
بوسه بر لبهای خونین
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش
هربوسهای پژمرده گردد
هر آتشی افسرده گردد
قلبِ من روزی به یادِ تو
چون گلی پژمُرده گردد
هرستاره گریه خواهدکرد
ابر غمگین گریه خواهدکرد
چشم ناز تو در میانِ خوابِ شیرین گریه خواهدکرد
میروی، من با دل غمگین میزنم بر آن لبِ شیرین
بوسه با لبهای خونین
تو دگر مرا نمیخواهی با دو چشم پیر و افسرده
با این چهرهی پژمرده
مرگ هم دیگر نمیخواهد عاشقی باقلب مُرده
● بر همین آهنگ با شعری دیگر، ویگن ترانه «بازگشت» را خوانده است. (در اینجا بشنوید.)
* * *

الهه نازم (عشق و افسانه)
ترانهسرا: هوشنگ شهابی
آهنگساز: اسپانیایی
تنظیمکننده: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷
در آسمان عشق من ستارهای نو دَمید
چشمان افسونگر وی میدهد بر من نَوید
غنچههای مِهر او در باغ دل، شکُفته شد
سُکرِ بادهی وفا در جامِ جان، نهُفته شد
بشنو نغمهی ساز من
گویَد با تو، او راز من
ای الههی نازم!
بشنو آواز من!
جادوی آن دو چشم مَست
عشق من، افسانه کرد
از کف، صبر و تابم رُبود
باز مرا دیوانه کرد
چون مرغ پَر شکستهای
در دام آن فُسونگرم
گر او دارد قصد جان
از قید جان بگذرم
. . .
. . .
● این ترانه در سال ۱۳۴۵، توسط گروه «اعجوبهها» با تنظیمی متفاوت و با صدای جمشید علیمراد بازخوانی شد. (در اینجا بشنوید).
● نکته قابل توجه در اصلاح متن ترانه، کلمهی سُکر (= مستی، مدهوشی) در ترکیب «سُکر بادهی وفا» است که در اکثر منابع این مصرع را اشتباهاََ «صبح بادهی وفا» در نظر گرفتهاند. (متن و توضیحات برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

عروس
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷
خوش از بَرِ ما رفتی آسان
میخَرامی دامنکِشان
در جامهی نوعروسان
شور میافزاید نغمهی ساز
از هر سویی خیزد آواز
از چشمانت میریزد ناز
برمیخیزد خوشنوای «مبارک باد»
دلها شود سرمست و شاد
در این میان، تنها منم رفته از یاد
آرزویَم رفته بر باد!
نُقل و سکه و گُل میریزد
از هر سو به سر و رویَت
اشک شادی و غم میریزد
از آن دیدهی جادویَت
خوش از بَرِ ما رفتی آسان
میخرامی دامنکِشان
در جامهی نوعروسان
کز مِهر ما بُریدهای
دلم به خون کشیدهای
با دیگری بستی پیمان
خوش میروی آرامِ جان
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

نصیحت
شعر: کریم محمودی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: رامش
بذار تنها باشم، تنها بمیرم
دیگه از درد و غم آروم بگیرم
برم پیدا کُنم یه جای خلوت
بشینم اشک بریزم تا قیامت
برو ای دل بخواب، که وقتِ خوابه
سلامِ تو همیشه بیجوابه
به تو بیدست و پا از من نصیحت
اگه عاشق بشی خونهت خرابه
چرا ای دل تو اینقدر سر بهزیری
به دامِ این و اون هر دَم اسیری
چرا گول میخوری با یک اشاره
بشین فکری بکُن یا استخاره *
* در اجرای عارف: «سحر شد تو هنوز چشمات بیداره»
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

میتونی مشت منو وا بکنی (با صدای اونیک)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: رامش
میتونی مُشت منو وا بکُنی
منو پیش همه رسوا بکُنی
میتونی همره این قطرهی اشک
دامنم رو مثل دریا بکُنی
اما مشکل بتونی عشقمو حاشا بکُنی
دیگه مشکل مثل من یاری تو پیدا بکُنی
میتونی قهر بکُنی ناز بکُنی
از نو اون حرفا رو آغاز بکُنی
میتونی قلبمو آتیش بزنی
با دلم غمها رو دمساز بکُنی
اما مشکل بتونی عشقمو حاشا بکُنی
دیگه مشکل مثل من یاری تو پیدا بکُنی
میتونی رو دل من پا بذاری
منو با این همه غم جا بذاری
میتونی عشقتو از من بگیری
دلمو بیکسو تنها بذاری
اما مشکل بتونی عشقمو حاشا بکُنی
دیگه مشکل مثل من یاری تو پیدا بکُنی
♫ LP Cover ♫
* * *

عروس دریا
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: عروس دریا (۱۳۴۴)
مثال تور ماهیها تار دلم ز هم گسسته
میخوام بگیرم دامنت با این دو دستِ پینهبسته
دلم میون سینهام به خون نشسته
مثال قایقهای پیر تنم شکسته
دل زدستم گله داره، من ز دستِ دل شکایت
نتوانم پیش یارم غم دل کُنم حکایت
ای آسمون بیستاره با دل من کُن مدارا
به هم مزن دگر دوباره آشیونِ عشقِ ما را
* * *

بازیچه
آهنگساز: همایون خرم
ترانهسرا: تورج نگهبان
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۵۳
روحم، جسمم شد خسته از بازیچه گشتن
در هر دامی اُفتادن و از خود گذشتن
آزرده روحم از این بیهوده گفتن
بیهوده رازِ خود را در دل نهفتن
خفتن در آرزویِ خوابِ تو دیدن
اما زِ تیرهروزی شبها نخفتن
روحم، جسمم شد خسته از بازیچه گشتن
در هر دامی اُفتادن و از خود گذشتن
ای عشقِ بیثمر، آرامشم مبر! آتش دگر میفروز
عُمری نخفتهام، با کَس نگفتهام زین رنجِ آشیانسوز
[تو کنون مَگُشا زبانِ من
مزن آتشِ غم به جانِ من]
روحم، جسمم شد خسته از بازیچه گشتن
در هر دامی اُفتادن و از خود گذشتن
. . .
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

دختر کولی
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران شاپوری
♫ LP Cover ♫
* * *

تنهای تنها ماندهام
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش
در زیرِ سقفِ آسِمان
در گوشهی این آشیان
چون طایرِ بیخانمان
تنهایِ تنها ماندهام
هر آتشی روشن شود
دودش به چشمِ من رَوَد
دور از دیار و دودِمان
تنهایِ تنها ماندهام
نه آشِنایی، نه دلستانی
نه غمگساری، نه همزبانی
چون رفتگانِ بینشان
تنهایِ تنها ماندهام
به یادِ تو این نالهها میکُنم من
شکایت ز تو با خُدا میکُنم من
چون قطره باران، کز ابر نیسان
افتد به بحری بیکران
تنهایِ تنها ماندهام
(هرچه گشتیم در این شهر نبود اهلِ دلی
که بداند غمِ دلتنگی و تنهاییِ ما)
چه میشد اگر بیوفا بودم
بسانِ تو دیر آشِنا بودم
نه دیگر به غم مبتلا بودم
نه شمعی که پروانهاش باشم
نه عشقی که دیوانهاش باشم
رفتی تو و من در جهان
تنهایِ تنها ماندهام
* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

بیداد زمان
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
به رهی دیدم برگ خزان،
پژمرده ز بیداد زمان، کز شاخه جدا بود.
چو ز گلشن رو کرده نهان
در رهگذرش بادِ خزان چون پیکِ بلا بود
ـ ای برگ ستمدیدهی پاییزی
آخر تو ز گلشن ز چه بگریزی
روزی تو همآغوش گُلی بودی
دلداده و مدهوش گُلی بودی
ـ ای عاشقِ شیدا! دلدادهی رسوا!
گویمت چرا فسردهام.
در گل نه صفایی باشد نه وفائی
جز ستم ز غیر نبُردهام
آه، بار غمش در دل بنشاندم
در رهِ او من جان بفشاندم
تا شد نوگلِ گلشن و زیبِ چمن
رفت آن گلِ من از دست
با خار و خسی پیوست
من ماندم و صد خارِ ستم
این پیکر بیجان
ای تازهگلِ گلشن، پژمرده شوی چون من
هر برگ تو افتد به رهی پژمرده و لرزان
* * *