاد تو هر لحظه میریزد
بیتو آه از سینهی تنگم بهپا خیزد
رفتهای آخر بگو کی برمیگردی
از برای من تو کی مادر میگردی
مادر! تو فروغِ شب، تو رویای سحرگاهم، مادر
مادر! بهخدا تنها در این دنیا تو را خواهم مادر
به نقش چشمانِ تَرِ من، چرا نباشد مادرِ من
بگو کجا او رفته کجا، مادر
شود که باز آید بَرِ من، دوباره یک شب مادر من
کِشد در آغوشم بهخدا، مادر
کاشکی هر شب سایهی تو بر سر من بودی
کاشکی آخر در زمانه مادر من بودی
* * *
نام و یاد «مادر» در ترانههای ایرانی
* * *

آوای خستهدلان
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
قسم به دلهای خسته خستهدلان
به آه بر لب نشستهی خسته دلان
که من در این سینه جز غمی آشنا بهدل همزبان ندارم
از او جدا ماندهام، در این رهگذر ز یارم نشان ندارم
ببین به شام بی ستارهام
نکرده چارهام نگاه چاره سازی
نخوانده با نوای خستهام
نی شکستهام نوای دلنوازی
ز حسرتم آهِ بیثمر بر لب تا کی؟ یارب! تا کی؟
به سینهام سوز پُر شرر، هر شب تا کی؟ یارب تا کی؟
چکُنم، چکُنم؟
چکُنم، چکُنم؟
ببین به شام بیستارهام نکرده چارهام نگاه چارهسازی
نخوانده با نوای خستهام، نی شکستهام، نوای دلنوازی
* * *

افسانهی عشق
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: کامبیز مژدهی
تنظیم آهنگ: الوارو سباستیان
خواننده: عباس مهرپویا
با یاد تو شب سر آرم
عاشقم چون مرغ شب تا صبح بیدارم
سفر کنم نیمهشبها بیتو تنها، عشق تو یارم
در شبهای سیه با یاد تو ره میسپارم
از جان بگذشته، پا در وادی عشقت گذارم
باشد در توفانها عشقِ تو یارم
ای ساحل امید من، بر دلم نوری فکن
من جز تو پناهی ندارم، عشقِ تو یارم
راه عشقت به توفانها که شب پا میسپارم
عمری من رهرو افسردهی این رهگذارم
باشد در توفانها عشق تو یارم
در جستجویت تا سحر میگشایم بال و پر
صبح چون از تو نیابم نشان، گیرم ره آشیان
♫ LP Cover ♫
* * *
● ترانهشناسی عباس مهرپویا
● ترانهشناسی «کامبیز مژدهی»
● حکایت ترانهی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری
* * *

آنشب (جلوهٔ هستی)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه
آن شب هستی را چه جلوهها بود
تو بودی، دنیا به کام ما بود
عشقت با جانِ من آشنا بود
عشقت لالهصفت لب بر خنده گشود
مَه چون چهرهی تو رویایی شده بود
آن شب هستی را چه جلوهها بود
آن شب هستی را چه جلوهها بود
آن شب نالهی نی غوغا میکرد
شوری در دل ما برپا میکرد
اشکم راز نهان افشا میکرد
چه دامنم ز شوقت
پُر از ستارهها بود
خدا گواه ما بود
آن شب هستی را چه جلوهها بود
آن شب هستی را چه جلوهها بود
امشب وصلت را از خدا میخواهم
دستم بر دامانت، تو را میخواهم
میخواهم باز آیی، رویِ مَه بنمایی
ببشینی به برم، بر جسمم جان بخشی
بر دردم درمان بخشی، بنشانی شررم
آن شب هستی را چه جلوهها بود
آن شب هستی را چه جلوهها بود
♫ LP Cover ♫
* * *

دلم میسوزد (باران غم)
شعر: هدایتالله نیرسینا
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
باران غم بارد ز نگاهم
در چِشمانم دیدی تو گناهم
با ناز چِشمت سوزد گنهم
آتش زد آتش، با یک نگهم
همچو شباهنگی با حسرتها
همه شب ز تنهایی فغان دارم
نالهی عشقم از دل برخیزد
که به سینهام سوزی نهان دارم
عاشق بر آن چِشم سیهم
می خواهم سوزد با یک نگهم
از نگه آن چِشمان دلم میسوزد
شعله چو بارد آتش به جان افروزد
درس محبت گویی به من آموزد
عاشق بر آن چِشم سیهم
می خواهم سوزد با یک نگهم
مَه من آن امیدِ دلها
به من به یک کرشمه گفتا:
گرش بُوَد به دیگران روی
دلش بُوَد همیشه با ما
* * *

نگاه گویا
(سوزم از آتش جدایی)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
سوزم از آتشِ جدایی
ای امید دلم کجایی!؟
شب به یاد تو گذشت و سپیدهی سحر دمیده
چَشم من بوده به راهت، دمی نخفته تا سپیده
سوزم از آتشِ جدایی
ای امید دلم کجایی!؟
دمی با من نمانده، میگذری
به سوز دل نشانده، میگذری
نگاهم را نمیدیدی که موج آرزوها بود
اگر رازم نپرسیدی، نگاه من که گویا بود
سوزم از آتشِ جدایی
ای امید دلم کجایی!؟
شب به یاد تو گذشت و سپیدهی سحر دمیده
چَشم من بوده به راهت، دمی نخفته تا سپیده
سوزان شرری ز نگه زدهای تو به جان
دیگر شده این دلِ من همه سوزِ نهان
همره دل رفتهای از آشیانم نازنینا، خدا نگهدار
همچو امید از برِ من رفتهای عشق آفرینا، خدا نگهدار
همره دل رفتهای از آشیانم نازنینا، خدا نگهدار
سوزم از آتشِ جدایی
ای امید دلم کجایی!؟
شب به یاد تو گذشت و سپیدهی سحر دمیده
چَشم من بوده به راهت، دمی نخفته تا سپیده
* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»
* * *

غروب پاییز (نسیم سرد مهرگان)
شعر: تورج نگهبان
خواننده: عباس مهرپویا
آهنگ: اروین موره (Erwin Muret)
نسیم سرد مهرگان
ز مرگِ گُل خبر دهد
غروبِ عشق و زندگی
به قلبِ غنچه پا نَهد
از این غم، سرا پا
گشته این گلزارِ دیبا
چون مزارِ آرزوها
فغان شکسته در گلو
ز گریه مرغ آرزو
به گُل ز محنتِ خزان
دگر نمانده رنگ و بو
از این غم سراپا
گشته این گلزار دیبا
چون مزار آرزوها
چو من مرغ چمن
ز غم دیگر نمیخواند
زان سرمستی اثر دیگر نمیماند
گشته این گلزار دیبا
چون مزار آرزوها
* * *
● ترانهشناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری
* * *