
هدیه دوست
آهنگساز: زاون اوهانیان
ترانهسرا: کریم فکور
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۵
یارِ فتنهگرم از سفر آمد
آمد وقت سحر، بیخبر آمد
رفت از خانهی دل ظلمت غمها
تا در خانهی من چون سحر آمد
بودم دیده به رَه کز سفر آید
چون بلبل به بَرَم نغمه سَراید
آرد هدیهی مهرش به سرایم
فریاد امشب از سینه برآید!
من چه بگویم!
چه بگویم ز نگاهش؟
جان به چه ارزد
چو بریزم به سر راهش!
من که بهجز او نپسندم
از شوقِ دیدارش
میگریَم، میخندم
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

ندیده بودم
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: رامش

تاری از گیسو
ترانهسرا: عبدالله الفت
آهنگساز: زاون اوهانیان
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۴
شبی از شبها که بر این دنیا
مَه تابان زد رنگ مهتابی
تو به یک نازِ نگَه افکندی
به دلم شور از عشق و بیتابی
آتش بر جان میزد پنهان
آن افسونگر چشم آبی
چون بر دوشَت دیدم رقصان
مویَت را با بیقراری
یک تار مو از آن گیسو
آن شب بردم یادگاری
چون لبخند باده در پیمانه
در چشمت ماه میتابید مستانه
از نگه هوسآلود تو
دل شد آن شب دیوانه
چون شبنم از چشم سحر
پنهان شدی ناگه از من
چون بوی گُل از دست من
گرچه کشیدی تو دامن
از قصهی آن شب بس نکتهها
بر لب، با تار موی تو دارم!
با یاد تو میبوسم آن تار مو
که از تو باشد یادگارم
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

سنه ده قالماز (با صدای عارف، پوران)
ترانهسرا: رسول رضا (آذربایجانی)
آهنگساز: توفیق قلیاف (آذربایجانی)
تنظیمکننده: زاون اوهانیان
خواننده: ویگن
کونلوم سنین اسیری، قلبیم سنین دیر یار
قلبیم سنین دیر
اینصاف ایله خوش سوز له، منی گل دین دیر یار
منی گل دین دیر
سویله ندیر بو ادا لار، بو عیشوه، بو ناز
والا آی گیز بو گوزللیک سنه ده قالماز!
یالگیزیم یالگیز، یالگیزیم یالگیز
گل منی محنته اودا سالان وفاسیز
سویله ندیر بو ادا لار، بو عیشوه، بو ناز
والا آی گیز بو گوزللیک سنه ده قالماز!
داغلار باشی دومان دیر، آمانآللاه یار
ینه دومان دیر
آیریلیقین اولومدن منه یامان دیر یار
منه یامان دیر
سویله ندیر بو ادا لار، بو عیشوه، بو ناز
والا آی گیز بو گوزللیک سنه ده قالماز!
. . .
. . .
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

بیستارهها (بیستاره)
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
ستاره امشب کسی ندیده
مگر ستاره کجا دمیده؟!
مَه آرمیده، رنگش پریده
ابر سیاه رو به سر کشیده
چشمای ابر سیَه پُر آبه
میخواد بباره، دلش خرابه
کو یک ستاره در آسمونم
بختم سیاهه، خودم میدونم!
بنال ای نی! بنال امشب به آوای جدایی
بگو با یار بیمهرم که دور از مو چرایی؟!
رَویم ای دل به دنیایی که رنگ غم ندیده
به دنیایی که رنگِ حسرت و ماتم ندیده!
● این نسخه ار ترانه «بیستاره» که بهنظر میرسد ضبط و اجرای آن در اوایل دههی ۴۰ صورت گرفته است، در سال ۱۳۵۸ و در کاستی از شرکت «آونگ» تحت عنوان «خاطرهها (۴)» مجموعهای از ترانههای خاطرهانگیز دههی ۳۰ و ۴۰ شمسی، منتشر شد.
● متن و ترانه و توضیح برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

چشمک (رقص ابرو)
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: پرتو

عقد آسمانی
شعر: کریم فکور
آهنگ: زاون اوهانیان
خوانندگان: منوچهر سخایی ـ سیمیندخت

یالا زود منو برسون!
آهنگساز: زاون اوهانیان
ترانهسرا: کریم فکور
خواننده: رامش
ترانه فیلم: آشیانه خورشید
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۶
از رهِ جنگل شیههکشون
تند و سبک چون آب روون
یالا منو زودتر برسون
تا دم دهکدهمون،
در برِ یار جوون
تنگ غروب، خرم و شاد چون میام از سر کار
مرغ دلم پَر میزنه بهر نوازش یار!
او چون دریا بیآرام، من خندان چون خورشیدم
در خوشرویی، در دلجویی چون او یاری کم دیدم
یالا زودتر، که از شوق او اکنون لرزان چون بیدم
● این ترانه پس از ایجاد تغییراتی در شعر و تنظیم آن، برای اجرا در رادیو نیز ضبط شده است.
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

گلایه
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: زاون اوهانیان
تنظیمکننده: زاون اوهانیان
انتشار: ۱۳۴۵
به امید مِهرت ای آشنا دلم شد ز یاران، گسسته
مکُن کاری امشب کای نازنین شود دل ز ناز تو خسته!
تو گویی ز نور سپیدهدم خدا پیکرت آفریده
ز رنگ شب تیره عاشقان به چشم تو سرمه کشیده
بگو چون کنم تا نگیری دگر ز من نازنینا بهانه؟
از آن ترسم بیخبر پر گیری چو مرغی از این آشیانه
خدا را مکُن تو کاری که یاری دگر بگیرم
به پیش چشمت ای گل گُلی تازهتر بگیرم
فدای دو چشم سیاهت شوم که خندد به من چون ستاره
بیا تا بچینم من از روی تو گل بوسه امشب، دوباره
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

روشنایی شهر
آهنگساز: زاون اوهانیان
ترانهسرا: پرویز خطیبی
خواننده: رامش
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۵
به بزم ما نَبوَد دگر شور و نوایی!
دلم به سینه تپد ز بیداد جدایی!
تو رفتی و ز غمت خزان گشته بهارم
به هر کجا نگرم تو را در نظر آرم!
نَبوَد در این شب من بهجز تب من، پرستار دل
که دگر به شهر شما کسی نبود خریدار دل!
پس از این گو چه کُند دل افسردهی من
شده چون برگ خزان رُخ پژمردهی من
تو بیا بار دگر شور و نوا کُن به پا
که بود روی مهت روشنی بزم ما
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *