
سرود دلها
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
نشسته در هر چمنی
فرشتهخویی، بنفشه مویی
. . .
. . .
نه دلنوازی، نه چارهسازی
که پُر کُند ساغرِ من
نه آشنایی، نه جانفزایی
نه سایهای بر سرِ من
دلم ز یکسو بشود
تو هم ز سویی
به گلشنها بلبل گهرها افشاند
در آغوش گلها غزلها میخواند
اگر داری سوزی چنان گلها روزی
تو بشنو آوای مرا
سرود غمهای مرا
نفسی گر که برآرم
به دلم یاد تو دارم
غیر از تو دل را به کس نسپارم
ز تو غیر از تو نخواهم
تو امیدی و پناهم
دامن عشقت ز کف نگذارم
. . .
. . .
* * *

به خاطر دل
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه
دل ربوده از من، شوخ دلربایی
ای دل وفاجو عاشقِ وفایی
از وفا چه پُرسی، دشمنم چرایی!؟
به گوشِ صیادِ من
نمیرسد دادِ من
نمیکُند یادِ من
چه کنده بنیاد من
جفا و بیدادِ او
فغان و فریادِ من
مست از شرابِ نازی اما وفا نداری
ترسی ز آهِ عاشق، شرم از خدا نداری
عشقِ تو، جانم را میسوزد، چه کُنم!؟
حُسن تو، آتشها افروزد، چه کُنم!؟
چه کُنم، کُجا روَم من که وفا نمیشناسی
ز صفا خبر نداری که مرا نمیشناسی
* * *

نیلوفر
شعر: نواب صفا
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: پوران شاهپوری
ای عشق من ای زیبا نیلوفر من
در خواب نازی شبها نیلوفر من
در بستر خود تنها خفتهای تو
ترک من و دل ای مَه گفتهای تو
ای دختر صحرا نیلوفر، آه نیلوفر، آه نیلوفر
در خلوتم بازآ نیلوفر، آه نیلوفر، آه نیلوفر
تویی نامهربان یا من، نکُن جور و جفا با من
روم در کوه و صحرا بلکه بین سبزهها
ای نوگل دیر آشنا یابم تو را، یابم تو را
آسمانی دلبر من
عشق من نیلوفر من
ای عشق من ای زیبا نیلوفر من
در خواب نازی شبها نیلوفر من
در بستر خود تنها خفتهای تو
ترک من و دل ای مَه گفتهای تو
ای دختر صحرا نیلوفر، آه نیلوفر، آه نیلوفر
در خلوتم بازآ نیلوفر، آه نیلوفر، آه نیلوفر
* * *

آشفته
شعر: نواب صفا
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: دلکش
چو اسیر دام توام
رام توام ای محرم رازم
منم آن شمعی که ز شب
تا به سحر در سوز و گدازم
ای فتنه! بکُش، یا بنوازم
بیگناهم، بده پناهم
که از موی تو آشفتهترم
کُن نگاهی به خاک راهی
ای سایهی لطفت بهسرم
چه کُنم، عشقی غیر از تو نخواهم
بهخدا محنت ریزد ز نگاهم
امیدم کو؟ جدا از او
پَرپَر شدهام، خاکستر شدهام
آزارم کُن! چو چشم خود بیمارم کُن!
من ز جفایت دلشادم
از غم عشقت خرسندم
از همه عالم بگسستم
تا که به مهرت پابندم
عشق و امیدِ صفایی
ای عشقِ من چه بلایی
کی ز وفا جانبِ ما باز آیی
* * *

کبوتر بهشتی
شعر: اسماعیل نواب صفا
آّهنگ: حسین صمدی
خواننده: عزت روحبخش
تویی تو شمع سرای من
تویی تو عشق آشنای من
بیا ببین صفای من، سرود من، نوای من
منم اسیر وفای تو، که زنده ماندم برای تو
جوانیام فدای تو،
فدای خندههای تو
سوی جنون میکِشی مرا
به خاک و خون میکشی مرا
تو همنشین جانی، تویی که عشق جاودانی
تو درد من میدانی، بیا که آرزوی جانی
کبوتر بهشتیام سفر مکُن
ز درد و غصه کُشتیام سفر مکُن
دگر ز بام من مرو به بام کس
مشو برای دانه صید دام کس
گر از اول تو را ندیده بودم
غم و رنج و بلا ندیده بودم
ز وفا قصهها شنیده بودم
ولی ای بی وفا، ندیده بودم
کبوتر بهشتیام سفر مکُن
ز درد و غصه کُشتیام سفر مکُن
دگر ز بام من مرو به بام کس
مشو برای دانه صید دام کس
* * *

زندگانی (شب سیه، ابر پاره پاره)
گلهای رنگارنگ ۴۳۶
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه
زندگانیها جدا از شادِمانیها نَیرزد
بیتو ای دنیای شادی، زندگانیها نیرزد
شبِ سیه، ابرِ پاره پاره
ندیده کس، زندگی دوباره
دل و جان و سر و زر را همه در پای تو ریزم
نَبُوَد طاقت دوری، نَبُوَد تابِ گریزم
شبِ سیه، ابرِ پاره پاره
ندیده کس، زندگی دوباره
قصهی ناخوانده، منم
جامِ تهیمانده، منم
اگر پس از من رِسَد به گوشَات ترانهی من
بدان که عشقی نبوده جز تو بهانهی من
شبِ سیه، ابرِ پاره پاره
ندیده کس، زندگی دوباره
لالای لای لای
لای لالای لای لای لا
لالای لای لای
لای لالای لای لای لا
* * *

بندهٔ عشق
(ساقی امشب ما را دیوانه کردی)
شعر: نواب صفا
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش
ساقی امشب ما را دیوانه کردی
ما را بیخود از یک پیمانه کردی
از جانبازی هرگز پروا نکردم
دل را شمع و جان را پروانه کردی
ما را با افسونت افسانه کردی
یادم کُن ای بختِ من، یادم کُن
شادم کُن با بوسهای، شادم کُن
بندهی عشقم در کویت، حلقه به گوشم من
بی لبِ نوشینت ای جان باده ننوشم من
همچو می از غم دوری تو از چه نجوشم من
چون سر زلف تو در به در و خانه بهدوشم من
آه که سر پا جور و جفایی
نه وفا داری نه صفایی
* * *

برق نگاهی ۲ (برق نگاهی ۱)
شعر: اسماعیل نواب صفا
خواننده: مرضیه
در آتشم از برق نگاهی بنشاندی، ننشستی
در خلوت شبهای سیاهی بنشاندی، ننشستی
گشتم چو غباری که به دامان تو یکدم بنشینم
چون خاک رهم بر سر راهی بنشاندی، ننشستی
تا رشتهی امید و قرارم نگسستی، ننشستی
تا در به رخ عاشق دلداده نبستی، ننشستی
دیدی که به بال و پر عشق تو پریدم ز سر شوق
تا بال و پر عشق و امیدم نشکستی، ننشستی
از عالم بهدر منم، بیخبر منم
شب ز کوی تو رهگذر منم
بیتو من چه سازم
آه بیاثر منم، چون شرر منم،
شام تیرهدل، بی سحر منم
بیتو من چه سازم
با من همسفر تویی، همسفر تویی
من شکستهپر، بال و پر تویی تو
هر دم در نظر تویی، در نظر تویی
گرچه از دلم بیخبر تویی تو
* * *

برق نگاهی ۱ (برق نگاهی ۲)
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه
خواهم برق نگاهی
دارم اشک و آهی
بلای ناگهان عشق است
امید بیکران عشق است
فشانم به خاک راهی
اشک بیپناهی
خواهم برق نگاهی
دارم اشکی و آهی
گر چو فتنهای برخیزی
چو سایهای بگریزی ز خلوت من
همه جهان قربانت
شود بلا گردانت محبت من
خواهم برق نگاهی
دارم اشکی و آهی
خدای من چو شمعی تن پر آتشم ده
خدای من چو شمعی تن پر آتشم ده
دهی چو چشم پر آبم
دهی چو جسم بیتابم
دمی بر آتشم نه
دمی بر آتشم نه
خواهم برق نگاهی
دارم اشکی و آهی
* * *

عشق و آرزوها (موج آرزوها ـ آرزوها)
شاعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
از نگهم ریزد موج آرزوها
پیش لبت بستم لب ز گفتگو ها
رمز عاشقی را در نگاه تو خواندهام من
در تو دیدهام نقش همه عشق و آرزوها
ای بنای هستی! جانم را ز چه میکاهی؟
ای امید جانم! از جانم تو چه میخواهی؟
تو بمان! تو بمان! به جانم آتش زدهای
تو مرو !تو مرو! که همچو آتشکدهای
گهی مرا میکِشی، گهی مرا میکُشی
ز عشقِ من بیخبر، به کُشتنم دلخوشی
من به سانِ شمعِ سَحرم
ز هستیم بیخبرم
محو آتشم
شعله میکِشم
نمیکُند یادِ من گر صیادِ من
از فریادِ من او را خبری کو؟
در کُنج قفسش مُشت پَری کو؟
. . .
* * *