
در راه عاشقان
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
ای ماه من، ای فروغ شبهای من
ای روشن از نور عشقت دنیای من
روشنتر از صبح امیدِ زندگی
رخشان بود چهر تو ای زیبای من
ای مظهر عشق و صفا
دارم به دل مهر تو را
عاشقم، من ز جان پروا ندارم
در ره عشق تو جان میسپارم
ای نگارم، ای نگارم
ای فروغ زندگانی، صبح امید جوانی
درد و درمانم تویی تو
جان به راهت میگذارم، دل به دستت میسپارم
تا نگهبانم تویی تو
بازآ مگر شبی با می سحر کنیم
از راه عاشقان ما هم گذر کنیم
عاشقم من ز جان پروا ندارم
در ره عشق تو جان میسپارم؛ ای نگارم ای نگارم
ای فروغ زندگانی، صبح امید جوانی، درد و درمانم تویی تو
جان به راهت میگذارم، دل به دستت میسپارم تا نگهبانم تویی تو
* * *

راضی مشو
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: فضلالله توکل
خواننده: هایده
انتشار: تابستان سال ۱۳۵۲
راضی مشو که عشقمو کور کُنی
نور باشی و شبِ منو بینور کُنی
راضی مشو عشقی که نزدیک شده
با سردیات از دل من دور کُنی
دلت میاد که عشق من بمیره
یه دنیا غم تو سینه جا بگیره
اون دلِ سنگت که جدا از منه، از منه
شیشهی عمرم رو میخواد بشکنه، بشکنه
گریه برات میکُنم و اشکِ من، اشکِ من
آبه که آتیش به دلم میزنه، میزنه
دلت میاد که عشق من بمیره
یه دنیا غم تو سینه جا بگیره
دلم خدایا نگرونه ایوای، ایوای
غم جدایی چه گرونه ایوای، ایوای
خزون به دنبالِ بهاره دردا!، دردا!
بهار گلها گذرونه ایوای، ایوای
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»
* * *

بیگانه
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: پوران شاپوری
چه کنم یارم چو به یاد آرم تو و مستیهای گذشته
نه تو ماندی و نه نشان ماند از ره ناپیدای گذشته
آنهمه مستی از سر، رفت و جدایی دیگر
نغمههایم کرده خاموش
قصهٔ عشق ما را
جلوهٔ آن رویا را
کردهای یارا فراموش
آن روزگاران پشت سر بنهادی و تنها رفتی
خود نکردی یاد از آن غمها و شادیها، رفتی
در دل افسردهام سوز غمت بر جا مانده
چون بدیدی مانده غم در سینهام برجا، رفتی
روزگاری بود و ما را، آشنا بودی تو یارا
این زمان بیگانهای
گرچه رفتی از دیارم
روی دل سوی تو دارم
شمع این کاشانهای
* * *
حکایت ترانه «بیگانه» به روایت «تورج نگهبان»
* * *

آسمون با من و تو قهره دیگه!
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: صدرالدین مهوان
خواننده: مهستی
شبامون آخ که چه تاریک و چه سرده
دلامون جای غمه لونهی درده
تو رو بیمن، منو دور از تو گذاشته
چی بگم با من و تو دنیا چه کرده
آسمون با من و تو قهر دیگه
هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه
تو دلم این همه غم جا نمیگیره
چی به جز غم داره اون دل که اسیره
گفتی از یاد میره این غمها یه روزی
تو دلم ریشه دَوُنده، دیگه دیره
آسمون با من و تو قهر دیگه
هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه
تو میگی نامه نوشتی نرسیده
از تو یک خط یا نشون هیچکی ندیده
منم امشب واسه تو نامه نوشتم
اما اشکهام همه رو نامه چکیده
آسمون با من و تو قهر دیگه
هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه
♫ LP Cover ♫
* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»
* * *

سرود غم
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: ناصر تبریزی
خواننده: رامش

آه
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: عباس مهرپویا
ارکستر: الوارو سباستیان
خواننده: عباس مهرپویا
آه شرر زای من
همدمِ شبهای من
مانده به لبهای من
ای که تو تنها در دل شبها از غمِ عشقی آگاه
ای سینهسوز، ای راز جانکاه
آه! ای آتشین آه!
شمع وجودم سوزی
آتشِ دل افروزی
لب ز سخنها دوزی
شعلهی جانی، سوز نهانی، عمر تو چون من کوتاه
ای سینهسوز، ای راز جانکاه
آه! ای آتشین آه!
از کوی یار من گذر کُن
یک شب آخر در دل سنگش اثر کُن
ای آتشین آه
ای آتشین آه
* * *
● ترانهشناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری
* * *

آنچه گذشت (جلوه بوستان)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خُرم
خواننده: مرضیه
ای گُل جلوهی این بُستان بودی
وصلت بر تنِ عاشق، جان بودی
در آن پرتو لبخندِ شیرین
ای مَه! دردِ مرا درمان بودی
بازآ که یار من تو بودی
بهار من تو بودی، رفتی
در این دیار بیقراران
قرار من تو بودی، رفتی
(در این دیار بیقراران
قرار من تو بودی، رفتی)
ای گُل جلوهی این بُستان بودی
وصلت بر تنِ عاشق، جان بودی
در آن پرتو لبخندِ شیرین
ای مَه! دردِ مرا درمان بودی
ماه تابانم جانا تو بودی
رشتهی جانم جانا تو بودی
عاشقی زارم، ای گل تو کردی
عشق سوزانم جانا تو بودی
روشنیبخش شبهای تاریک
در شبستانم جانا تو بودی
پانویس:
اولین شعر تورج نگهبان برای مرضیه و اولین همکاری هنری او با همایون خرم
* * *
یادنامهٔ «همایون خرم» در سایت «راوی حکایت باقی»
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»
* * *

رشته گوهر
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: بابک افشار
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۴
آن شب، پرتو مهتاب
میزد بوسهها بر آب
خاک آن کرانهها در کنار ما زیبا بود
بزمم با تو فتنهگر، شیرینتر ز هر رویا بود
آن شب، اشکم بر سینهی تو چون گوهرها بود
تصویر من در آیینهی اشکم پیدا بود
آن شب کز مَه و پروین، وز تو نازنین، روشن بود
ریزان روی سینهات قطرههای اشک من بود
امشب بر سر دریا باران بارد از غمها
بر خاک، از غم دوران اشک آسمان میریزد
امشب، خاک ساحلها با سرشک ما آمیزد
امشب بینم دریا همچو من غمگین و خاموش
گویی دریا باشد با غمها، چون من همآغوش
امشب اشک چشم من بیتو بر زمین بنشسته
دیگر رشتهی گوهر از گلوی تو بگسسته!
♫ LP Cover ♫
* * *