سوسن: دوستت ندارم

سوسن دوستت ندارم

دوستت ندارم
شعر: خسرو هوشمند لنگرودی
آهنگ: فتح‌الله ریاحی
خواننده: سوسن

♫  LP Cover  ♫

* * *
یادمان «سوسن» به روایت «راوی حکایت باقی»

* * *

مریم روحپرور: ضامن آهو

روحپرور ضامن آهو

ضامن آهو
شعر: احمد جوزانی
آهنگ: یدالله بدر
خواننده: مریم روحپرور

♫  LP Cover  ♫

* * *

قاسم جبلی: چکنم!؟

قاسم جبلی چکنم

چکنم!؟
شعر: مهرداد افشین
آهنگ: منوچهر گودرزی
خواننده: قاسم جبلی

علی نظری: دل به دل دارد راهی

علی نظری دل به دل دارد راهی

دل به دل دارد راهی
شعر: علی نظری
آهنگ: امیر پازوکی
خواننده: علی نظری

داود مقامی: افسوس

داود مقامی افسوس

افسوس
شعر: مهدی
آهنگ: یدالله بدر
خواننده: داود مقامی

(افسوس که این عمر گرانمایه شد از دست
افسوس که روحم نشد از بوی گلی مست)
افسوس که بی‌دلبر جانانه شدم من
افسوس که در عشق تو افسانه شدم من

دیوانه‌ی دیوانه شدم من
دردی‌کش میخانه شدم من
افسوس که با غم قلبم شده محرم
افسوس که این غم از دل نشود کم
افسوس که بگذشته دگر باز نیاید
افسوس که نور سحرم باز نتابد

افسوس که این عمر گرانمایه شد از دست
افسوس که روحم نشد از بوی گلی مست
ای باده گلگون ز خود با خبرم کن
دیوانه که هستم، تو دیوانه‌تر کنم

♫  LP Cover  ♫

* * *
ترانه‌شناسی «داود مقامی» در این سایت

* * *

فیروزه: شاخه‌ی سنبل

فیروزه این کی بود

شاخه سنبل
شعر: ناشناس!
آهنگ: کیومرث سلیم‌پور
خواننده: فیروزه

چشات چرا دشمن جونم شده
نگات چرا تشنه به‌خونم شده
هر چی که آزارم میدی اسم تو
چرا دیگه ورد زبونم شده
حالا دیگه سرمه‌ی چشم اگه بشم
من‌و دیگه توی چشات نمی‌کشی
حالا دیگه شونه‌ی دست اگه بشم
من‌و دیگه توی موهات نمی‌کشی
چرا تو دیگه نظر به ما نمی‌کُنی
چرا نگاه به زیر پا نمی‌کُنی

چرا سری به میخونه نمی‌زنی
چرا دیگه آتیش به‌پا نمی‌کُنی
حالا اگه گلدونِ پُر گل بشم
من‌و دیگه توی خونه‌ت نمی‌ذاری
حالا اگه یه شاخه سنبل بشم
من‌و دیگه توی خونه‌ت نمی‌کاری
چرا تو دیگه نظر به ما نمی‌کُنی
چرا نگاه به زیر پا نمی‌کُنی

♫  LP Cover  ♫

* * *

آغاسی: افسانه

آغاسی افسانه

افسانه
شعر: بامداد جویباری
آهنگ: ناصر تبریزی
خواننده: نعمت‌الله آغاسی

سوسن: مخروبه

سوسن مخروبه

مخروبه
شعر: جهانبخش مهموری
آهنگ: امیر پازوکی
خواننده: سوسن

مثال مرغکی آواره ای غم
به دشت سینه‌ی من پرگشودی
به سقف کلبه‌ی ویرانه‌ی دل
گرفتی آشیان آنجا غنودی

بگو ای غم! سرایی جز دلِ من
چنین مخروبه آیا دیده بودی!؟
تو که مأوا در این ویرانه کردی
ز صحاحبخانه‌اش پرسیده بودی!؟

نمی‌پرسی ز من پیش از تو ای غم
چه کس در خلوتِ‌ دل آشیان داشت
چه کس بود و چرا رفت؟ و کجا رفت؟
چه جایی بهتر از اینجا نشان داشت!؟

تو می‌دانی که آیا این دلِ‌ من
زمانی چون بهاری باصفا بود
دلی سرمست از شوقِ‌ محبت
دلی آکنده از مهر و وفا بود

مرو ای غم که بی‌تو این دلِ من
چو فانوسی شکسته، سوت و کور است
مرا بی‌همزبان مگذار، مگذر
که با شادی، دلم بس دور دور است

* * *
یادمان «سوسن» به روایت «راوی حکایت باقی»

* * *