
می زده بر تو عاشقم [ اجرای دیگر ]
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
میزده شب چو ز میکده باز آیم
بر سر کوی تو من به نیاز آیم
دلدادهی رهگذرم
از خود نبُوَد خبرم
ای فتنهگرم
شبها سرِ کوی تو
آشفته چو موی تو
میآیم تا جویم خانه به خانه
مگر از تو نشانه
میخانه به میخانه،
پیمانه به پیمانه
راه تو میپویم
این می و مستی
بُوَد بیتو بهانه
میسوزم شبها با شمع رخ تو، با سوز نهان
میسازم با این آتشِ دلِ خود، با کاهشِ جان
تشنهای به راه سرابم
به لب رسیده جان، چو حبابم
مستم و خرابم
فارغ از غمم چه نشستی؟
چرا دل مرا بشکستی؟
همچو من تو مستی
مست از بادهام یا از آن نگه
بر تو عاشقم، یا بر روی مَه
من بر تو عاشقم، بر تو عاشقم
قلب من نشد شاد از عشق تو
داد از عشق تو
* * *
از «بیژن ترقی» و «پرویز یاحقی» در این سایت:
مثلث هنری «پرویز یاحقی»، «بیژن ترقی» و «حمیرا»
* * *

گاهی خنده، گاهی گریه
شعر: مسعود هوشمند لنگرودی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: گوگوش
گاهی خنده، گاهی گریه
آخه این چه کاریه!؟
سرم از غم تو گریبون
این چه روزگاریه!؟
بعد تو، این دلِ رسوا
به کسی دل نمیبنده
دیگه از غصه رو لبهام
نمیشینه گلِ خنده
گاهی خنده، گاهی گریه
آخه این چه کاریه!؟
سرم از غم تو گریبون
این چه روزگاریه!؟
آسمونِ قلبِ عاشق
افقش رنگ غروبه
اون وفا و مهربونی
اگه برگرده چه خوبه
بیتو، دل هر شب و هر روز
مثل یک مرغِ اسیره
بعد تو دل توی سینه
دوست دارم تنها بمیره
گاهی خنده گاهی گریه
آخه این چه کاریه!؟
سرم از غم تو گریبون
این چه روزگاریه!؟
♫ LP Cover ♫
* * *

بلا دیدم از دل (محبت)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
انتشار: بهار سال ۱۳۴۸
از محبت بس که دیدم رنج و محنت
فرقِ محنت را ندانم از محبت
خدایا تو دانی که در زندگانی
چه کرده به من مهربانیِ من
خدایا تو دانی که این مهربانی
شده دشمنِ جاودانی من
کسی که دلم را کشیده خدایا در آتش غم
نگفته که با او به غیر محبت چه کرده دلم
بلا دیدم از دل، خطا دیدم از دل
نخواهم دلی را، دل غافلی را
که شد باعثِ ناتوانی من
به عشقی اسیرم، به دردی دچارم
که از محنت آن فراری ندارم
سیه شد از آن زندگانی من
به جُرم محبت، غم و درد و محنت
دلی پُر ز حسرت زمانه چرا کرده قسمت من
ز من بیریاتر، ز تو بیوفاتر ندیده زمانه
که عشق تو را کرده قسمت من
اگر دل دادم وفا کردم، خدا میداند خطا کردم
اگر بی تو گریهها کردم، خدا میداند خطا کردم
* * *
مثلث هنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی، حمیرا
* * *

شکوفه آرزو
شعر: هدایتالله نیر سینا
آهنگ: جواد لشکری
خواننده: مرضیه
تو گفتی چو شقایق نو زند خیمه به صحرا
به فصلی که شکوفه شود چو روی تو شکوفا
بیایی به خاطر دل من تازه کُنی خاطرات کُهن
بگیری چو ره صحرا،چو بوی بهار و باد صبا
بیایی به کاشانهی ما، نوازی دل ما را
. . .
. . .
* * *

گلریزان
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
روی تو بهارِ دلانگیزم
بوی تو بهشتِ طربخیزم
بازا که به پای تو گل ریزم
دشت و دمن، باغ و چمن، لاله و ریحان پرورده
دستِ صبا در همهجا فرشِ زمرد گسترده
رها مکُن دامنِ گُل، بر رُخ گل خنده بزن
بیا و با لالهرُخان باده بزن طرفِ چمن
بیا که تاراج خزان از تو نهان میرسد از پی
بیا که چون عمر چمن، دولت من بیتو شود طی
دشت و دمن، باغ و چمن، لاله و ریحان پرورده
دستِ صبا در همهجا فرشِ زمرد گسترده
سبوی وصلم را پُر می کُن
بیا و با من عمری طی کُن
بهار جاویدم، روی تو
بهشت امیدم، کوی تو
در این چمن با من تو بمان
که بُگذرد عمرِ گذران
به هر طرف پیر و جوان خندهزنان در ساغر هم مِی ریزند
بسانِ مرغانِ چمن، ای گلِ من از بهر طرب برخیزند
دشت و دمن، باغ و چمن، لاله و ریحان پرورده
دستِ صبا در همهجا فرشِ زمرد گسترده
* * *

جشن گلها
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
جهان زیبا شد، بلبل چمنآرا شد
در ایران جشن گلها ز نو برپا شد
نوروز آمد [نوروز آمد]
هم خندهی وی، هم نغمهی نی گوید که چه پیروز آمد
پیروزآمد [پیروز آمد]
جانانهی من، در خانهی من فرخنده چو نوروز آمد
ای گل از گلها تازهتری
در صحنِ چمن بس جلوهگریها داری
با خار ای گل کی همنفسی
چون بوی گلی در سینهی گل جا داری
جهان زیبا شد بلبل چمنآرا شد
در ایران جشن گلها ز نو برپا شد
هم دردی و هم درمانی،
هم وصلی و هم هجرانی
عشق و امید دل و جانی
دل مهر و وفا میخواهد
دیوانه چها میخواهد
دردم را دانم، که ندانی
جهان زیبا شد بلبل چمنآرا شد
در ایران جشن گلها ز نو برپا شد
داری گل و می را با هم، من از تو گل و می خواهم
گیراتر از خوابِ بهاری
دل در تو وفا میجوید، غافل که خطا میجوید
میخواهد آن را که نداری
بردی تو صفای گلها، بازا که به پای گلها سر در دامانت بگذارم
سیر چمن از سر گیرم، با روی تو ساغر گیرم، رویت باشد صبح بهارم
جهان زیبا شد بلبل چمن آرا شد
در ایران جشن گلها ز نو برپا شد
. . .
* * *

بهار اومد
شعر: رضا شمسا
آهنگ: حسین واثقی
خواننده: عهدیه
بیا جانا که جونِ من تو باشی
گلِ شیرینزبونِ من تو باشی
دلِ تو رنگِ غم هرگز نگیره
بهار بیخزون من تو باشی
بهار اومد، بهار اومد
چه خوش اومد، مقدم مبارک!
بهار اومد، بهار اومد
عزیزم بر تو هم مبارک!
ز برگِ لالهها به دشتِ ارغوانها
بیا تا برای تو سازم آشیانها
به صحرا، به چمن بیا ای جانِ شیرین
بندم ز گلها سایهبانها
بهار اومد، بهار اومد
چه خوش اومد، مقدم مبارک!
بهار اومد، بهار اومد
عزیزم بر تو هم مبارک!
بیا من و تو مثل دو کبوتر
جهان به زیر بال و پر بگیریم
از آشیون به اوج آسمونها
به شوقِ هم ره سفر بگیریم
بهار اومد، بهار اومد
چه خوش اومد، مقدم مبارک!
بهار اومد، بهار اومد
عزیزم بر تو هم مبارک!
* * *

پرستوی من
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه
سحر شد و بار دگر، پرستو از لانه درآمد
پرستوی من تو بیا، بیا که از در سحر آمد
تو طلیعهی بهاری، تو قرار بیقراری
تو امیدِ پایداری، بیا که عمرم به سرآمد
دمی ای نسیم دلجو، به من این لطیفه برگو
که تو همچنان پرستو، بیا که وقت سفر آمد
چرا بنالم، چو به یاد وفای منی، چرا بنالم
خوشا به حالم که تو شمع سرای منی، خوشا به حالم
بِشکستم، سبوی غمها را من بِشکستم
بِنشستم، در آرزوی وصلت بِنشستم
زیبایم تویی گل شادی هایم،
تویی بهشت رویایم،
تویی تو عشق و دنیایم، بیا کنارم
به روی غمها میخندم،
غم تو سازد خرسندم،
به تار مویت پابندم، تویی قرارم
بیا که گردد بیتو گل مُرادم پَرپَر
ز جانم آتش خیزد اگر شوم خاکستر
به هر چمن بُگذشتی، مرا بهخاطر آور
* * *

عمو نوروز
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: رامش
عیدِ بهاره عمو نوروز، بیقرارم بخدا
طاقت ندارم، نغمه سر کُن شادی دلها
آی عمو نوروز! چه نشستی گل لاله در اومد
عیدِ بهاره، مرغ عاشق خوشخبر اومد
عمو نوروز! گر سیاهی یا سیپدی
تو پرستوی بهاری، تو نویدی
شادی نیاید شبِ عیدی بیتو در خانهی ما
پُر کُن دوباره از ترانه کاشانهی ما
عیدِ بهاره عمو نوروز، بیقرارم بخدا
طاقت ندارم، نغمه سر کن شادی دلها
آی عمو نوروز! چه نشستی گل لاله در اومد
عیدِ بهاره، مرغ عاشق خوشخبر اومد
عمو نوروز! عمر گلها دوسه روزه
عمو نوروز! شادی تو همه روزه
شادی نیاید شبِ عیدی بیتو در خانهی ما
پُر کُن دوباره از ترانه کاشانهی ما
* * *

می زده [ اجرای اول ]
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
میزده شب چو ز میکده باز آیم
بر سر کوی تو من به نیاز آیم
دلدادهی رهگذرم
از خود نبُوَد خبرم
ای فتنهگرم
شبها سرِ کوی تو
آشفته چو موی تو
میآیم تا جویم خانه به خانه
مگر از تو نشانه
میخانه به میخانه،
پیمانه به پیمانه
راه تو میپویم
این می و مستی
بُوَد بیتو بهانه
میسوزم شبها با شمع رخ تو، با سوز نهان
میسازم با این آتشِ دلِ خود، با کاهشِ جان
تشنهای به راه سرابم
به لب رسیده جان، چو حبابم
مستم و خرابم
فارغ از غمم چه نشستی؟
چرا دل مرا بشکستی؟
همچو من تو مستی
مست از بادهام یا از آن نگه
بر تو عاشقم، یا بر روی مَه
من بر تو عاشقم، بر تو عاشقم
قلب من نشد شاد از عشق تو
داد از عشق تو
* * *