پوران:‌ شانه

پوران شانه

شانه
کلام: ناصر رستگار نژاد | خواننده: پوران شاپوری
بر آهنگ: البنت الشلبية | فیروز

بر گیسویت ای جان، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه
دل در مویت دارد خانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه
در حلقه‌ی مویت بس دل اسیر است
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه

* * *
حکایت ترانه‌ی «شانه» را در اینجا بخوانید!

* * *
نمونهٔ فارسی‌شدهٔ ترانه‌های مشهور

* * *

مرضیه: دلم می‌سوزد

مرضیه دلم می سوزد

دلم می‌سوزد (باران غم)
شعر: هدایت‌الله نیرسینا
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه

باران غم بارد ز نگاهم
در چِشمانم دیدی تو گناهم
با ناز چِشمت سوزد گنهم
آتش زد آتش، با یک نگهم

همچو شباهنگی با حسرت‌ها
همه شب ز تنهایی فغان دارم
ناله‌ی عشقم از دل برخیزد
که به سینه‌ام سوزی نهان دارم
عاشق بر آن چِشم سیهم
می خواهم سوزد با یک نگهم

از نگه آن چِشمان دلم می‌سوزد
شعله چو بارد آتش به‌ جان افروزد
درس محبت گویی به من آموزد
عاشق بر آن چِشم سیهم
می خواهم سوزد با یک نگهم

مَه من آن امیدِ دلها
به من به یک کرشمه گفتا:
گرش بُوَد به دیگران روی
دلش بُوَد همیشه با ما

* * *

پروین: من کجا، او کجا!؟

پروین من کجا او کجا

من کجا، او کجا
شعر: کریم فکور
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین

ای خدا! چرا نباشد رها
دلِ پریشانِ من از بلا
ای فلک! ای خدا! من کجا؟ او کجا؟

آن نارنین دیر آشنا
که شهره باشد در شهر ما
کنون که پوید راه سفر
شود چو بختم از من جدا
من در این سرزمین
او در آن سوی دنیا
ای فلک! ای خدا! من کجا؟ او کجا؟

قصه عشق ماجرای من
کس نمی‌داند جز خدای من
در آن نگاه شادی‌آفرین
رنگ غم دارد خنده‌های من
من در این سرزمین
او در آن سوی دنیا
ای فلک! ای خدا! من کجا؟ او کجا؟

ای باوفای من! بشنو صلای من
دل، چون موج سرگشته‌ای
شد اسیر طوفان غم
بی تو در این شبهای تار
شد پناهم دامان غم
من در این سرزمین
او در آن سوی دنیا
ای فلک! ای خدا! من کجا؟ او کجا؟

* * *

دلکش: چرا گوشه گرفتی (تنها منشین)

دلکش چرا گوشه گرفتی تنها منشین

چرا گوشه گرفتی (تنها منشین)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش

آمد، آمد، با دلجویی،
گفتا با من:
تنها منشین!
برخیز و ببین
گلهای خندان صحرایی را؛
از صحرا دریاب این زیبایی را.

با گوشه گرفتن، درمان نشود غم؛
برخیز و به‌ پا کُن شوری تو به عالم.
تو که عُزلت گُزیده‌ای،
غم دنیا کشیده‌ای،
ز طبیـعت، چه دیده‌ای تو.؟
تو که غمگین نشسته‌ای،
ز جهان دل گُسسته‌ای،
به چه مقصد رسیده‌ای تو.؟

زین همه طراوت از چه رو نهان کُنی؟
شِکوه تا به کِی ز جور این و آن کُنی؟
دل‌غمین به گوشه‌ای چرا نشسته‌ای؟
جان من مگر تو عُمر جاودان کُنی؟
تا کی تو چنین باشی؟
عمری دل‌‌غمین باشی
گُلگشت چمن بهتر
یا گوشه‌نشین باشی؟
تا کی باید باشی افسرده در بند دنیا؟
خندان‌رو شو چون گُل، تا بینی لبخند دنیا.

پانویس:
ترانه‌‌ «چرا گوشه گرفتی» (تنها منشین) را می‌توان مکمل یا پیوستی بر ترانه‌ی «گوشه‌گیر» دانست. آن ترانه نیز اثر مشترک این سه هنرمند است. [در اینجا بشنوید!]

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

گوگوش: دریای انتظار

گوگوش دریای انتظار

دریای انتظار
شعر: محمدعلی شیرازی | خواننده: گوگوش
بر آهنگ: Harlekin – Siw Malmkvist

شن‌های ساحلی، کلبه‌های گلیچشمانِ باز صدف، موجی که تن پوشیده با تور کفهر یک در این دریا چون دلِ عاشقم انتظار تو را داردبر لبهای قایقرانانِ نغمه‌خوان
خاموشی کرده آشیان، بی‌ تو جانابازآ، بازآ با طنین آواز خود،
با فسون و با ناز خودبار دیگر بلرزان قلبِ دریا را
بر روی موج آب، نیلوفر رفته خواببر چشمان خوابِ او، بر شام من یک بار دیگر بتاببازآ، بازآ، باز‌آ چون دل عاشقم انتظار تو را دارد

♫  LP Cover  ♫

* * *
نمونه‌ٔ فارسی شده‌ی ترانه‌های مشهور

* * *

مرضیه: نه آفتاب، نه بارون

مرضیه نه آفتاب نه بارون

نه آفتاب،‌ نه بارون
شعر: رضا جنتی‌عطایی
آهنگ: بزرگ لشکری
خواننده: مرضیه

دیگه چیزی نمی‌خوام
نه آفتاب، نه بارون
نه ساحل دریا و نه دشت و بیابون
دیگه فرقی نداره، نه اینجا، نه اونجا
نه توی خونه‌م‌و نه اونور دنیا

قدم زدن در زیر بارون
رو ماسه‌ها دراز کشیدن
دویدنای توی ساحل
آب دریا به هم پاشیدن
اینا همه با او صفا داشت
دنیای ما چه جلوه‌ها داشت

اگه ز دست زندگی
دل منِ شکسته‌پر تو سینه تنگه
ولی باید قبول کنم
که زندگی خوب و قشنگه
حالا که او رفته دیگه این زندگی خالی شده
دل بیچاره‌ی من، راستی چقدر تنها شده
. . .

* * *

مهستی: نخستین عشق (ترانه فیلم)

مهستی نخستین عشق

نخستین عشق
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: مهستی
ترانه فیلم: شکوه قهرمان

عشق تو چون آتشی در سینه‌ام مانده
با قلب من در رویا افسانه‌‌ی تو خوانده
آرزو در سینه‌ام بر پا کرده توفان
تنها تو در این دنیا با این مرغ خسته بمان

هر جا باشم پس از این یاد تو بود در خاطر من چون خاطره‌ها
بر هر جا می‌نگرم چون خنده‌ی گل بینم به‌خدا لبخند تو را
با من باش ای که ز تو روشن شده این ویرانه‌‌ی دلم
ترکم مکُن که تو را خواهد به جهان دیوانه‌ دلم

در شب تنهایی، در بر آیینه، قصه‌ی دل می‌خوانم
ای همه شیدایی، من خدا می‌داند، قدر عشقت می‌دانم
تا کنارت هستم، چشمه‌ی امیدم، جلوه‌ای از خورشیدم
بی‌تو بی‌آرامم، شمع تب‌آلودم، بی‌پناهم، نومیدم

هر جا باشم پس از این یاد تو بود در خاطر من چون خاطره‌ها
بر هر جا می‌نگرم چون خنده‌ی گل بینم به‌خدا لبخند تو را

♫  LP Cover  ♫

* * *
یادمان اسفندیار منفردزاده

* * *

گوگوش: حالا باور بکنم یا نکنم!؟

گوگوش حالا باور بکنم یا نکنم

حالا باور بکنم یا نکنم!؟
شعر: ذبیح بداغی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: گوگوش

اومدم شبها رو باور نکُنم، غصه نذاشت
اومدم غصه رو باور نکُنم، شب نمیذاشت
حالا باور بکُنم یا که باور نکُنم؛
دردی درمون نمی‌شه،کاری آسون نمیشه
کوه غصه روی قلبم دیگه ویرون نمی‌شه

می‌تونست چشمای تو شبها رو روشن بکُنه
نذاره غم توی دل اینقده شیون بکُنه
توی دل هیچ میدونی غم داره آواز می‌خونه
این‌و من می‌دونم و این شب تاریک می‌دونه

دلِ تو، خنده‌ی تو، چشمای تو، دستای تو
می‌تونستن نذارن شبها رو باور بکُنم
حالا باور بکُنم یا که باور نکُنم
دردی درمون نمی‌شه، کاری آسون نمیشه
کوه غصه روی قلبم دیگه ویرون نمی‌شه

می‌تونست چشمای تو شبها رو روشن بکُنه
نذاره غم توی دل اینقده شیون بکُنه
توی دل هیچ میدونی غم داره آواز می‌خونه
این‌و من می‌دونم و این شب تاریک می‌دونه

♫  LP Cover  ♫

* * *

الهه: وقتی که تو می‌خندی

الهه وقتی که تو می خندی

وقتی که تو می‌خندی
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: الهه

خندد جهان بر من، قلبم شود روشن
با آن لبِ جان‌پرور، وقتی که تو می‌خندی
دست تو در دستم، چشمت کُند مستم
مستی شود افزونتر، وقتی که تو می‌خندی

شد تازه روانِ‌ من از معجزه‌ی لبخند
این خنده‌ی روح‌افزا آخر کُندم پابند
از قلب من گویی رود رنج و غم دنیا، وقتی که تو می‌خندی
گیتی شود در چشم من زیباتر از رویا، وقی که تو می‌خندی

وقتی که تو می‌خندی توفان عشقت کلبه‌ی دلها به‌هم ریزد
رنج زمانه همچو گردی از میان خیزد
ما را نگاهت درسی از جادو بیاموزد
جان گر بپرهیزد ز عشقت با چه آمیزد؟

* * *

الهه: قصه عشق

الهه قصه عشق

قصهٔ عشق
کلام: کریم فکور | خواننده: الهه
بر آهنگ ترانه: Andy Williams – Love Story

آه من از کجا بیان کُنم این قصه را
که عالمی خبر شود ز عشق ما
من از کُجا بیان کُنم این ماجرا
که دیده را سازد گریان
او نور امید افشانده بر دنیای من
باشد چو ماه روشنگر شبهای من
گر نقش او از پرده‌ی رویای من گردد فنا
دنیای من یابد پایان چون خورشید صبح پاییز
قلب و روحم را سازد لبریز از یک احساس
فریاد از این احساس
دارم آتش در دل پنهان
اشکِ من باشد قصه‌گوی این عشقِ سوزان

♫  LP Cover  ♫

* * *
نمونهٔ فارسی‌شدهٔ ترانه‌های مشهور

* * *