
میبرد مرا
(گلهای رنگارنگ ۵۲۰)
شعر: رهی معیری
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: هایده
همراه خود نسیم میبرد مرا
یارب چو بوی گل به کجا میبرد مرا
سوی دیار صبح رود کاروانِ شب
باد فنا به ملک بقا میبرد مرا
با بال شوق ذره به خورشید میرسد
پرواز دل به سوی خدا میبرد مرا
آن را که جفاخوست نمیباید خواست
سنگیندل و بدخوست نمیباید خواست
ما را ز تو غیر از تو تمنایی نیست
از دوست به جز دوست نمیباید خواست
♫ LP Cover ♫
* * *

ی
اگه دیوونگی عشقه، درسته
ترانه سرا: نظام فاطمی
آهنگساز: پرویز مقصدی
تنظیم کننده: ناصر چشم آذر
خواننده: عارف
ترانه فیلم: قربون هر چی خوشگله
من از دیوونه مردم میگریزم
به اون جایی که دل میگه بهشته
گریزونم من از مردم، همیشه
اینم از بازیهای سرنوشته
دلم میخواد بریم اونجا من و تو
که ما رو چشم نامحرم نبینه
به اون جایی که جز خورشید و مهتاب
کسی دیگه ما رو با هم نبینه
پنهون کُنم از چشم حسودا
تو رو که گوهری گمشده بودی
تو رو که چون پرستوی مسافر
به قهر رفته، به ناز آمده بودی
میخوام از چشم بد دورت کُنم، دور
به اسفند دل و آتش سینه
میخوام پیش دو چشمونت بمیرم
که راه و رسم عاشقی همینه
به من میگن تو رو دیوونه کرده
کسی که چشم او سِحره و جادو
اگه دیوونگی عشقه، درسته
که من دیوونهام، دیوونه او
♫ LP Cover ♫
* * *

وای وای عمرم سر اومد
شعر و آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی
اگه یادش بره که وعده با من داره
وای، وای، وای
اگه دل بیچارهمو به دستِ غم بسپاره
وای، وای، وای
ای خدا بهار اومد، گل من نیومد
وای، وای، وای
فصل کِشت و کار اومد، یار من نیومد
وای، وای، وای
دلِ من شکسته، طاقت نداره والا
اگه پیغوم بده دیگه دوستم نداره
وای، وای، وای
که دیگه نالههام براش اثر نداره
وای، وای، وای
ای خدا بهار اومد، گل من نیومد
وای، وای، وای
فصل کِشت و کار اومد، یار من نیومد
وای، وای، وای
دلِ من شکسته، طاقت نداره والا
می دونم یار من خبر نداره
که قلب من براش چه بیقراره
چشم من مونده بر ره جدایی
آخه انتظارم اندازه داره
ای خدا بهار اومد، گل من نیومد
وای، وای، وای
فصل کِشت و کار اومد، یار من نیومد
وای، وای، وای
دلِ من شکسته، طاقت نداره والا
دلم امشب اونو بهونه کرده
انتظارش منو دیوونه کرده
اگه یادش بره قولی که داده
نمیدونم دیگه کی بر میگرده
اگه یادش بره قولی که داده
ای خدا بهار اومد، گل من نیومد
وای، وای، وای
فصل کِشت و کار اومد، یار من نیومد
وای، وای، وای
دلِ من شکسته، طاقت نداره والا
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانهشناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی
* * *

غم عشقت منو داغون میکنه
شعر: مینا اسدی
آهنگ: پرویز مقصدی
خوانندگان: داریوش، اونیک، کیوان، ماسیس
یاد اون روزهای خوب، یاد اون روز های شاد
یاد اون روزهای روشن دلم رو خون میکُنه
غم عشقت منو داغون میکُنه
غم عشقت منو داغون میکُنه
حالا که عاشق اون چشما شدم
برای خاطر تو رسوا شدم
از دلت عشقمو بیرون میکُنی
دلم رو خون میکُنی
دلم رو خون میکُنی
یاد اون روزهای خوب، یاد اون روز های شاد
یاد اون روزهای روشن دلم رو خون میکُنه
غم عشقت منو داغون میکُنه
غم عشقت منو داغون میکُنه
تو برام دونه پاشیدی تا که من
چشمام رو بستمو رام تو شدم
حالا که کفتر بام تو شدم
دلم رو خون میکُنی
دلم رو خون میکُنی
♫ LP Cover ♫
* * *
«مینا اسدی» (شاعر) و ترانههای او
* * *

بیمن مرو
شعر فارسی: کریم فکور
شعر گیلکی: تیمور گرگین
آهنگ و خواننده: ناصر مسعودی
راهِ صحرا مرو در دل شبِ سیاه
مرا با خود ببر تا شوم دلیلِ راه
شب بُوَد؛ پیچ و خم کوه و کتل پُر خطر
بیخطر باشد اگر با تو شوم همسفر
چون من ای فتنه، نگهبانِ توام تا سحر
نازنین یار من! بشنو از دل سخن
مرو! بیمن مرو! دل به دریا مزن
من که سودا زدهی چشم سیاه توام
مشعلم در دلِ شب بر سر راه توام
* * *

گریه چه حاصل
آهنگ و شعر: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی
حیف از آن نغمههایی که برات سرودم
حیف از آن شکوههایی که ز غم نمودم
وه چه شبها که در کوی تو نامهربون
شاهد ظلم و جور و ستم تو بودم
از چه به ناگه ز من بُریدی
از من غمگین مگر چه دیدی
همچو خیال از برم گذشتی
دو چشم خونبار من ندیدی
وه که چه شبها در انتظارت
چشم و دلم بوده بیقرارت
خنده زدی عشوهکنان دلم ربودی
یک دو شبی هم به کنار من تو بودی
درد و دریغا که به من وفا نکردی
رفتی و در بَر رقیبم آرمیدی
گریه چه حاصل ای دل غافل
که او به ناگه رفت و نیومد
یادت میاد که وقتی عزم سفر میکردی
میگفتی میری اما دوباره بر میگردی
دل خوشه از وعدهایت که بیایی
چشم من خیره بر ره جدایی
مانده ای بی وفا بگو کجایی
گریه چه حاصل ای دل غافل
که او به ناگه رفت و نیومد
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانهشناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی
* * *

سفر کرده (کجا سفر رفتی)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ:علی تجویدی
خواننده: دلکش
کجا سفر رفتی
که بیخبر رفتی
اشکم را چرا ندیدی
از من دل چرا بریدی
پا از من چرا کشیدی
که پیش چشمم بَرِ دگر رفتی
بیا به بالینام
که جان مسکینام
تابِ غم دگر ندارد
جز بر تو نظر ندارد
جان، بیتو ثمر ندارد
مگر چه کردم که بیخبر رفتی؟
چه قصهها تو از وفا گفتی با من
تو بیمحبتی کنون جانا یا من؟
تو چنان شرر، به خدا ، خبر ز خدا نداری
رَوَد آتش از سرِ آن سَرا که تو پا گذاری
سوز دلم را تو ندانی
آتشِ جانم ننشانی
با غمت درآمیزم
از بلا نپرهیزم
پیش از آن بَرم بنشین
کز میانه برخیزم
رو به تو کردم
به خدا خو به تو کردم
که همآغوش تو باشم
دل به تو بستم
به امیدت بنشستم
که قدحنوش تو باشم
چه شود اگر نفس سحر
خبری ز تو آرد
به کسِ دگر نکنم نظر
که دلم نگذارد
رفتی و صبر و قرار مرا بُردی
طاقت این دل زار مرا بُردی
پانویس:
ترانه «سفر کرده» را میتوان مُکمل یا پیوستی بر ترانهی «بازگشته» دانست. آن ترانه نیز اثر مشترک این سه هنرمند است. [در اینجا بشنوید!]
* * *
● LP Cover ●
* * *

چرا، چرا خدایا
(گلهای رنگارنگ ۴۶۳)
شعر: سیمین بهبهانی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: رویا
غافلی ز کارم چرا، چرا، چرا خدایا
جز تو کس ندارم رها مکن مرا خدایا
نه انتظار آرزو، نه عشق و آشنایی
وجودِ من گرفته خو به محنتِ جدایی
نگاه حسرتم زبان به گفتگو گشوده
که جز بلا از این جهان، نصیب من چه بوده
غافلی ز کارم چرا، چرا، چرا خدایا
جز تو کس ندارم رها مکن مرا خدایا
در سکوتِ شبها،
بینصیب و تنها،
به دامن صحرا
نشستم و گذشته را بهانه کردم
سرشکِ غم ز دیدگان روانه کردم
فراموشم مکن دگر
که همچو می در جوشم
مکن نظر به ظاهر خاموشم
چه بیسامان در این بلا
به دست موج و طوفان شدم رها
غمم ندارد پایان
نه انتظار آرزو، نه عشق و آشنایی
وجودِ من گرفته خو به محنتِ جدایی
نگاه حسرتم زبان به گفتگو گشوده
که جز بلا از این جهان، نصیب من چه بوده
غافلی ز کارم چرا، چرا، چرا خدایا
جز تو کس ندارم رها مکن مرا خدایا
♫ LP Cover ♫
* * *

قصه آشنایی
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: پوران
اگر چه عمری ای سیهمو چون موی تو آشفتهام
درون سینه قصهی این آشفتگی بنهفتهام
ز شرم عشق، اگر به ره ببینمت
ندانم چگونه از برابر تو بگذرم من
نه میدهد دلم رضا که بگذرم ز عشقت
نه طاقتی که در رُخ تو بنگرم من
اگر چه عمری ای سیهمو چون موی تو آشفتهام
درون سینه قصهی این آشفتگی بنهفتهام
دل را به مهرت وعده دادم
دیدم دیوانهتر شد
گفتم حدیث آشنایی
دیدم بیگانهتر شد
با دل نگویم دیگر این افسانهها را
باور ندارد قصهی مهر و وفا را
مگر تو از برای دل قصهی وفا بگویی
به قصه شد چو آشنا غصهی مرا بگویی
اگر چه عمری ای سیهمو چون موی تو آشفتهام
درون سینه قصهی این آشفتگی بنهفتهام
ز شرم عشق، اگر به ره ببینمت
ندانم چگونه از برابر تو بگذرم من
نه میدهد دلم رضا که بگذرم ز عشقت
نه طاقتی که در رُخ تو بنگرم من
* * *

نگاهم با نگاهت قصهها دارد
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: حسن لشگری
تنظیم آهنگ: واروژان
خوانندگان: عارف ـ هایده
ترانه فیلم: تنها و گلها
انتشار: زمستان سال ۱۳۵۲
عارف:
وقتی تو هستی، آسمون پُر از نوره
غم از قلبم هزارون ساله دوره
هایده:
الهی نشکنه قلبِ من و تو
که هر کی عاشقه، قلبش بُلوره
همخوان:
نگاهم کن نگاهم با
نگاهت قصّهها داره
نگاهم کن که چشمت
قصّههایِ آشنا داره
عارف:
برای من تو خورشیدی، تو نوری
تو دریایی که سر تا پا غروری
هایده:
بمون با من که قلبِ من نمیره
کنارِ تو دلم آروم بگیره
عارف:
دلم افسانهای جز
عشق پاکِ ما نمیدونه
هایده:
که تنها عشقه اون
افسانهیِ خوبی که میمونه
♫ LP Cover ♫
* * *